با دستاورد های اخیری که توسط محققان و باستان شناسان انجام شد که ثمره آن کشف شهر افسانه ای داوارکار شهر بزرگ حکمران بزرگ سری کریشنا و  همچنین با ثبت وقایع مربوط به کتاب های مقدس بودائی چون مهابارتا ، پژوهشگران و تاریخ نویستان این امر را پذیرفتند که در گذشته بسیار دور با توجه به نوشته های کتاب مقدس جنگ هایی آسمانی میان زمینایان و موجودات بیگانه در سانکریت ودیک روی داده است ، که همه نوشته ها واقعی بوده و در ضمن پیشینه هند را به تصویر می کشند.

در این میان این شهر با توجه به کتاب های مقدس بودا و با توجه به متون تاریخی وجود داشته و پس از کشف شدن شهر افسانه ای که اکنون زیر آب های اقیانوس قرار دارد چگونه گی وقوع آن را با توجه به نوشته های کهن می توان اینگونه بیان کرد که بر اثر جنگ های صورت گرفته با بیگانگان اکنون این شهر در زیر اقیانوس قرار گرفته است.

متاسفانه با توجه به گمانه زنی های اشتباه محققان در متون تاریخی سبب شد تا آنان با توجه به سطح وسیعی از دانشی که در مورد تاریخ داشتند این عوامل را نقض کنند. و به طور بلقوه قدرت این امر را از خود سلب کردند که اشتباهات مبنی بر این است که چه کسی واقعاً میداند و باید به چه کسی گوش فرا داد.

دسته ای از آریائی ها به پرستش حکمران سری کریشنا کسی که شخصیت بسیار والائی داشت می پرداختند و از این رو او حکمرانی بسیار توانا بود که می توانست در میان فضا سفر کند و همچنین در بین تمامی سیارات منظومه شمسی و حتی فرا تر از آن نیز  رفت آمد کند.

دانشمندان مربوط به علوم دنیائی نمی توانند عنصر ابتدایی که بر زمین وجود داشت  را درک کنند و در پاسخ به این گونه سوالات تنها می توانند بگویند که یک شکل زندگی با یک ذهن هوشمند وجود داشت و همه در یک انرژی قوی ادغام شدند!. بسیاری از اجسام برخی از افراد ترکیبی از تمامی عنصر های شناخته شده زمینی از جمله آتش ، آب ، هوا ، عناصر آسمانی (روح) و بسیاری دیگر از عناصر قوی تر چون هوش، عقل و حتی نفس های کاذب است.

دین بودا به کاملیت روایات بیشماری را در مورد رفتن به فضا و همچنین حیات در سیارات دیگر را در خود گنجانده است. یوفو لزوماً منشا بیگانه ندارد اما در حقیقت این مورد و بسیاری از شکل هایی که تکنولوژی های پیشرفته را به زمین آورده است و این خود خط شروع تغییر زندگی بشریت بود و پژوهشگران مجذوب آن هستند که حقیقت را پیدا کنند.

اگر علم یوفولوژیست واقعاً بخواهد که از وجود داشتن و یا نداشتن یوفوبه طور یقین آگاهی یابد. آنان باید تاریخچه دین بودا را مطالعه کنند.

پی نوشت:
خط زمان ؛ اسناد بصری مربوط به کشفیات باستان شناسان

دانشمندان و محققان بسیاری با پژوهش در سطح دریاهای هند برای کشف تاریخ پر رمز و راز آن  راهی این مکان مرموز می شوند که پس از آن ، محققان تواستند شهر افسانه ای داوارکار را در حالی که به تمامی در زیر دریا قرار گرفته بود کشف کنند در کنار این کشف عظیم آنان بقایای موجود در شهر را  مورد بررسی قرار می دهند که با استفاده از تکنولوژی آن زمان یعنی 5000 سال قبل ، ابزارآلات جنگی بسیار پیشرفته و فرا زمینی را برای مقابله با عوامل خارجی داشته اند. با توجه به متون کهن کتاب مقدس هند خداوندگار کهن هند کریشنا که با داشتن قدرت هائی از جمله توانائی سفر در بین فضا توانسته بود شمار بسیاری از قوم آریائی را مجذوب خود کند و برای خودش سرزمین پهناوری را پدید آورد.

در این بین اخترشناسان معتقدند که فرا زمینیان با استفاده از ابزار آلات بیگانه به شهر مربوطه حمله می کنند و قست گسترده ای از شهر را به کلی نابود می کنند در این میان خداوندگار کهن هند کریشنا پس از این اعمال خرابکارانه بیگانه گان ساکت ننشست و با ساخت یک فضا پیمای جنگی از جنس آتش و عناصر زمینی  سریعاً جواب فرازمینیان را داد و در ادامه جنگ بسیار سهمگینی بر روی زمین روی داد که قدرت ان با توجه به کتاب کهن بودا به اندازه قدرت خورشید سوزان بود. کریشنا برای ابراز همدردی با بازماندگان این حادثه  قول می دهد که انتقام خود را از آنان بگیرد و او با بهره جوئی از قدرت های ماورا طبیعی برای جنگ دوباره خود با فرازمیان اماده می شود.

با توجه به کتیب های دیگر پیدا شده در  زیر دریاها شکل واقعی تر این رویداد به وضوح نشان دهنده این است که بیگانگان در زمین حضور داشته و با زمینیان در حال نبرد بودند.

با توجه به پیشینه تاریخی هند سرزمینی دیگری در جنوب هند به نام کوماری کاندم وجود داشت که این سرزمین در طول هزاران سال قبل توسط فرازمینیان تصرف می گردد. و پس از نبرد های پی در پی با زمینیان این سرزمین به زیر دریا فرو می رود.

تاریخ هند این را به ما نشان میدهد که برای اولین بار تماس فرازمینان به زمین به شکل جنگ بوده است و فرازمینیان با ارسال سفینه های جنگی برای تصرف زمین با زمینیان در حال نبرد بوده اند.


برگفته از:

http://ufosightingshotspot.blogspot.de/2013/07/ufo-attacks-earth-5000-years-ago.html

منبع بصری:

http://www.youtube.com/watch?v=QSEMIdGB8Uk&feature=player_embedded

 



تصادم بوئینگ 757 با یوفو در منطقه هوایی چین
 
UFO colidiu com um Boeing 757 pertencente -- Air China_497x300
بر اساس گزارشات آژانس خبری آسیا در روز چهارم ژوئن یک سانحه هوایی با برخورد یک بوئینگ 757 با یک شی ناشناس رخ داده است. این سانحه هنگامی رخ داده است که هواپیما از چنگدو عازم گوانگژو بوده است.
بر اساس این گزارش این تصادم در ارتفاع 26000 فوتی(8000 متری) تنها 20 دقیقه بعد از اینکه هواپیما از باند فرودگاه پریده است اتفاق افتاد. تاکنون خبری از مجروحان احتمالی منتشر نشده است اما طبق اظهارات چندین مسافر این سانحه برای آنها بسیار وحشتناک بوده است.
به محض این که هواپیما از سانحه گریخت مجبور به فرود اضطراری در فرودگاه شوانگلیو شد.
خلبان پس از اینکه نیاز به فرود اضطراری را لازم دید هنگامی که با برج مراقبت هماهنگی می نمود علت درخواست فرود را نقص فنی اعلام کرد که با توجه به عکسی که یکی از مسافران گرفته است خلاف این موضوع را نشان می دهد در عکسی که می بینید کاملا اثر برخورد بر روی دماغه هواپیما مشهود است اما سوال اینجاست که در ارتفاع 26000 فوتی هواپیمای مذکور به چه برخورد کرده است؟ آیا برخورد با یوفو بوده است؟
مسئولان فرودگاه به سرعت در اظهارات خودعامل این برخورد را پرندگان ذکر کردند. اما ما در شگفتیم که چه پرنده ای
ممکن است عامل همچین فرو رفتگی باشد و افزون بر این چرا هیچ اثری از خون در آن دیده نمی شود؟
پس از تحقیقاتی که ما درباره احتمال برخورد پرنده به هواپپما انجام دادیم متوجه شدیم که ؛بله در این ارتفاع نیز پرندگانی هستند که قابلیت پرواز داشته باشند حتی فراتر از آن (37900 فوت) اما مساله عجیب در مورد این داستان عکس گرفته شده از این حادثه پس از برخورد است که چطور ممکن است برخورد با این ابعاد با یک پرنده صورت گرفته باشد که حتی اثری از یک قطره خون در آن دیده نمی شود؟

با تشکر فراوان از پوریا  عزیز برای ترجمه و ارسال مطلب.



از بهترین و شاید کم نظیرترین مدارک رویارویی بشقاب پرنده ها و هواپیماهای نظامی مربوط به سال 1976 و  تقابل این اشیا ناشناس پرنده و جت های فانتوم II در محدوده آسمان شهر تهران است که تا به امروز برخی از زوایای این حادثه همچنان در پرده ابهام قرار دارد . این واقعه هنگامی رخ داد که در 19 سپتامبر1976 مرکز فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران شی پرنده ناشناسی را در محدوده آسمان تهران شناسایی کرد, نکته مهم در این حادثه تاثیرات ناشناخته الکترومغناطیسی شی پرنده ناشناس بروی سیستمهای الکترونیکی بود .  دو فروند هواپیمای جت فانتوم F-4 که به صورت مستقل اقدام به رهگیری اشیا ناشناس پرنده(UFO) کرده بودند تمامی سیستمهای الکترونیکی و ارتباطی آنان مختل شده و از کار افتادند و حتی در یک مورد هواپیما قادر به شلیک موشکهای خود به هدف نیز نبود وهر دو به ناچار از شی پرنده دور شدند . این حادثه به سرعت مورد توجه سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا(DIA) , سازمان امنیت ملی آمریکا  (NSA)  و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(CIA) قرار گرفت و تعدادی از پرسنل ایرانی که مستقیما در این حادثه حضور داشتند مورد بازجویی قرار گرفتند.  اگر چه  با گذشت زمان برخی از این نکات مبهم و سوالات بی پاسخ آن به تدریج با خارج شدن و انتشار مدارک مربوط به این حادثه از حالت محرمانه بودن روشن شده است اما همچنان نکات و ابهامات بیشماری وجود دارد که به نظر نمیرسد تنها با بررسی تنها این حادثه امیدی به یافتن پاسخی برای آن داشت اما میتوان امیدوار بود که با در کنار هم چیدن مجموعه مدارک بدست آمده از حوادث مختلف به نتیجه ای مثبت دست یافت با ما باشید تا گذری بر این حادثه داشته باشیم .

شرح  واقعه :

در حدود ساعت 12:30 بامداد روز 19 سپتامبر1976مرکز فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران چندین تماس تلفنی در فواصل زمانی کوتاه از منطقه شمیران در شمال تهران  دریافت میکند که تعدادی از آنان گزارش دیدن یک شی پرنده در آسمان و تعدادی دیگر از دیدن یک شی نورانی شبیه به هلیکوپتر خبر میدادند . هنگامی که مرکز فرماندهی نیروی هوایی مطمئن شد که هیچ هلیکوتر و هواپیمایی متعلق به نیروی هوایی و یا سازمان دیگر در آن محدوده حضور ندارد با تیمسار همافر نادر یوسفی جانشین فرمانده عملیات نیروی هوایی و فرد سوم نیروی هوایی شاهنشاهی ایران  تماس گرفته میشود و در جریان امور  قرار میگیرند  . تیمسار یوسفی در اولین واکنش, احتمال مشتبه شدن ساکنین شمیران از دیدن ستاره زهره که درآن فصل از سال درخشانترین اجرام سماوی است به جای شی ناشناس نورانی میدهد اما بعد از صحبت با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد و گزارش آنان مبنی بر دیدن یک جرم نورانی که بسیار بزرگتر از یک ستاره است این فرضیه منتفی میشود و  تیمسار یوسفی تصمیم به شناسایی و رهگیری این شی نورانی ناشناس میگرد .

TehranUFOIncidentUFO

در حدود ساعت 01:30 بامداد یک فروند هواپیمای فانتوم F-4 از پایگاه هوایی شاهرخی (همدان) به پرواز در می آید و با حداکثر سرعت به سمت تهران و محل رویت شی ناشناس پرنده حرکت میکند , در فاصله 70 مایلی (112 کیلومتر) هدف , خلبان از رویت بصری یک شی ناشناس نورانی میدهد( که محتمل نور زیادی ساطع میکرده که از این فاصله تشخیص داده شده) و به سمت شی ناشناس نورانی حرکت میکند , در فاصله 25 مایلی ( 40 کیلومتری) شی ناشناس ناگهان تمام دستگهای مسیریاب(قطب نما و…) و سیتمهای الکترونیکی هواپیما به همراه سیستمهای ارتباطی  مختل میشوند و از کار میافتند و خلبان درمانده و متحیر از این حوادث بعد از سعی و تلاش بیهوده برای تسلط بر امور تصمیم به بازگشت به پایگاه شاهرخی میگیرد اما تمامی سیستمهای هدایتی و ارتباطی هواپیما در راه بازگشت به پایگاه بعد از دور شدن از شی ناشناس به حالت عادی خود بازمیگردند .

در ساعت 01:40 بامداد دومین هواپیمای جت فانتوم به خلبانی سرهنگ دوم همافر پرویز جعفری برای شناسایی شی ناشناس به پرواز در می آید . سرهنگ  جعفری و کمک خلبان هواپیما بعد از مشاهده بصری شی نورانی ناشناس , رادار هواپیما نیز خبر از وجود یک شی پرنده در فاصله 27 مایلی(43 کیلومتری) هواپیما میدهد . این شی نورانی از نظر بزرگی در انداره هایی شبیه به یک هواپیما بوئینگ 707 است  و در حال حاضر باسرعت 150 مایل (240 کیلومتر) در ساعت به سمت جنوب در حال حرکت است و در فاصله 25 میلی(40 کیلومتر) هواپیما قرار دارد, این شی ناشناس گاهی حرکت میکند و گاهی هم در آسمان ثابت است . هنگامی که سرهنگ پرویز جعفری در 25 مایلی (40 کیلومتری) شی ناشناس نورنی قرار داشتند مشاهدات بصری خود را اینگونه بیان گزارش میکند :
تشخیص اندازه دقیق شی نورانی به دلیل نور زیادی که از این شی ساطع میشود دشوار است . رنگهای این شی نورانی به صورت متناوت میان رنگهای آبی , سبز,  قرمز و نارنجی متغیر و تغییر رنگ آن منظم است و به سرعت رنگها تغییر میکنند . فاصله تغییر رنگها خیلی کم و کمتر از یک ثانیه بیشتر میان  تغییر رنگها فاصله نیست .
در همان هنگام که هواپیما در حال حرکت به سمت جنوب و شی نورانی ناشناس بود شی ناشناس کوچک تری از شی بزرگ ابتدایی جدا شده و با سرعت زیاد به سمت هواپیمای سرهنگ جعفری حرکت میکند , سرهنگ جعفری به تصور اینکه  مورد حمله قرار گرفته است  ,اقدام به رهگیری شی دوم کرده و با استفاده موشک سایدوایندر تصمیم به حمله میگیرد ولی در لحظه شلیک موشک به ناگهان تمام سیتمهای کنترل موشک و سیتمهای ارتباطی از کار می افتد . خلبان با دیدن این شرایط با یک شیرجه سریع و تحمل فشار جی زیاد اقدام به چرخش و گریز از مهلکه میکند اما شی دوم ناشناس تا مدت زمان کوتاهی اقدام به تعقیب هواپیما تا فاصله 5 مایلی(7.5 کیلومتر) میکند و بعد از دور شدن هواپیمای جت فانتوم اقدام به بازگشت به سفینه مادر میکند و سفینه مادر (همان سفینه بزرگ نورانی ابتدایی) بر طبق مکالمات خلبانان هواپیما اقدام به دور شدن از موقعیت با سرعت صوت میکند و باز هم به محض دور شدن هواپیما از شی ناشناس نورانی تمامی سیستمهای هدایتی و ارتباطی هواپیما به حالت طبیعی خود باز میگردند .
در فاصله زمانی کوتاه  خدمه هوایپمای جت فانتوم  F-4 مشاهده میکنند شی نورانی کوچک تری نسبت به شی نورانی بزرگ ابتدایی از شی نورانی بزرگ جدا میشود و با سرعت نسبتا زیادی به صورت زاویه دار و مورب به سوی پایین در حال سقوط(یا فرود) است سرهنگ جعفری از فرصت استفاده کرده و در ارتفاع پایین تصمیم به نزدیک شدن به شی نورانی در حال سقوط میگیرد اما پیش از آن شی پرنده بعد از پرواز بر فراز فرودگاه مهرآباد, درمکانی در اطراف فرودگاه  مهرآباد با همان نور خیره کننده فرود می آید و تمام سیستمهای الکترومغناطیسی و ارتباطی در آن محدوده از کار می افتد . هواپیماهای غیر نظامی که در آن زمان در حال نزدیک شدن به فرودگاه مهرآباد بودند و یا در حال تماس با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد بودند همگی مدعی قطع شدن یکباره ارتباط خود با برج مراقبت فرودگاه مهرآباد شده اند اما با تلاش سرهنگ شاهرخی و کمک خلبان هواپیما در حالی که تمام سیستمهای الکترونیکی هواپیما از کارافتاده بود هواپیمای جت F-4 موفق به نزدیکی به شی ناشناس  میشوند که در گزارش مشاهدات به شکل یک استوانه تخم مرغی شکل توصیف شده است که نوری کمتر نسبت به سفینه مادر سطح آنرا پوشانده بود و چراغهای چشمک زن به صورت یک کمربند به دور آن وجود داشت . روز بعد خلبانان دومین هواپیمای فانتوم با استفاده از هلیکوپتر با پرواز بر فراز منطقه سعی در پیدا کردن محل فرود شی ناشناس پرنده داشتند اما هیچ رد و اثری نیافتند اما تصمیم گرفته شد محل تقریبی فرود شی ناشناس پرنده در یک دایره با استفاده از دستگاهای ردیاب امواج رادیویی و بررسی تششعات مختلف (رادیو اکتیو و ….) بررسی شود که در هنگام این جستجو امواج رادیویی گوش خراشی در همان اطراف از یک خانه کوچک که در همان نزدیکی بود دریافت شد و وقتی از ساکنین خانه در مورد اینکه شب گذشته مورد غیر عادی ندیده اند سوال شد آنان پاسخ دادند ما دیشب صداهای عجیب به همراه نورهای عجیب مانند صاعقه دیده ایم .

گزارش از بازجویی اعضای این خانواده و یا منبع این امواج گوش خراش و حتی گزارشی از نتایج تحقیقات بررسی تششعات منتشر نشده است و بعد از سقوط شاه نیز هیچ مدرکی در این زمینه یافت نشد و مطالب بالا بر اساس مدارک گفته شاهدان این واقعه و مطالب منتشر شده از سوی سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا نوشته شده است .

فرم گزارش سازمان اطلاعات دفاعی امریکا(DIA):

الف) این مورد شامل گزارشهای مختلفی در زمینه یک کیس واحد است که توسط شاهدان مختلف در شمیران و فرودگاه مهرآباد و … که از آسمان و هم از روی سطح زمین در مکان های مختلف دیده شده است .
ب) جدا از وجود تعداد زیادی شاهد عام تعدادی از پرسنل نیروی هوایی که دارای علم و تجربه کافی هستند نیز بر وجود چنین شی ناشناسی گواهی داده اند .
ج) تمام این مورد توسط رادار مشاهده و تایید شده است.
د) تاثیرات الکترومغناطیسی ناشناخته همانند EME توسط دو هواپیما و برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تایید شده است .
ه) تاثیرات فیزیولوژی قابل مشاهده ای مانند تاثیر در عضو بینایی پرسنل نیروی هوایی گذاشته است .
و) مقدار مانور پذیری بسیار بالایی برای شی ناشناس گزارش شده است .

با توجه به ظوابط و مدارک موجود این مورد قابلیت بررسی به عنوان یک شی نا شناس پرنده(UFO)  را دارد.

عقاید شاهدان :

یدی(یدالله) ناظری یکی از خلبانان اولین هواپیمای جت فانتوم معتقد است اشیا ناشناس پرنده(UFO)  میتوانند با سرعت چندین هزار مایل در ساعت مسافرت کنند . او  در ادامه میگوید : «…. این اشیا فراتر از سرعت و قدرت ما بودند و F-4 مطمئنا نمیتوانست به این اشیا ناشناس پرنده برسد ,هنوز هیچ کشوری نتوانسته به چنین وسایل پرنده ای با چنین قدرت و سرعتی دست یابد , مدتی بعد گزارشهایی منتشر شد که زمان آن  چند دقیقه قبل از این واقعه در تهران بوده است و خلبانان مصری شی ناشناسی مانند این شی را بر فراز دریایی مدیترانه رویت کرده اند و یا در همان زمان از رویت شی ناشناس نورانی در لیسبون پرتغال سخن گفته شده است.  من میگویم این شی پرنده از یک سیاره دیگر آمده بود .
تیمسار همافر نادر یوسفی معاون عملیات وقت نیروی هوایی میگوید «… من دو جت رهگیر درخواست کردم و فکر میکردم برای رهگیری و شناسایی آن کافیست اما نمیدانستم که آنها از کجا آمده اند , او در ادمه میگوید بسیاری از مدارک این رویارویی در اختیار سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) است و هیچ کس در ایران به این مدارک دسترسی ندارد . نادر یوسفی میگوید بعد از اینکه دومین هواپیمای فانتوم F-4 ارتباط خود را از دست داد و سیستمهای تسلیحاتیش از کار افتاد با یک مانور اقدام به گریز میکند و در هنگام گریز سرعت هواپیما به 2 ماخ هم میرسد اما شی ناشناس نورانی( دومین شی که کوچکتر بوده و از شی اولیه بزرگتر جدا شده بود) به تعقیب هواپیما اقدام میکند و به سادگی به هواپیما نزدیک میشود .
مسئول وقت برج مراقبت مهرآباد حسین پیروزی هم میگوید شی ناشناس پرنده(کوچک) در ارتفاع کم 2200 تا2500 پا بر فراز فرودگاه مهرآباد پرواز کرد که مانند یک استوانه بود که چراغهایی به دور آن بسته شده بود و وقتی که شی ناشناس پرنده بر فزار فرودگاه پرواز میکرد برق برج مراقبت قطع شده بود و تمام سیستمها از کار افتاده بودند و ما بادیگران ارتباطی نداشتیم .
روز بعد از حادثه سپهبد عبدالله آذربرزین یکی از معاونین فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی با تمام شاهدان این حادثه صحبت کرده و گزارشی کامل و جامع از وقایع رخ داده تنظیم میکند و در آن مینویسد تمامی شاهدان بر این باور هستند که هیچ کشوری به چنین تکنولوژی پیشرفته ای دسترسی ندارد و این اشیا ناشناس ساخت دست بشر نبودند .
این گزارش به همراه سایر مدارک تسلیم تیمسار حاتمی( از مشاورین نظامی شاه ) میشود و تیمسار حاتمی بعد از مشورت با شاه از گروه مشاوران نظامی آمریکایی حاضر در ایران به واسطه یک مقام بلند پایه نیروی هوایی ایران از ژنرال ریچارد سکورد (مسئول مستشاران نظامی امریکا در ایران)درخواست کمک میکند . ژنرال ریچارد سکورد بعد از اطلاع از این واقعه با توجه به حساسیت مقامات ایرانی که برای اولین بار بود با چنین حادثه ای رو برو میشدند و اهمیت موضوع برای آمریکا از لحاظ اینکه اگر عامل این وقایع  شوروی باشد که به تکنولوژی پیشرفته ای دست یافته است برای امنیت آمریکا یک فاجعه به شمار میرود مقامات مسئول را در واشنگتن را از ما حدث واقعه مطلع میکند و دکتر بروس مکابی از محققین برجسته در این زمینه به همراه چندین گروه تحقیقاتی از نیروی هوایی آمریکا و سازمانهای اطلاعاتی مامور تحقیق و بررسی موضوع میشوند و به ایران اعزام میشود . نیروی هوایی امریکا و سایر سازمانهای اطلاعاتی تمام مدارک و شواهد این حادثه را جمع آوری کردند و از تمامی شاهدان بازجویی کردند

مدارک و جزئیات دیگری از این واقعه :

در اول اکتبر1976 این واقعه با انتشار نوار مکالمات سرهنگ پرویز جعفری خلبان دومین هواپیمای جت فانتوم وارد مرحله تازه ای در این نوار مکالمه سرهنگ جعفری میگوید شی ناشناس به سرعت در حال نزدیک شدن به ماست و با وجود اینکه هواپیما با سرعت بیشتر از سرعت صوت در حال پرواز به سوی تهران است ولی شی ناشناس نورانی(کوچک) در حال نزدیکی به آنهاست . سرهنگ جعفری شی کوچک دوم نورانی را به اندازه قرص کامل ماه در آسمان توصیف میکند (شاهدان ماجرا به روی زمین هم دقیقا چنین تشبیهی برای توصیف شی ناشناس پرنده بکار برده اند)
چنین اشیا ناشناس پرنده ای در حدود 3 ساعت بعد در ساعت 01:00 بامداد 19 سپتامبر به وقت محلی در رباط پایتخت مراکش نیز دیده شده است و سفارت آمریکا در رباط گزارش میدهد پلیس گزارش هایی متعدد مردمی از رویت شی ناشناس نورانی که در ارتفاع پایین و موازی سواحل اقیانوس آرام دریافت کرده است که به شکل یک استوانه نورانی که چراغهای چشمک زن زیادی در آن دیده میشدو هیچ صدایی هم از آن شنیده نمیشد .
در آنزمان از احتمال سقوط یک ماهواره و شهاب سنگ سخن گفته شد اما سازمان اطلاعات دفاعی با توجه به مدارک بسیار و حادثه تهران چنین احتمالی را منتفی اعلام کرد . ماهوراه جاسوسی DSP-1 متعلق به ارتش آمریکا که مجهز به سنسورهای فروسرخ بوده و در نیمکره شمال و شوروی و در نزدیکی مرزهای شمالی حضور داشته در همان زمان متوجه تغییراتی در طیف فروسرخ شده است و به مدت 1 ساعت تمام این واقعه را با استفاده سنسورهای فروسرخ خود ثبت کرده است(که تاکنون منتشر یا خبری در مورد آن اعلام نشد)
در بخش اول مطلب شما تا اندازه ای با واقعه آشنا شدید و در در بخش دوم گزارش ابتدا شرح کامل مکالمات دومین هواپیمای جت (سرهنگ پرویز جعفری) در اختیار شما قرار میگیرد با ترجمه کامل متن گزارش دکتر بروس مکابی که بر اساس تحقیقات , بررسی و  مصاحبه با شاهدان حادثه بوده است به بررسی علمی و فنی این موضوع خواهیم پرداخت .

بخشی از مدارک و دست نوشته های گزارش دکتر بروس مکابی :

مصاحبه با حسین پیروزی در رابطه با پرونده ی یوفوهای شهریور 55 تهران

در آن زمان مسئول برج مراقبت فرودگاه مهرآباد((حسین پیروزی))بوده است که در حال حاضر یکی از اساتید صنعت هوایی کشور است و به عنوان مشاور وزیر راه و مدیر کل فرودگاه امام خمینی

هم فعالیت می کند.گفتگو با حسین پیروز شاهد عینی ماجرای مرموز آن شب را بخوانید.

در اول کار کمی درباره خودتان بگویید.

من متولد سال 1317 هستم.بعد از اتمام دوران دبیرستان از دانشگاه تهران لیسانس کتابداری گرفتم و بعد از آن در رشته زبان تحصیل کردم و مدرک کارشناسی زبان را نیز دریافت کردم.چون زیاد مطالعه می کردم و به مباحث هوا و فضا علاقمند بودم بعد از این رشته ها مهندسی مراقبت پرواز خواندم و بعد از آن هم دوره فوق لیسانس حمل و نقل را گذراندم.

ماجرای آن شب چطور آغاز شد؟

شب 29 شهریور حدود ساعت 5/10 شب بود که خانمی با برج مراقبت که من آن شب مسئول آن بودم تماس گرفت و با دلهره اعلام کرد که یک شئ نورانی که مانند پروانه ماشین 8 پره و 4 پره می شود روی خانه مان آمده و نورهای عجیب و غریبی دارد.خانه آن خانم در خیابان شریعتی فعلی بود.من قضیه را جدی نگرفتم و از آن خانم تشکر کردم.چند دقیقه بعد خانم دیگری و بعد از آن آقایی از شمیران تماس گرفتند و همین حرف ها را تکرار کردند.من خودم دوربین را برداشتم و به بالکن رفتم و آن وقت بود که شئ نورانی را در آسمان دیدم و در همان نگاه اول فهمیدم که نمی تواتد هواپیما باشد.

شیئی که دیدید به چه شکلی بود؟

نورش مثل لامپ فلورسنت بود.وسط آن نور قرمز چشمک می زد و دو طرف آن نور آبی دیده می شد.رنگ آبی آن بسیار خیره کننده بود.درهمان حالی که نگاهش می کردم شبیه به ماهی حلوایی به رنگ سرخ آتشی شد.بعد هم به شکل های مختاف مثل ستاره دریایی و یا دایره و با رنگ های نارنجی،زرد،سبز و بنفش دیده شد.یک لحظه بعد هم ناپدید شد که ناگهان متوجه شدم از شمال تهران به طرف جنوبی ترین نقطه تهران رفته است.آنقدر به سرعت جا به جا می شد که نمی توانستیم حرکت آن را ببینیم.به طوری که در ابتدا به همراه همکارانم فکر کردیم که دو یا سه جسم هستند.اما بعد متوجه شدیم یک جسم بزرگ و سریع است.مدتی بعد روی کوه های بی بی شهربانو ثابت ایستاد.

می توانید ابعادش را توصیف کنید؟

از فرودگاه مهرآباد که من نگاه می کردم تقریبا شمال شرق تهران بود اما آن چنان نورش زیاد بود که نشخیص اندازه دقیق آن غیر ممکن بود.مثل ماشینی که با نور بالا از رو به رو می آید و در ابتدا نمی توان اندازه آن را تسخیص داد.با اینکه ارتفاعش مدام تغییر می کرد ولی فکر می کنم طولش 20 متر بود.
بعد از آنکه متوجه شدید هواپیما نیست چه کار کردید؟

همان موقع موضوع را به مسئول پایگاه نیروی هوایی که در آن شب تیمسار یوسفی بود اطلاع دادم.تیمسار هم ابتدا فکر می کرد من قصد شوخی دارم ولی بعد از آنکه متوجه شد قضیه جدی است فورا دستور داد یک فانتوم F-4 از پایگاه آماده باش آن شب که پایگاه شاهرخی همدان (نوژه فعلی) بود،برای شناسایی بلند شود.خلبان عزیزخانی به علاوه یک خلبان دیگر با فانتوم اول پرواز کردند.ما در ابتدا فکر می کردیم ارتفاع این شئ 5هزار تا 6هزار پا است.ولی خلبان اعلام کرد که شئ در ارتفاع سی هزار پایی قرار دارد.موضوع دیگر آن بود که خلبان اعلام کرد که روی دو موج UHF و VHF خود و روی فرکانس اضطراری صدای بنگ بنگ که ما به آن Emergency Squash می گوییم را دریافت می کند که هیچ وقت این امر برای ما ممکن نبوده است.همان شب این مساله توسط دو هواپیمای Swiss Air و Luft Hansa هم گزارش شده بود.فانتوم ما با آنکه سرعتی حدود سرعت صوت داشت ولی نمی توانست به این شئ نورانی برسد.با کمی نزدیک شدن فانتوم به این شئ تمامی دستگاه های ناوبری و دفاعی آن از کار می افتاد و سیستم ارتباطی آن هم دچار اختلال می شد.بعد از تایید خلبان عزیزخانی که این شئ هواپیما نیست و یک شئ خارجی است فانتوم دوم هم از پایگاه شاهرخی پرواز کرد که خلبان اصلی آن سرگرد جعفری بود.

خلبان ها این شئ را چگونه توصیف می کردند؟

خلبان ها هم با چشم غیر مسلح می توانستند آن را ببینند.با همان رنگ های آبی،قرمز،نارنجی.اما آن طور که خلبان ها گزارش کردند روی رادار هواپیما هم هیچ اثری باقی نمی گذاسته است.سرعت این جسم به قدری زیاد بود که آنها با حدود سرعت صوت نمی توانستند زیاد به آن نزدیک شوند.چیزی که ما حدس می زدیم این بود که سرعت این شئ چند برابر سرعت صوت است.

تا انتهای ماجرا هر دو فانتوم حضور داشتند؟

نه.بعد از گذشتن مدتی از شناسایی و بعد از آنکه خلبان جعفری هم حرف ما را تایید کرد تصمیم گرفته شد که خلبان عزیزخانی به علت کم بودن بنزین به پایگاه شاهرخی برگردد و خفاش2(فانتوم سرگرد جعفری)شناسایی را ادامه دهد.سیستم های ناوبری فانتوم خلبان جعفری هم از کار افتاده بود و خلبان جعفری هم روی فرکانس 5/121 (فرکانس اضطراری) صدای بنگ بنگ را می شنید.ناگهان متوجه شدیم که جسم دومی از جسم اول جدا شده است.جسم دوم بسیار نورانی بود.نور بسیار شدیدی داشت و به سمت هواپیما حرکت کرد.ارتباط رادیویی سرگرد جعفری برای مدتی با ما قطع شده بود.جسم اصلی هم به صورت ثابت روی کوه های بیبی شهربانو ایستاده بود.خلبان جعفری بعد از مدتی برای ما تعریف کرد که وقتی از روی مهرآباد گذشته است شئ دوم بالای سرش بوده است.آن موقع جعفری سرعتش را کم می کند تا شئ نورانی جلویش بیفتد و آن را روی باغ های کرج با موشک بزند.اما بعد از برگشت به ما گفت قبل از آنکه کاری بکنم شئ نورانی خودش 100 متر جلوتر از هواپیما ایستاد.مثل آنکه مرا تله پاتی می کرد و فکر مرا می خواند.می خواستم شلیک کنم که دیدم دستگاه ها عمل نمی کنند.حتی ارتباط رادیویی بین من و خلبان دیگر هم مختل شده بود.با اشاره به خلبان دوم فهماندم که Eject کنیم.یعنی از هواپیما بیرون بپریم.به خاطر آنکه قصد هدف قرار دادنش را داشتیم می ترسیدیم به ما حمله کند.جالب آن است که دستگاه Eject هم که کاملا مکانیکی است و الکترونیکی نیست از کار افتاده بود.

سیستم Eject اصلا ارتباطی با سیستم الکترونیکی هواپیما ندارد؟

نه.Eject یک سیستم کاملا مکانیکی در هواپیما است.6موشک زیر صندلی خلبان قرار دارند که در کمتر از 8/0 ثانیه خلبان را 50 متر به بیرون پرتاب می کنند.تعجب خلبان هم همین بود که این سیستم هم که هیچ ارتباط الکترونیکی با هواپیما ندارد از کار افتاده بوده است.یادم می آید خلبان جعفری در جلسه ای گفته بود در آن موقع که سیستم Eject هم عمل نکرد با خودم گفتم خدایا با این همه تکنولوژی که به ما دادی هیچ کاری نمی توانیم در این وضعیت بکنیم!
بعد چه اتفاقی افتاد؟

شئ نورانی به تعقیب فانتوم پرداخت.حتی وقتی شئ نورانی و فانتوم از روی فرودگاه مهرآباد رد شدند یک لحظه(مانند فلاش)برق مهرآباد قطع و وصل شد.بعد ها فهمیدیم که اشکالی در سیستم برقی مهرآباد وجود نداشته است و سازمان برق منطقه ای هم پالس ثبت کرده است.بعد از این تعقیب و گریز شئ نورانی دوم به سمت ساوه رفت و با دور شدن آن سیستم رادیویی فانتوم دوباره وصل شد.آن موقع بود که خلبان جعفری اعلام کرد که شئ نورانی که من را تعقیب می کرد بسیار وحشتناک بود اما گویا فقط می خواست زهر چشمی به ما نشان دهد.اگر اجازه می دهید دیگر به پر و پایش نپیچیم و به پایپاه شاهرخی برگردیم.

تیمسار یوسفی که مکالمه را میشنید در همان موقع گفت که چون احتمال دارد تا پایگاه شاهرخی همدان به شما حمله کند می توانید در مهرآباد فرود بیایید.چند دقیقه بعد خلبان جعفری اعلام کرد که شئ نورانی دوم به سمت شئ نورانی اصلی رفته و دوباره داخل آن شده است.بعد هم چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که جعفری با فریاد اعلام کرد که شئ دوم دوباره از شئ اصلی جدا شده و به طرف زمین می آید.ما هم در آن موقع یک هاله نورانی را که به طرف زمین می آمد را دیدیم.جسم نورانی روی زمین نشست.سه مایلی جنوب پالایشگاه تهران.خلبان جعفری گفت که نور این شئ آن قدر زیاد است که من از این ارتفاع می توانم سنگ ریزه های بیابان را ببینم.شئ اصلی هم بالای سر جسم دوم مرتب دور می زد.

سعی نکردید به جسم دوم که روی زمین بود نزدیک شوید؟

تیمسار یوسفی همان موقع به جعفری گفت که امتحان کند که می تواند به آن نزدیک شود یا نه.سرگرد جعفری با فانتوم به سمت جسم دوم شیرجه اما به گفته خودش در 10 مایلی جسم دوم چنان هواپیما دچار لرزش شد که نتوانسته بود به آن نزدیک شود.ما به کلانتری شهرری و ژاندارمری اطلاع دادیم.چندین نفر از مردم هم با مهرآباد تماس گرفتند و این قضیه را گزارش دادند.در همان موقع متوجه شدیم که جسم اصلی رفت و در آسمان ناپدید شد.اما ماموران پلیس و هیچ کس دیگر بعد از رسیدن به محل اثری از جسم دوم پیدا نکردند.

روز بعد هم معلوم نشد چه بر سر شئ نورانی دوم آمده است؟

نه،فقط به مدت یک هفته تا ده روز در یک نوار 40 کیلومتری از روده شور تا دوشان تپه هر روز یک تا دو ساعت روی فرکانس اضطراری (5/125) صدای بنگ بنگ شنیده می شد.

درباره این فرکانس و صدای بنگ بنگ توضیح می دهید؟

وقتی مثلا سانحه ای برای یک هواپیما پیش می آید جعبه سیاه آن که حاوی اطلاعات مهمی است از هواپیما به بیرون پرتاب می شود.این جعبه در مقابل گرما و سرمای شدید بسیار مقاوم است.بعد از پرتاب به صورت اتوماتیک جعبه سیاه روشن می شود و روی همین فرکانس که معروف به فرکانس اضطراری است صدای بنگ بنگ شنیده می شود تا مسئولان با جستجوی صدا بالاخره جعبه سیاه را پیدا کنند.

در مدت این 10 روز منبع این صدا پیدا نشد؟

نه،چندین بار ماموران صدا را جستجو کردند.تا منبع صدا هم می رسیدند اما بعد از کندن زمین هیچ چیزی پیدا نمی کردند.

اتفاقات آن شب چقدر طول کشید؟

از 5/10 شب تا 4 صبح،بیشتر از 5 ساعت.

این جسم در رادار مهرآباد هم ثبت شد؟

نه،چند روز بود که رادار مهرآباد خراب بود.اما رادار فانتوم برای چند لحظه آن را ثبت کرد.

گفته می شود که بینایی خلبان جعفری بعد از این حادثه دچار مشکل شده بود شما خبری از این مورد دارید؟

من در مورد بینایی خلبان جعفری اطلاعی ندارم ولی برای چند وقتی هم خلبان جعفری هم خلبان عزیزخانی اجازه پرواز نداشتند.حتی گاهی که یک ستاره می دیدند تصور می کردند که همان شئ دوباره برگشته است.خود من بعد از تمام شدن آن حادثه به مدت 54 ساعت نخوابیدم.تا می خواستم بخوابم با تصویری از آن شئ از خواب می پریدم.

مثل آنکه فیلم این حادثه هم بازسازی شده است…

بله،بعد از انقلاب در شبکه دو و با کمک آقای میر فخرایی در گروه دانش با توجه به مشاهدات ما و با استفاده از همان کادر فرودگاه و خلبان عزیزخانی و جعفری فیلم این مشاهده بازسازی شد که بسیار شبیه واقعیت شده است که فکر کنم اکنون در آرشیو صدا و سیما هم موجود است.

مجموعا چند نفر شاهد این یوفوها بودند؟

به جز مردم عادی که با برج تماس می گرفتند تیم 16 نفره برج مراقبت که همگی دارای تحصیلات عالی هستند شاهد این ماجرا بودند.علاوه بر آنها مشاهدات چهار خلبان (دو خلبان در هر فانتوم) یکی از دلایل اعتبار این مشاهده است.

مجموعه این حرف های شما به این معنی است که شما اعتقاد دارید که این موجودات فضایی هستند؟

بله،من اعتقاد راسخ دارم که آنها موجوداتی ماورایی هستند که خیلی از ما هوشمندترند.آنها به کار ما نظارت می کنند اما ما را قابل ندانسته اند تا با ما ارتباط برقرار کنند.

ما وقتی می توانیم یک مساله را ماورا طبیعی فرض کنیم که هیچ توجیه علمی برای آنها پیدا نشود.آیا این مساله نمی تواند یک تکنولوژی سری متعلق به برخی کشورهای خاص باشد؟

وقتی می گویند میلیونها خورشید در کهکشان راه شیری وجود دارد پس حتما کرات دیگری هم می تواند وجود داشته باشد که در آن موجوداتی زنده باشند.نمی شود که ما بگوییم فقط ما در این زمین زنده هستیم و هیچ موجود هوشمند و زنده دیگری وجود ندارد.

می خواهم بگویم فکر نمی کنید بعضی از اشیا نورانی که اخیرا دیده شده ممکن است ماهواره های جاسوسی یا هر چیز دیگری باشد که به شکل شئ نورانی دیده شده است؟

احتمال آن وجود دارد.بعد از همین قضیه هم عده ای تا مدت ها در کیسه های پلاستیکی شمع روشن می کردند و آنها را با استفاده از گازی سبک به هوا می فرستادند و عده ای فکر می کردند بشقاب پرنده دیده اند.اما تمام این موضوعات را با تمام تحصیلاتی که داشتم و اطلاعات فنی که دارم وجود بشقاب پرنده ها را نفی نمی کنم و فکر می کنم در کرات دیگر موجوداتی وجود دارند.این اعتقاد شخصی من است و البته هیچ دلیل علمی برای آن ندارم.

این ها چیز هایی است که من با چشم خودم دیدم.فانتومی که تمام سیستم های ناوبری و دفاعی اش را از دست می دهد و دوباره به دست می آورد در اثر چه چیزی می تواند باشد؟آنها بسیار از ما هوشمند تر هستند و درباره ما تحقیق می کنند.

همان شب 45 دقیقه بهد که ماجرای تهران تمام شد این شئ نورانی در کشور پرتغال هم دیده شد.آنها با سرعتی چندین برابر صوت در حال رفت و آمد هستند.

hoomanufo.blogfa.com/post-45.aspx

******************************************************************

نقل از مجله دانشمند    شماره 533

سال ها پیش. پیش از آنکه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد واقعه ای در تهران روی داد که هم اکنون به عنوان (یکی از 10 پرونده برتر مربوط به مشاهده اشیای پرنده ناشناس در جهان) مطرح است. در این حادثه هواپیماهای جنگده ارتش ایران و (یک شی پرنده ناشناس) تا مرز درگیری پیش رفتند.

حوالی ساعت 12:30 دقیقه بامداد روز نوزدهم سپتامبر 1976 (28 شهریور ماه 1355 شمسی) به وقت محلی تهران پست فرماندهی نیروی هوایی ارتش چهار گزارش تلفنی از طرف شهروندان غیر نظامی ساکن در منطقه شمیران دریافت کرد که همه همه آنها از وقوع وقایع نامعاوم در آسمان شبانگاهی شهر حکایت می کردند.برخی از تماسگیرندگان  به شیئی شبیه به یک پرنده اشاره داشتند و برخی دیگر آن را همانند بالگردی با درخشش فوق العاده توصیف میکردند.برسی های

پست فرماندهی نشان داد که در آن هنگام هیچ بالگردی که بتوان گزارش های مذکور را به آن نسبت داد در ماموریت پرواز نبوده است و به این ترتیب یوسفی معاون عملیات در جریان اتفاق قرار گرفت. او در ابتدا این کونه عنوان کرد که شئ مذکور تنها یک ستاره بوده است.ولی پس از رایزنی با برج مراقبت فرودگاه بین المللی مهر آباد و مشاهده شخصی خود که شئ بسیار درخشان و بزرگتر از یک ستاره را به وضوح در آسمان رویت کرد تصمیم گرفت تا یک جنگنده فانتوم را از پایگاه هوایی

همدان واقع در 280 کیلومتری غرب تهران مامور پرواز و رهگیری پرنده ناشناس کند.هواپیمای F_4 در ساعت 1:30 دقیقه بامداد پایگاه را به سوی نقطه ای در 74 کیلومتری شمال تهران ترک کرد.خلبان و کمک خلبان اشاره کردند که شئ مورد نظر چنان درخشان بود که می شد آن را از فاصله 110 کیلومتری مشاهده کرد.زمانی که هواپیما به فاصله تقریبی 46 کیلومتری پرنده ناشناس رسید ناگهان تمامی دستگاه ها و وسایل ارتباطی آن از کار افتادند و به دنبال این واقعه عجیب خلبان که

ادامه تعقیب را ناممکن می دید تصمیم به ناتمام گذاشتن ماموریت و بازگشت به پایگاه گرفت. شگفت انگیز آن که به محض قطع تعقیب و تغییر مسیر در جهت پایگاه مجددا دستگاه ها به وضعیت عادی بازگشتند.در ساعت 1:40 دقیقه دومین هواپیمای فانتوم با هدایت ستوان پرویز جعفری عازم ماموریت رهگیری شئ ناشناس شد.او که اکنون دوران بازنشستگی را می گذراند در 12 نوامبر سال 2007 (21 آبان ماه سال جاری) در کنفرانسی که برای برسی این رویارویی در باشگاه ملی

خبرگزاری های ایالات متحده آمریکا بر گذار شده بود شرکت کرد و خواستار انجام یک سلسله تحقیقات بین المللی برای کشف ماهیت اشیای پرنده ناشناس موسوم به یوفوها شد.هواپیمای جعفری که در فاصله 50 کیلومتری توانست شی ناشناس را روی راداره خود قفل کند.مشخصات راداری یوفو شبیه به یک هواپیمای بوئینگ 707 بود.زمانی که جت F_4  با سرعت 204 کیلومتر بر ساعت به فاصله 46 کیلومتری شی پرنده ناشناس رسید یوفو آغاز به حرکت کرد و فاصله خود را با هواپیمای رهگیر حفظ کرد.

تخمین ابعاد شئ پرنده با چشم به دلیل درخشندگی خیره کننده آن امکان پذیر نبود.بنا به اظهارات خلبان نورهای ساطعه به رنگ های آبی سبز قرمز و نارنجی با الگویی به شکل مربع به ترتیب نسبت به هم چشمک می زدند ولی سرعت درخشش آنها به قدری سریع بود بود که می شد همه رنگ ها را با هم دید.در همان حال شئ مورد نظر و هواپیمایF_4 در مسیر جنوب به حرکت خود ادامه می دادند. یک شئ ثانویه کوچک تر از شئ اول جدا شد و با سرعت بسیار زیاد یه سوی

جنگنده فانتوم حرکت کرد.ستوان جعفری فکر کرد که به او حمله شده است و اقدام به شلیک یک فروند یک فروند موشک حرارت یاب (سایدوندر AIM_9 ) کرد ولی بی درنگ تمامی تجهیزات هواپیما و از جمله دستگاه های کنترل جنگ افزار و همه سامانه های مخابراتی از کار افتادند. خلبان جعفری که خود را در برابر خطره قریب الوقوع بی دفاع می دید در آخرین اقدام با شتاب ثقل منفی به سوی زمین شیرجه زد. شئ ناشناس دوم به سرعت از روی هواپیما عبور کرد و در فاصله 4/7 کیلومتری

پشت سره او توقف کرد و باره دیگر به سوی شئ ناشناس اول بازگشت و به آن ملحق شد.با استناد به نوار گفت و گوی خلبان و کمک خلبان شئ ناشناس پس از آن با سرعت چند برابر صوت دور شد.این بار هم به محض فاصله گرفتن هواپیما از از شئ پرنده ناشناس عملکرد تجهیزات و وسایل مخابراتی آن به وضع عادی بازگشت.اندکی بعد خدمه F_4 شاهد بودند که شئ نورانی دیگری از سمت مقابل شئ اول جدا شد و با سرعت زیاد مستقیم به سوی زمیت حرکت کرد. آنها فکر می کردند که این شئ بی درنگ به زمین اثابت خواهد کرد و انفجاری مهیب روی خواهد داد ولی پرنده ناشناس به آرامی فرود آمد. خدمه فانتوم در ارتفاع پایین تر بر روی محل فرود پرواز کردند و به موقعیت یابی نوری که زمین را روشن می کرد پرداختند.

جعفري بعدها گفت که شئ مورد نظر آنچنان تابناک مي نمود که در نور آن مي شد حتي سنگ ها و شن ها پيرامون محل آن را نيز مشاهده کرد.سپس هواپيما براي فرود رهسپاره فرودگاه مهرآباد شد.آنها متوجه شدند هر بار که از يک موقعيت مغناطيسي 150 درجه اي نسبت به مهرآباد مي گذرند دوچار اختلال مخابراتي و بروز اشکال در امر ارتباط مي شوند.

يک هواپيماي ديگر خطوط هواپيمايي هم که در همان هنگام در حال نزديک شدن به فرودگاه مهرآباد بود دوچار مشکل مشابهي شد و سامانه مخابرات آن از کار افتاد.اندکي بعد وقتي که هواپيماي F_4 در حال آخرين اقدام براي تقرب بود خدمه آن باز هم شئ پرنده ديگري را مشاهده کردند.اين شئ چهارم استوانه اي شکل بود و در دو انتهاي خود نورهايي چشمکزن

ساطع مي کرد.شئ مذکور از روي هواپيماي فانتوم پرواز کرد.برج مراقبت پرواز هيچ هواپيمايي را در منطقه گذارش نکرد.ولي زماني که خلبان فانتوم موقعيت و جهت يوفو را به آنها اطلاع داد پرسنل برج توانستند آن را مشاهد کنند.سال ها بعد مامور اصلي کنترل پرواز و يکي از فرماندهان نظامي مسئول پژوهش در اين پرونده افشا کردند که شئ مورد نظر از

روي برج مراقبت فرودگاه مهرآباد هم گذشته و تمامي تجهيزات الکترونيکي آن را نيز از کار انداخته بود.پس از روشن شدن هوا خدمه فانتوم با يک فروند هليکپتر نظامي عازم محل فرود جسم پرنده سوم شدند.با اين حال هيچ ردي بر جاي نمانده بود.آنها منطقه را به سمت غرب دور زدند و در همين حال سيگنال مشخصي که بيب بيب مي کرد توجه آنها را به خود جلب

کرد.اين علامت در نزديکي يک خانه شديدتر مي شد.آنها در نزديکي خانه فرود آمدند و از ساکنان آن در اين باره که آيا شب گذشته شاهد حادثه اي نامعمول بودو اند يا نه پرس و جو کردند.اهالي گزارش دادند که صدايي مهيب شنيده تد و نوري شديد شبيه به نور حاصل از صاعقه را مشاهده کرده اند.بعد ها پژوهش هاي بيشتري روي محل فرود انجام شد و منطقه

از نظر برسي آثار تشعشعي به طور کامل تفتيش شد ولي نتايج اين برسي ها هيچ گاه در اختيار عموم قرار نگرفت.

گزارش DIA و بازتاب حادثه(DEFENCE INTELIGENCE AGENCY

مدارک مربوط به اين حادثه به خوبي توسط ( سازمان اطلاعات دفاعي ايالات متحده آمريکا)موسوم به  DIA جمع آوري و تاييد شد و نسخه هايي از گزارش آن براي کاخ سفيد . ورارت کشور. ستاد مشترک ارتش.سازمان امنيت ملي NSAسازمان جاسوسي مرکزي CIA ارسال شد.

همراه گزارش DIAفرمي وجود داشت که به ارزيابي کيفيت گزارش مربوط مي شد.در اين برگه تاييد شده بود که :
الف) شئ مورد نظر را شاهدان متعددي که در نقاط مختلفي نظير شميران مهرآباد و بستر يک درياچه خشک قرار داشته اند از چشم انداز هاي متفاوت( زمين و آسمان) ديده اند.

ب) بسياري از اين شاهدان اشخاص معتبري بوده اند(از جمله يک تيمسار نيروي هوايي.خدمه آموزش ديده پرواز و يک متصدي برج مراقبت.

ج) مشاهدات بصري توسط رادارها نيز به تاييد رسيده اند.

د) سه فروند هواپيماي ديگر وقوع آثار الکترومغناطيسي مشابهي را گزارش داده اند.

ت) عده اي از خدمه پرواز دوچار برخي آثار فيزيولوژيک (نظير مختل شدن ديد شب به دليل شدت درخشش شئ مورد نظر)شده بودند.

و) قالبيت هاي رزمايشي مشاهده شده در شئ پرنده ناشناش حالتي خارق العاده داشته.

چنانچه که مشخص است اين حادثه در زمان خود آن گونه که در خور رويدادي با اين درجه از اهميت و اعتبار به نظر مي رسد بازتاب عمومي کسترده اي نيافت و تنها معدودي از نشريات نه چندان پرشمار گان به آن اشاره کردند.از جمله نشريه
IRAN TIMES
چاپ واشنگتن دي سي در شماره اول اکتبر سال 1976 شرح دست اولي از حادثه را از زبان ستوان جعفري خلبان دومين

جت رهگير بدان گونه که بر نوار مکالمات واقعي حين تعقيب ضبط شده بود به چاپ رساند :

(( هواپيما با سرعت صوت به سمت تهران پرواز کرد.جعفري گفت که يوفو با مشاهده آمدن او بر سرعت خود افزود .به گفته وي اندازه شئ پرنده ناشناس نصف اندازه ماه کامل(بدن گونه که از زمين ديده مي شود) بود و از آن پرتو هايي به رنگ بنفش نارنجي و سفيد با شدتي در حدود سه براب ر شدت نور مهتاب ساطع مي شد))

به جعفري دستور داده شد که اگر نمي تواند نزديک شود به پايگاه برگردد.او دست از تعقيب کشيد ولي زماني که مي خواست بازگردد به مسئول کنترل اطلاع داد که شئ پرنده ناشناس تعقيب کنندگان خود را دور زده و اکنون در حال تعقيب آنها است.او گفت که در معرض خطر کاهش اجباري ارتفاع قرار دارد(چيزي داره از پشت سر من مي آد….فکر مي کنم

مي خواد خودشئ به من بزنه …همين الان از بغل گوشم رد شد).اين مقاله همچنين به شرح صحبت هاي خلبان درباره (يک شئ گرد نوراني با محيطي در حدود 4.5 متر که از يوفو جدا شده است مي پردازد.در گزارش ياد شده همچنين آمده است که واقعي بودن شئ مذکور قبلا توسط دو تن از خلبانان فانتوم. چندين نفر از مسئولان برج مراقبت و شاهداني

که از روي زمين آن را ديده اند به تاييد رسيده است.شاهداني که از روي زمين شئ مذکور را ديده اند گزارش داده اند که جسمي درخشان به سرعت آسمان را مي پيمده است.عده اي هم گزارش داده اند که شيئ تابناک را ديده اند که از آسمان فرو افتاده است.همچنين در سال 1978   MIJI QUARTERLY   که به صورت يک نشريه ادواري توسط فرماندهي

امنيت الکترونيک در سن آنتونيوي تگزاس به چاپ مي رسد و به موضوع ويژه جنگ هاي الکترونيک اختصاص دارد شرحي از ماجرا را که در اصل بر گرفته از همان گزارش DIA است منتشر کرده بود.مقاله مذکور با اين عبارت آغاز مي شود : هر خلبان گاهي در دوران فعاليت خود ممکن است با وقايع عجيب و نا معمولي مواجه شود که هرگز نمي توان آنها را به طور کامل و

مناسب با استفاده از منطق يا پژوهش هاي متعاقب حادثه توضيح داد .مقاله زير تنها به ذکر مجدد چنين رويدادي بدان گونه که توسط دو تن از خدمه يک فانتوم متعلق به نيروي هوايي شاهنشاهي ايران در اواخر سال 1976 گزارش شده است مي پردازد.هيچ گونه اطلاعات يا توضيح بيشتر درباره اين حوادث شگفت انگيز در دسترس نيست.اين داستان بايگاني خواهد شد و احتمالا به فراموشي سپرده مي شود.ولي به موضوع جذاب و احيانا هراس انگيز براي مطالعه بدل خواهد شد.يکي از

اسناد مهم ديگري که درباره اين حادثه وجود دارد مربوط به سفارت آمريکا در رباط است که در تاريخ 25 سپتامبر 1976 با اين عنوان براي وزارت کشور ايالات متحده ارسال شده است: موضوع : درخواست اطلاعات درباره اشياي پرنده ناشناس.اين گزارش آشکار ساخت که حدود 3 تا 4 ساعت بعد از وقايع تهران حوالي ساعت 1 تا 2 روز 19 سپتامبر به وقت محلي مراکش

شئ پرنده ناشناس با مشابهت بسيار در اين کشور مشاهده شده است. در گزارش آمده است که پليس مغرب گزارش هاي متعددي درباره شيئي که عمدتا در ارتفاع کم و به موازات ساحل اقيانوس اطلس پرواز مي کرده دزيافت کرده است.اين شئ پرنده ناشناس شکلي مدور يا لوله مانند با ظاهري درخشان و نقره اي رنگ داشته است و در حين پرواز رد منقطعي از

قطعات و بارقه هاي درخشان از آن بر جاي مي ماند.شئ مذکور هيچ صدايي نداشت.يکي از کارمندان سفارت که تامي از او در گزارش وجود ندارد اظهار مي دارد که خودش اين شئ را ديده استکه ظاهرا به آهستگي همانند هواپيمايي که آماده فرود مي شود در حرکت بوده است . بهگفته وي شئ مورد نظردر ابتدا شبيه يک صفحه مدور به نظر مي رسيد ولي بعدا که

نزديکتر شدظاهري شبيه به يک لوله را از خود نشان داد.ده روز بعد وزير کشور وقت ايالات متحده هنري کيسينجر در پاسخي که به اين گزارش داد خط سياست رسمي دولت اين کشور را درباره اشياي پرنده ناشناس در پيش گرفت.کيسينجر ادعا کرد : همان گونه که گزارش کميته کاندون مشخص کرده است همه اشياي پرنده ناشناس را مي توان به عوامل طبيعي نسبت داد و هيچ توجيهي براي برسي هاي بيشتر وجود ندارد.به گفته وي احتمالا مردم شاهد يک شهاب ثاقب يا بخشي

 

 

 

 

سکه بشقاب پرنده ، سال 1680

The Baptism of Christ 1710


The Crucifixion 1350

Madonna with Saint Giovannino
قرن 15

 

 

Annunciation 1486

 

 

Glorification of the Eucharist 1600,

15th Century Tapestries

 

 

17th Century

Annales Laurissenses
قرن 12

 

 



ادعا میکند که میتواند پرده از راز موجود فرازمینی بسیار کوچکی که در شیلی یافت شده است رو بردارد. بر اساس شواهد مستند، چندین سال پیش یک موجود بیگانه بسیار کوچک، در حوالی بیابان آراکامای شیلی یافت شد. وقتی میگوییم کوچک، در مورد ۶ اینچ از سر تا پا که کل قامت این موجود فرازمینی است صحبت می‌کنیم.

r-ATACAMAHUMANOID-large570
این تصویر ممکن است شما رو به اشتباه بیندازد، اما عکس بعدی کاملاً مشخص است که طول قامت آن فقط ۶ اینچ است.
در فیلمی به نام Sirius، فناوری انرژی‌های جایگزینی که موجودات فضایی توسط آن تونستند از سیاره خودشون به زمین سفر کنند و این فاصله رو به راحتی طی کنند مورد تحلیل و بررسی قرار می‌گیرد.
اگر همچنین چیزی درست باشد، حتماً این سؤال قدیمی که انسان‌ها در جهان تنها بوده‌اند یا نه پاسخ داده میشود.
اهمیت این فیلم در Steven Greer پزشک سابق اورژانس است نهفته است. او فعالانه به دنبال راهی بوده که دولت امریکا را وادار به افشای اطلاعات درباره واقعیت موجودات فضایی کند. اطلاعاتی که همواره مقامات تاکید کرده‌اند که اصلاً وجود ندارد.
atacamahumanoidtiny
در فیلم sirius مستندی در مورد DNA موجودات فضایی نشان داده می شود که بسیار شبیه به DNA انسان است اما سکانس (طبقه بندی) DNA آن‌ها کاملاً نا شناخته است.
عکس‌برداری اشعه ایکس از این موجود ریز همچنین از ساختار درونی بدن او پرده برمی‌دارد.
این فیلم آخرین تلاش‌های Greer برای پرده برداشتن از این راز احتمالی از بازدیدکنندگان از سیاره ماست.
در سال ۱۹۹۳، Greer با افشاگری‌اش، دولت را تحت فشار گذاشت تا اطلاعاتی که در مورد موجودات فرازمینی و بشقاب پرنده‌ها و همچنین اطلاعاتی را که در مورد انرژی فوق پیشرفته و متد شتاب گیری بشقاب پرنده‌ها دارند را علنی کنند.
http://ufolove.files.wordpress.com/2013/04/chilealienaliensetufoufossightingsightingstopsecretchinarussiahackersblackhatphilplaitbadastronomerstevengreersiriusdnabiology2013april.jpg?w=560
Greer افزود: آنچه مردم نیاز دارند بفهمند پنهان‌کاری دولت در مورد تکنولوژی بشقاب پرنده‌ها و موجودات فرازمینی باهوش است، چون مقامات چنان منفعت مالی از آن می‌برند که حاضر نیستند ما از حقیقت آن با خبر بشویم.
Greer همچنین ادعا کرد که در این ۱۰۰ سال اخیر علوم پیشرفته و تکنولوژی شناخته شده و میتونه مورد استفاده همه مردم دنیا قرار بگیرد.

این بزرگ‌ترین داستانی است که هرگز گفته نشده. وقتی مردم بفهمند که پروژه های طبقه بندی شده است ، فهمیدند که بشقاب پرنده‌ها چطور عمل می‌کنند، تشخیص خواهند داد که ما دیگر نیازی به نفت، زغال سنگ و انرژی هسته ای نداریم، این حقیقتی است که مثل یک راز باقیمانده است .


یوفوی دیده شده نزدیک ایستگاه فضایی (ISS) از طریق دوربین

تاریخ مشاهده: نهم مارس 2013 ساعت 9:30 دقیقه (به وقت تایوان)

UFO, UFOs, sighting, sightings, space, ring, ISS, NASA, aliens, ET, alien, top secret, Justin Bieber, orbit, astronomy, March, 2013, ovni, omni

محل مشاهده : مدار زمین در ایستگاه فضایی . بهترین زمان مشاهده یک دقیقه و بیست و شش ثانیه پس از شروع فیلم

متاسفم. تصاویر این ویدئو کمی لرزش دارد. من امروز صبح پنج دقیقه زودتر بیدار شدم. پشت کامپیوتر نشستم و دوربین زنده ی ISSرا برای تفریح روشن کردم. یک دقیقه بعد این یوفوی حلقه ای آشکار شد که شبیه آن دسته ازیوفو های حلقه ای به نظر میرسد که در محدوده ی ماموریتهای ناسا دیده میشدند. صداهای دوربین در 30 ثانیه ی اول مربوط به کامپیوتر من است که از یوفو عکس میگیرد، بنابر این من میتوانم آنرا در وبلاگ استفاده کنم. این اولین باری است که یک یوفوی حلقه ای را نزدیک ISS می بینم چون معمولا فقط اجسام کروی سفید و خاکستری دیده میشوند.ISSدر مدار با سرعت 4.7 مایل (7.7 کیلومتر)در ثانیه حرکت میکند ، بنابراین این یوفو بایستی با سرعتی معادل سرعت ISS در حال حرکت باشد.



یوفو بر فراز واتیکان در شب انتخاب پاپ جدید

محل:واتیکان, رم, ایتالیا

UFO, UFOs, sighting, sightings, Justin Bieber, ET, Alien, aliens, orb, orb, Pope, 2013, March, Francis, Rome, Italy, Vatican, news, world

این یوفو که تصاویر دوربینها از آن در سراسر جهان نمایش داده شده بر فراز واتیکان دیده شده است. این یوفو درشب انتخاب پاپ جدید بر فراز واتیکان دیده شده است. مشخص نیست یوفو ها با تکنولوژی پیشرفته شان چه اطلاعاتی دریافت می کنند.



به گزارش ایرنا، بارش شهاب سنگ در ساعت 7:32 صبح امروز (جمعه) بازتاب گسترده ای در رسانه های خبری این کشور داشت و به موضوع نخست کانال های تلویزیونی، مطبوعات و پایگاه های خبری روسی تبدیل شد.


80545149-3734621

وزارت موقعیت های اضطراری روسیه نیز در اقدامی ابتکاری ضمن انتشار تصاویر و فیلم بارش شهاب سنگ در سه منطقه این کشور بزرگ به مردم اطمینان داد که نگران نباشند.

بنا بر گزارش این وزارتخانه، بیشترین بارش شهاب سنگ در ˈچلیابینسکˈ روی داده و شمار زیادی از مردم این منطقه در تماس تلفنی با نهادهای مسوول از زخمی شدن خود یا دیگران بر اثر سقوط شهاب سنگ ها خبر داده اند.

گزارش وزارت موقعیت های اضطراری روسیه حاکی است که تنها در منطقه چلیابینسک این کشور برای کمک به آسیب دیدگان و رفع خرابی ناشی از برخورد شهاب سنگ ها، 20 هزار نیروی امدادی به منطقه اعزم شده اند.

آخرین گزارش های دریافتی از منطقه چلیبابینسک حاکی است که 150 نفر از شهروندان این منطقه بر اثر برخورد تکه های شهاب سنگ با شیشه پنجره های واحدهای مسکونی از ناحیه دست و پا زخمی شده اند.

هنوز در این باره که آیا تنها یک شهاب سنگ بزرگ در منطقه چلیابینسک فرود آمده یا شهاب سنگ های کوچک در منطقه باریده اند، اختلاف نظر است.

شهر ˈسادکاˈ در منطقه اورال نیز از بارش شهاب سنگ در امان نمانده است و وزن یکی از شهاب سنگ های بررسی شده در این شهر افزون بر یک کیلوگرم بوده است.



به گزارش خبرگزاری مهر، برخی از ساکنان استان سینفوگوس در مرکز کوبا که شاهد این صحنه بوده اند می گویند حدود ساعت 20 به وقت محلی نقطه بسیار درخشانی را در آسمان مشاهده کرده اند که به اندازه یک اتوبوس بوده است.

به گفته شاهدان، این شئی آسمانی سپس به یک توپ آتشین که بزرگ تر از خورشید بود تبدیل شد و چند دقیقه بعد از آن صدای انفجار مهیبی به گوش رسید.

یکی از شهروندان به تلویزیون این کشور گفت خانه اش بر اثر این انفجار لرزیده است.

http://multimedia.mehrnews.com/Medium1/1391/11/28/IMG11493655.jpg

دانشمندان کوبایی برای یافتن و بررسی بقایای این جرم شهاب سنگ مانند، به منطقه اعزام شده اند.

هنوز مشخص نشده است آیا واقعه کوبا با انفجار یک شهاب سنگ بزرگ در آسمان روسیه مرتبط است یا خیر.

در حالی که دانشمندان دیروز – جمعه-  چشم های خود را به آسمان دوخته بودند تا عبور سیارک 2012 DA14 را از فاصله 27 هزار کیلومتری زمین ببینند، شهاب سنگ دیگری که نزدیکی اش به زمین پیش بینی نشده بود، در آسمان روسیه منفجر شد و بیش از هزار و 200 زخمی برجا گذاشت.

*****************************************************************

به گزارش خبرگزاری مهر، انفجار گلوله آتش در منطقه بی ایریا کالیفرنیا حدود ساعت 7:45 عصر روز گذشته به وقت محلی ( 3:45 به وقت گرینویچ) صورت گرفته است.

به نظر می رسد که این شهاب سنگ رنگی مایل به آبی داشته و رد عریض آن در آسمان این منطقه که از فیرفیلد در شمال سانفرانسیسکو به گیلوری در جنوب سن حوزه حرکت می کرد ، قابل مشاهده بوده است.

هیچ گزارش فوری مبنی بر مجروحیت افراد منتشر نشده که این امر شهاب سنگ کالیفرنیا را از همتای روسی خود متمایز می کند. چرا که انفجار شهاب سنگ 40 تنی در شهر چیابینسک روسیه بیش از 1200 مجروح به جای گذاشت.

گلوله آتشین روسیه بزرگترین انفجار از سال 1908 در سیبری بود، انفجاری که بر اثر آن یک فضای 2 هزار و 137 کیلومتر مربعی در جنگلهای سیبری با زمین مسطح شد.

سیارک 2012 DA14 که شب گذشته از کنار زمین عبور کرد چنین مواد آتش زایی را وارد اتمسفر نکرده است، اما به علت فاصله نزدیک این عبور با زمین به شدت مورد توجه قرار گرفته است.

این عبور نزدیک ترین فاصله یک سیارک بزرگ بوده که دانشمندان پیش از وقوع از آن مطلع بوده اند.

براساس تأکید محققان ناسا، سنگ فضایی که گلوله آتشین چلیابینسک را شکل داده هیچ ارتباطی به سیارک 2012 DA14 نداشته است.

تاکنون اطلاعات بسیار اندکی درباره شهاب سنگ منطقه بی ایریا در کالیفرنیا وجود دارد اما ممکن است مشخص شود که این شهاب سنگ نیز به عبور سیارک بی ارتباط بوده که این امر روز جمعه را به روزی پربار از همزمانی رویدادهای کیهانی بدل می کند.

منبع:         http://www.mehrnews.com      



در 16 فوریه ، زمانی که روسیه با یک قطعه از شهاب سنگ که ناسا پیش بینی به ما تنگ شده زده شد، این مکعب سیاه و سفید بیگانه در دو موقعیت های مختلف در خورشید دیده شد.

 

 

 

 

 

تاریخ مشاهده: 16/فوریه/2013



مشاهده یوفو سیگاری شکل نزدیک خورشید در آرشیو عکس های ناسا


تاریخ مشاهده: 8/فوریه/2013

دوربین: لاسکو سی3



یک دانشمند بریتانیایی مدعی شده که دلیلی برای وجود بیگانگان فضایی یافته، چرا که وی با بررسی یک تکه از یک شهاب سنگ به این نتیجه رسیده است که داخل آن فسیلهای فرازمینی وجود دارد.

به گزارش مهر، چاندرا ویکراماسینگه استاد سابق دانشگاه کاردیف مدعی شده است که یک تکه سنگ 5 سانتیمتری از یک شهاب سنگ به دست آورده است که حفره های آن دربرگیرنده فسیلهای خزه های دریایی میکروسکوپی است که شبیه خزه های دریایی سیاره زمین است.

این دانشمند که برای نظریه‌های عجیب و غریب خود درباره این که سرمنشأ زندگی در این سیاره از فضا بوده، اظهار داشت: این نتایج شواهدی است که نشان می دهد زندگی انسان از خارج از زمین آغاز شده است.

چاندرا ویکراماسینگه با تکه ای از سنگ فضایی
یک دانشمند انگلیسی در اظهاراتی جنجال‌برانگیز مدعی شد که این سنگ فضایی 5 سانتی متری دارای فسیل‌هایی از زندگی فرازمینی شبیه به خزه‌هایی است که در اقیانوس‌های زمین یافت می‌شود

وی در این رابطه گفت: این سنگها بسیار نامتعارف بوده و ساختار متخلخلی با چگالی کمتر از چیزی که در زمین داریم هستند.

ادعای ویکراماسینگه طی یک مقاله در وب سایت مجله کیهان شناسی منتشر شده است. در این مقاله آمده است که درصد کمی از کربن در تحلیلها جایگاه یک شهاب سنگ کربن دار را نشان می دهد این در حالی است که وی اظهار داشت: آزمایش‌های کلیدی نشان می دهد که این شهاب سنگ تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است.

درحالی است که بسیاری از کارشناسان ادعای وی را تکذیب کرده و آن را مضحک توصیف کرده اند، این کارشناس استدلال می کند که فسیلهای فرازمینی در نتیجه آلودگی در زمین به شکل کنونی در آمده اند.

یک کارشناس دیگر نیز اظهار داشت که هنوز علتی برای این مسئله که سنگ از فضا آمده باشد، وجود ندارد.

این تصاویر میکروسکوپی در تلاش برای القای نشانه‌ای از یک فسیل تهیه شده است
ادعا شده است که میکرو ارگانیسم‌های فسیل شده که در این قطعه سنگ یافت شده است، شبیه بقایای فسیل باقی مانده از عصر دایناسورها یعنی 55 میلیون سال پیش است

 



به گزارش قدس آنلاین، در یکی از شب های زمستانی، یکی از ساکنان شهر ولادی وستک با مشاهده یک روشنایی که به زمین اطراف محل زندگی اش برخورد کرد، تکه فلزی فشرده شده یافت.
پس از بررسی این قطعه فلز توسط دانشمندان، سن آن حدود 300 میلیون سال تخمین زده و معلوم شد که این شی یک دسته ی آلومینیومی است که مربوط به طبیعت نیست و توسط دست انسان ساخته شده است. این کشف دانشمندان را دچار تحیر کرد.

این فلز کشف شده بیش از 7 سانتی متر طول دارد و شامل 98 درصد آلومینیوم و 2 درصد منیزیوم است. دلیل دانشمندان برای طبیعی نبودن این شی عجیب آن است که؛ آلومینیوم خالص به ندرت در طبیعت یافت می شود و چون این جسم شامل 98 درصد آلومینیوم است؛ در برابر فشار، حرارت و سایر شرایط طبیعی را در میزان شدید مقاوم خواهد بود.

همچنین دانشمندان روسی با مطالعات خود بر روی شهاب سنگ ها، نشان دادند که آلیاژ آلومینیوم و منیزیم جز به دست انسان ها ساخته نمی شود و بنابراین فرضیه اینکه شی، تکه ای از یک شهاب سنگ باشد نیز رد است و منشا این شی هنوز نامعلوم است.

البته شکل و شمایل این جسم نیز مانند چرخ دنده هایی با 6 شیار یک اندازه است. همچنین فاصله یکی از دنده ها به طرز عجیب و نامعلومی، بزرگ تر از سایرین می باشد که این موضوع احتمالا نشان از یک مکانیسم پیچیده است. شایعات حاکی از آن است که این شی متعلق به یک سفینه فضایی مربوط به سیاراتی دیگر است، اما دانشمندان روسی برای نتیجه گیری و کسب اطلاعات بیش تر در خصوص این شی عجیب به آزمایشات خود ادامه می دهند



تاریخ انتشار: 02:04 2012/12/25

 

Green Mountain, Colorado - 12-22-12/ت سبز کوه، کلرادو - 12-22-12

 در روز شنبه، 12-22-2012 در حدود است. 4:30 من در زمان دو عکس از غروب آفتاب، با تلفن من، رو به جنوب از عرشه من است.

 در حالی که بررسی عکس در تاریخ یکشنبه، 12-23-2012 متوجه شدم یک شی غیر معمول در بخش فوقانی یکی از این عکس ها می باشد.

جسم دیسک شکل است و به نظر می رسد که یک منطقه دایره ای روشن در مرکز از پایین و چه به نظر می رسد چراغ ها و یا پنجره ها در قسمت فوقانی دیسک است.

 شی در زمانی که عکس گرفته شده بود به چشم من قابل مشاهده نیست، و قابل مشاهده در عکس دوم گرفته شده حدود 15 ثانیه پس از اول نیست.

 

سبز کوه، کلرادو - 12-22-12

 

 
منبع: http://www.ufocasebook.com/2012/greenmountaincodec2012.html  


نوادا ،راشل
ما به عنوان یک گروه کوچک توریستی «راشل» نوادا را ترک کرده بودیم و در ابتدای ورودی منطقه 51 در صندق پستی «سیاه» توقف کردیم.
{توضیح: the black mail box یا صندوق پستی سیاه ، صندوقی است که در منطقه 51 در راشل نوادا قرار دارد در گذشته رنگ آن سیاه بود ولی حال رنگ آن سفید است، سابقا عده زیادی از شکارچیان فرازمینی ها باور داشتند که این صندوق توسط فرا زمینی ها و دولت مردان برای رد و بدل کردن پیفام مورد استفاده قرار میگرفته است}
در اوایل آن روز ما یک هلیکوپتر در منطقه دیدیم و دو نفر از اعضای گروهمان اصرار داشتند که ما توسط مردی در یک ماشین آبی رنگ در حال تعقیب شدن هستیم. زمانی که داشتیم کارهای توریستی خودمان را در اطراف «صندوق پستی سیاه» انجام میدادیم ، یکی از اعضای گروه فریاد کشید که باعث شد همه ی ما برگردیم.
دو یا سه نفر شروع به گرفتن عکس از یک شی درخشان در آسمان کردند آن شی. برای چند ثانیه در آسمان شناور بود، به نظر می رسید که در جهات مختلف به عقب و جلو حرکت می کرد و بعد از 30 ثانیه یا بیشتر با یک سرعت باور نکردنی شروع به پرواز کرد .
من صدایی که از آن شی بیاید نشنیدم، ولی مطمئنا جا خوردم!
مشخص بود که همه خیلی هیجان زده شده بودند، اما عجیب تر اینکه خانمی از آلمان در گروه ما بعد از رویت آن شی حالش به هم خورد. زمانی که ما به ورودی منطقه 51 رسیدیم این خانم با نگاه مردانی در کامیونی سفید که روی تپه ای قرار داشت حالش بد شد.
من فکر کردم که شما باید این عکس ها را داشته باشید، اما نمی خواهم که مشهور شوم. می توانم به شما در مورد یک چیز اطمینان بدهم و آن اینکه دیگر هیچ وقت به منطقه 51 بر نمی گردم.

Area 51

Area 51

Area 51

منبع:    http://www.ufocasebook.com/2012/area51photos.html



© Flickr.com/barracuadz/cc-nc-by-sa 3.0

بیش از  صد سال پیش، موجودات فضایی  مانع از نابودی  زمین شدند.  یوری لاوبین،  دانشمندی از سیبری، چنین نظریه ای را  مطرح کرده است.  وقتی یک سنگ آسمانی در فاصله بسیار نزدیکی از سیاره زمین در حال عبور بود  سفینه  فضایی  غیرزمینی با آن تصادم می کند. بر اثر این تصادم انفجار بزرگی بوقوع پیوست  که تکه هایی از آن سنگ آسمانی عظیم الجثه  در سراسر سیبری  پخش شدند. بزرگترین آنها  را سنگ آسمانی  تونگوس نامیدند.
هنوز علت چنین  رفتار قهرمانانه  سفینه فضایی غیرزمینی معلوم نشده است.  شاید آنها سعی کرده بودند  زمین را نجات بدهند.  بنا به فرضیه دیگری،  این را یک تصادف  سرنوشت ساز می نامند.  سفینه فضایی  که با سنگ آسمانی تصادم کرد، مانع  از افتادن این سنگ روی زمین شد.  دانشمند یوری لاوبین  که ریاست بنیاد اجتماعی « پدیده تونگوس» را عهده دار است دراینباره گفت: این سفینه  «کامیکادزه-از جان گذشته» بوده است.  پیداست  که ذخایر انرژتیک این سفینه کافی نبوده ولیبه علت داشتن وزن زیاد،  خودش دست به حمله می زند.  سنگ آسمانی  بر اثر این تصادم منفجر شد و تکه های این سنگ  در سراسر سیبری فرو افتاد که ما آنها را پیدا کردیم.  در محلی که انفجار بر فراز آن رخ داد، در ناحیه کراسنایارسک،  واقع در سیبری شرقی، حفره ای به قطر 500 متر را پیدا کردیم و چند حفره کوچکتر به قطر های 150-100 متر.
در همانجا تکه هایی از سفینه سیاره  فضایی یافت شد. آزمایش های شیمیایی نشان داد که ماده ای را که سفینه از آن ساخته شده است در زمین نمی توان بازآفرینی کرد. این ماده آلیاژی  خود ویژه از سیلیکون و  فلز بود.  آدمهای روی زمین از  همه نوع عناصر ضروری برخوردارند، اما  ازمایشات نشان دادند  که برای ساخت چنین آلیاژی نیاز به غلظت خاص  مواد هست که دستیابی به آن در  شرایط زمینی ممکن نیست. رسیدن به چنین غلظتی فقط در فضا ممکن است.  قدرت انفجار  نیز گواه آن است که  سفینه ای از سیاره دیگر مقصر این  سانحه فضایی بوده است.
 30 ماه ژوئن سال 1908 میلادی  یک انفجار بزرگ به قدرت  50 میلیون تن معادل تی.ان.تی رخ داد. این انفجار مساوی بود با تمام  انفجارات در  جنگ کبیر میهنی و  3-2 بار قوی تر از  بمب های اتمی  که آمریکا بر سر هیروشیما و ناکازاکی  پرتاب کرد.  انفجاری به این قدرت در  زمین نو  در قطب شمال   رخ داد. در آنزمان،  اتحاد شوروی در آنجا بمب هیدروژنی را آزمایش کرد.  این انفجار توسط تمام زلزله نگارهای جهان به ثبت رسید.  این انفجار نه در زمین،  نه در فضا، بلکه  جایی در جو رخ داد.
دانشمند سیبری  معتقد است که تمام نظریه های ارائه شده در این باره  طی صد سال اخیر   درست نیستند، به غیر از  یکی:  شرکت تمدن غیر زمینی دراین حادثه. یوری لاوبین بر این امر اصرار می ورزد که  انفجار بین آسمان و زمین  می توانسته فقط در نتیجه تصادم  دو جسم رخ داده باشد.
شرکت سفینه غیرزمینی در این حادثه برابر 99 درصد است. زیرا بطور همزمان با ثبت  امواج زلزله نگاری،  طوفان مغناطیسی نیز به ثبت رسید.  طوفان مغناطیسی می تواند فقط در صورت  انفجار  دستگاه فنی در جو بروز کند.
یوری لاوبین یک گواه دیگر نظریه  کمک غیرزمینی  را  پیدا کرده است . سنگ کوچکی با  اشکال لوزی شکل و مربع روی آن.
این کریستال کوارتزی است که از نظر سخت بودن فقط از الماس عقب می ماند.  برای ایجاد چنین اشکالی نیاز به تکنولوژی خاصی هست.  ما سعی کردیم دست به آزمایش بزنیم و ببینیم به چه وسیله ای این نقش ها روی سنگ کشیده شده اند.  به انستیتوی فیزیک مراجعه کردیم  که دستگاه لیزر در آنجا وجود دارد.  اما این دستگاه توانست فقط یک ذره بر سطح آن خراش وارد آورد ، هر چند فولاد را  مثل کره می برد.  وقتی به زمین شناسان این سنگ را نشان دادیم، آنها گفتند که این سنگ زمینی نیست و ریشه فضایی دارد.
بعید نیست که این کریستالها می توانند  حامل اطلاعاتی باشند.  کشف کد علایم مرموز  روی آنها می تواند   نه تنها اسرار  سنگ آسمانی  تونگوس را آشکار سازد  بلکه خیلی چیزها در باره گیتی و  موجودات هوشمند ساکن در آن  بدست انسان بدهد.
یادآوری می کنیم که 30 ماه ژوئن سال 1908 میلادی  یک سنگ آسمانی روی زمین افتاد.  در نتیجه انفجار در سیبری  درختان در مساحتی بیش از  2 هزار  کیلومتر مربع فروافتادند.  طی چند روز   بر فراز اراضی از  اقیانوس اطلس تا سیبری مرکزی  درخشش شدید آسمان  و ابرهای روشن مشاهده شد.  در محل حادثه تا کنون دانشمندان در حال کار هستند.  اما ماده ای که  سنگ  آسمانی تونگوس  از آن ساخته شده بود تا کنون پیدا نشده است. . به این دلیل نمی توان ترکیبات آن را مورد مطالعه قرارداد. تا کنون این حادثه مثل یک معما باقی مانده است که  بر فراز تایگای سیبری  بیش از صد سال  پیش چه اتفاقی افتاد.



مدتها بود دنبال مطلبی در مورد این پیرمرد سوئیسی می گشتم تا برای علاقمندان معرفیش کنم.
یک توضیح: این آقا از دهاتی های سوئیسی است و فرهنگ مردم شناسی این مکان نشان از ساه بودن و به دور از ریا و دروغ در اجتماع این مکان می باشد.


بیلی ادوارد آلبرت مایر مشهور به بیلی مایر در سوم فوریه سال 1937 در سویس بدنیا آمد. بیش از 56 سال است که بیلی مدعی است که تماس های فیزیکی و تله پاتی با موجوداتی فرازمینی که از مجموعه خوشه ای به نام پلایرن ( plejares ) آمده اند دارد. نقش بیلی مایر به عنوان رابط و سخنگوی این موجودات است
بیلی علم و اطلاعات خودش را که از این موجودات بدست آورده به ما می آموزد.ودر ضمن موجودات فضایی را در یک وظیفه تاریخی برای بازگشت به زمین جایی که سالیان پیش تر ترک کرده اند.

در مورد بیلی مایر باید ذکر کنم.که بیلی مایر کشاورز یک دست سویسی است که تحصیلات عالی ندارد. اولین ملاقات بیلی با یک موجود فضایی در سن پنج سالگی ، هنگامی که خود را برای کار کردن مهیا می کرد بود. بیلی در این سن با مردی به نام Sfath از سیاره پلایرن ملاقات کرد. وچیزهای از او آموخت.


دومین ملاقات بیلی در سن 11 سالگی و با مردی به نام Asket بود.که بیلی در ادامه آموزش ها مطالب فراوانی در مورد سرزمین های موجود در زمین و همچنین اعتقاداتی راجع به خاک و کشاورزی آموخت
در 28 ژانویه 1975 ، بیلی بیش از 100 ملاقات با Samjase ، زنی از سیاره پلایرن داشت. در طی این تماس ها بیلی اجازه یافت تا از بشقاب پرنده آنها به نا م (( beamship )) فقط در حال مانور و پرواز عکس برداری کند.او بیش از 1000 عکس واضح از ufo ها برداشته است

مهمترین ملاقات بیلی در سال 1989 روی داد. ودر این ملاقات که با ptaah پدر Samjase داشت. حقایق بسیار جالبی درباره تاریخ زمین ، انسان ها و علم و موضوعات معنوی بدست آورد. بیلی در این سال در حدود چهار ملاقات با ptaah داشت


اما درباره مکانی که این موجودات از آنجا آمده اند:
پروین که مشهورترین سیستم هفت ستاره ای ( خوشه ای ) است در صورت فلکی گا و واقع شده است
فاصله اش از ما ( زمین ) 420 سال نوری است. و از ستاره ها و سیارات نسبتا جوانی تشکیل شده است
نام سیستم هفت ستاره ای ( Seven-Star System ) از این حقیقت نشات گرفته که کوچکترین هفت ستاره ای که ما با چشم غیر مسلح و در آسمانی پاک و پر ستاره در شفق شمالی می توانیم ببینیم.این هفت ستاره هستند. در ضمن سیاره های این سیستم هنوز در حال رشد هستند و در حال حاضر برای زندگی نوع بشر نا مناسب می باشند
موجوداتی که با بیلی مایر در تماس بوده اند.محل زندگی خود را مکانی شبیه به پروین نام برده اند. اگر چه آنها ( فرازمینی ها ) در شکل دیگری از فضا و زمان در حال زندگی هستند. وبه اندازه 80 سال نوری دورتر از خوشه پروین قرار دارند. در آنجا یک ستاره مانند خورشید در مرکز است. که نام آن Tayget می باشد که ده سیاره در دور آن مشغول به گردش هستند. که چهار سیاره دارای جمعیت و سکنه می باشد در ضمن به مکان زندگی این موجودات پلادین ( plejarn ) گفته می شود 



اورست بلندترین قله دنیا نیست !!!
سازمان national Geographic در شماره ژانویه 2002 مجله خود صحت یکی از ادعاهایی بیلی مایر را که حدود 30 سال پیش ( دهه 70 ) مطرح کرده بود تایید کرد. بیلی مایر سی سال پیش ادعا کرده بود.که موجودات فرازمینی به او گفته اند. که قله اورست مرتفع ترین کوه در کره زمین نیست !!! وی در یکی از نوشته های قدیمی خود آورده که قله چیمبورازو ( chimborazo ) در اکوادور 2150 متر از قله اورست بلندتر است.برای این که کره زمین کاملا گرد نیست


وبرای همین (( ارتفاع از سطح دریا )) مقیاس درستی برای اندازه گیری ارتفاع کوه ها نیست !!!
National Geographic در ادامه توضیح می دهد. که اخیرا دانشمندان متوجه شده اند. چرخش زمین به دور خود باعث شده که سطح زمین کاملا یکدست و اصطلاحا کروی نباشد. بنابراین اگر ارتفاع کوه ها را نسبت به مرکز زمین بسنجیم. کوه چیمبورازو 2200 متر بلندتر از اورست است
اما اگر مبنای اندازه گیری را سطح دریا اختیار کنیم.در آن صورت قله اورست 2540 متر از چیمبورازو بلند تر است.
پس به شکل خلاصه :
کوه اورست : فاصله قله تا مرکز زمین : 6382250 متر
کوه چیمبورازو : فاصله قله تا مرکز زمین : 6384450 متر
بازهم یاد می کنم که بیلی مایر یک کشاورز یک دست سویسی است. که تحصیلات عالی هم ندارد. سی سال پیش ادعای را مطرح ساخته که دانشمندان اکنون به صحت آن پی برده اند.

چرا بیلی مایر در بین یوفولوژیست ها از شهرت خاصی برخوردار است ؟

بیلی مایر پیر مرد مسن و کشاورز سویسی در میان یوفولوژیست ها از شهرت زیادی بر خوردار است .ادعای وی این است که از کودکی تا بحال بیش از 250 بار با موجودات فرازمینی از ستارگان پلادین (پلیاد) دیدار و گفتگو کرده است. که اوج این تماس ها در دهه 70 میلادی بوده است. در میان تمام کسانی که ادعای ارتباط با موجودات فرازمینی را می کنند. بیلی مایر از جایگاه ویژه ای برخوردار است. زیرا وی برای صحت ادعای خویش عکس ها و فیلم های بسیار شفافی از بشقاب پرنده ها گرفته است. به گفته خودش این اجازه را موجودات فرازمینی به او داده اند . عکس ها و فیلم ها و نوارهایی که حاوی صداهای بشقاب پرنده ها ست. همه توسط دانشمندان زیادی مورد آزمایش قرار گرفته اند . که اثری از حیله و نیرنگ در آنها دیده نشده است. همچنین او فلزاتی را از طرف فرازمینی ها به دانشمندان اهدا کرده است. که در کره زمین یافت نمی شوند.

شاید برای شما این سوال پیش آمده باشد که چند درصد از مردم به وجود حیات در دیگر کرات معتقدند .
یا ارتباط انسان ها با موجودات فرازمینی را باور دارند ؟
مجله معروف نیوزویک قبل از انتشار و پخش فیلم (( روز استقلال )) نظر سنجی انجام داد.که مطابق با آن:
48 % امریکایی ها فکر می کنند UFO ها واقعی هستند.
29 % فکر می کنند که ما با موجودات فضایی در تماسیم.
48 % فکر می کنند. که دولت آمریکا اطلاعات مربوط به UFO ها را مخفی نگه می دارد.

منابع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Billy_Meier
http://www.deepspace4.com/pages/prophecy/henoch/henoch.htm
http://mikephilbin.blogspot.com/2010/03/billy-eduard-albert-meier-silent.html
http://www.ufocasebook.com/billymeier.html



نامرئی شدن UFO ها و فیلمبرداری کردن از آنها با استفاده از مادون قرمز:

Sky-watchers گزارش عجیب و تکان دهنده ای در خصوص پروازهای عجیب و ناشناس اشیائی که فقط توسط دوربینهای رصد مادون قرمز قابل دیدن هستند.

دوربینهای دید در شب در تلاش برای گرفتن و ضبط این اشیاء مرموز بکار برده شده است. یک گروه شناخته شده در تگزاس بعنوان انجمن تحقیقات لاریدو با این روش موفق شده اند تا از حجم کرافت مثلثی شکل پروازی عکسبرداری کنند.

گروه تحقیقاتی مدعی شده اند که جسم نامرئی برای چشم غیر مسلح بوده است و این تیم با استفاده از این روش توانسته اند که از جسم مورد نظر عکسبرداری نمایند.

با این حال کسانی هم در این بین هستند که متقاعد نشده اند و این گونه اجسام را در واقع مرز بین هواپیماهای بدون سرنشین با چراغهای مادون قرمز ضد تصادم دانسته اند.

شما در واقع ممکن است که فکر کنید از ویژگی های شاخص UFO ها همین مساله نانمرئی شدن آنها است اما به لطف شکارچیان سر سخت و متعصبی که آسمان شب را با دوربین های دید در شب نظاره گر هستند یک کلاس جدید از UFO ها را یافته اند که فقط با استفاده از تکنولوژی مادون قرمز می توان آنها را نظاره نمود، حال با این همه باز بحث UFO از حالت دید در اظهار عمومی به بحث جاسوسی نامرئی آنها از فعالیتهای ما ارتباط پیدا می کند.

بایستی صبر کرد تا کاوشگران و محققان در آینده مطالب جالبی از این موجودات کم رو و البته بسیار نابغه را بدست آورند.

تصاویر اعتباری از LPRS می باشند LPRS خدمات رادیویی کم قدرت است که در محدوده یک راه ارتباطی برای 216 و217 مگاهرتز فعالیت دارد، استفاده رایج از این خدمات در مراقبتهای بهداشتی، آموزشی و پرورشی و جدیدا در محدوده هوا و فضا می باشد.



 تاریخ رویت: نوامبر 2012
محل رویت: Curico، شیلی


شاهد عینی می گوید: این یک UFO است که از حیات خلوت خانه ام دیدم و زود فیلمبرداری نموده ام.

بر اساس کارشناسی های مختلف بر روی عکس انتظار میرود این شئ یک بشقاب پرنده ساخت بشر باشد.

 

منبع:

http://www.youtube.com/watch?feature=player_embedded&v=pMGKZEKur-0




تاریخ روئیت: نوامبر 2012

محل روئیت: ایالات آریزونا، ایالات متحده آمریکا

 

این عکسها را که یک عکاس با یک دوربین نیکون d7000 گرفته است قابل توجه می باشند.

این عکاس ذکر می کند که تا بحال از خیلی از چیزها عکاسی نموده است ولی این یکی با بقیه کاملا فرق دارد به طوری که این اجسام که به نظر می رسند چراغهای متعددی دارند حرکات کاملا نامنظمی داشته اند بطوری که برای گرفتن عکس مجبور شدم دوربین را از سه پایه آن جدا کنم و دوربین را در دست بگیرم که حرکات لرزشی دستم را شاید در این عکسها ببینید، این عکاس میگوید که این اجسام که در غروب خورشید دیده شدند فورا نیز ناپدید گردیدند با این حال این اجسام واقعا غیر قابل توصیف بودند.

 

 

 

منبع:

 http://www.azfamily.com/younews/179583631.html



یک شنبه 10 / 9 / 1391برچسب:عطارد,راهرو مخفی, :: 14:29 ::  نويسنده : مهدی نیکخواه

تاریخ روئیت: نوامبر 17، 2012
محل رویت:
صخره Victoria Rupes ،عطارد

 

ما به دنبال برخی از عکس های موجود در ناسا عکس موجود از عطارد را مشاهده و تفحص نمودیم که این راهروی غیر عادی توجه ما را به خود جلب نمود.این راهرو با چهار گوشه، تقریبا از لحاظ هندسی کامل می باشد مگر در مواردی که تکه هایی از شهاب سنگ کناره های آن را به هم ریخته باشد، از این مورد می توان تقریبا نتیجه گیری نمود که این راهرو با توجه به ابعاد هندسی موجود ساخت تمدن دیگری باشد که سالها پیش از بین رفته و یا کوچ نموده باشند!

 

منبع عکس:

http://photojournal.jpl.nasa.gov/catalog/PIA15614



تاریخ رویت: نوامبر 2012


تحقیقات UFO همچنان در جریان است، یک مرد اسکاتلندی از یک جسم معلق در هوا در بالای جنگل فیلمبرداری کرده است این مرد که آدریان نام دارد 40 ساله می باشد که دوربین فیلمبرداری خود را برداشته و نور مرموزی را فیلمبرداری نموده است که با بزرگنمایی ان می توان گفت تقریبا این جسم ناشناس آشکار میگردد که البته بعد از فیلمبرداری کردن از این جسم این فیلم را به محققان انجمن تحقیقات UFO فرستاده است.

این مرد اسکاتلندی می گوید که این جسم هیچ سر و صدایی نداشته و همچنی می گوید که قبلا نیز از این اجسام در حوالی اینجا دیده بودم از آن جمله در نزدیکی دریاچه Fiskally که حدودا پنج متر عرض داشت و رنگ آن همواره در حال تغییر بود.

 

منبع:

http://www.bbc.co.uk/news/uk-scotland-20316258



 

تاریخ انتشار: 7 نوامبر

 

استناد به: عکسبرداری ناسا







منبع:

http://www.youtube.com/watch?v=F9mRBruJBZY&feature=g-vrec


با ذکر منبع امکان کپی کردن از این وبلاگ آزاد است لطفا رعایت فرمائید.




 بسیاری از عکسهای گرفته شده توسط NASA و کنترل شده توسط دانشگاه آریزونا وقتی که در سایت قرار میگیرد و باز هم جا برای تحقیق و تفحص بیشتر باقی می ماند این بار این چهره را در این عکسها پیدا نمودیم، چهره یک مرد با یک کلاه بلند!


این کلاه به سبک همان کلاهی هست که نفرتیتی (Nefertiti) ملکه مصر بر سر دارد و سنگتراشی شده است. پس کلاه را باید نمادی از موقعیت قدرتمند و قابل احترام و چهره شناخته شده در تپه ساخته شده باشد، زیرا آنها برای بزرگداشت یک رهبر بزرگ می توانند این کار را انجام دهند به مانند ساخته شدن چهار تصویر از رئیس جمهورهای ایالات متحده آمریکا بر روی کوه Rushmore.

 

منبع عکس:

http://hirise.lpl.arizona.edu/ESP_029234_2015



 آتشفشان Popocatepetl در مکزیک با حمله یک یوفو دیروز جمعه 26 اکتبر فوران کرد. این آتشفشان از سال 2005آرام بوده است ولی از ماه آوریل نشانه هایی از دود در آن ظاهر شد.

 
دیروز جمعه خبرنگار Televisa ، خواکین لوپز دوریگا ، در حین فیلمبرداری از کوه آتشفشان مکزیک با صحنه ای عجیب مواجه شد.
یک جسم استوانه ای به طول یک کیلومتر داخل دهانه آتشفشان شد و متعاقب آن انفجار مهیبی صورت گرفت.. این خبر را رسانه های معتبر جهان به عنوان اخبار حادثه ای پخش کردند.
 

یکی از متخصصان مرکز نجوم در مکزیک عقیده دارد که این به احتمال زیاد میتواند یک حمله به زمین از سوی موجودات بیگانه تلقی گردد..گویا افسانه حمله بیگانگان به زمین در سال 2012 در حال شکل گیری است. تصور کنید تا کنون بشر جسم پرنده به طول یک کیلومتر نساخته است.. قبلا مدارکی درز کرده بود که نشان میداد یکی از چالشهای فراروی بشر در حوادث آینده بازگشت بیگانگان به زمین خواهد بود. قوم مایا در آمریکای جنوبی کاملا به این مسئله اعتقاد دارند که روزی بیگانگان برای انتقام به زمین باز خواهند گشت. این یک مدرک موثق است !!!
فوران این آتشفشان هشدار قرمز را سبب گشت و پیش بینی میشود زندگی 19 میلیون نفر را تحت تاثیر قرار دهد. ساکنان نواحی در حال تخلیه شهرها هستند.
منبع:   www.facebook.com/mahdyoon
http://www.rapturewatch.net
پ . ن : طول جسم دویست متر بوده است



تاریخ عکسبرداری 23 ژوئیه 2012 ساعت 09:20

عکسی که توسط سازمان ناسا گرفته شده است اینبار نیز همگان را در بهت و حیرت برد…!

 

عکسی که توسط خود سازمان ناسا گرفته شده است اینبار نیز همگان را در بهت و حیرت برد…!پروژه ای که ناسا جدیدا شروع کرده است بنام پروژه Heliospheric است که یک پروژه منبع باز برای تجسم اطلاعات خورشیدی است که توسط NASA و ESA روی ان کار میشود در این تصویر با توجه به انعکاس نور به سطح این جسم غول پیکر به وضوح می توانید این جسم را ببینید جالب است که این بار خود ناسا رسما در سایت خود این تصویر را گذاشته است به آدرس:http://sdo.gsfc.nasa.gov/data/aiahmi

 

 

 

 




چهار شنبه 10 / 7 / 1391برچسب:پروژه ایسیس کا گ ب, :: 18:4 ::  نويسنده : مهدی نیکخواه

خلاصه مستند مربوط به پروژه ایسیس کا گ ب

اسناد به دست آمده از کا گ ب نشان می دهد که شوروی علاقه بسیاری به اکتشاف در مصر و به دست آوردن اطلاعات مربوط به بیگانگان و مصر داشته است.

همیشه برای دریافت نشانه هایی از موجودات فضایی به آسمانها نگریسته ایم و هرگز تصور نکرده ایم که این نشانه ها در زیر زمین نیز ممکن است یافت شوند. کا گ ب تصور عمومی ما را در این باره نداشته است.

دکتر ویکتور ایوانوویچ متخصص فیزیک فضایی و عصب شناسی است. وی حین خدمت در کرملین به عنوان مشاور علمی به اسناد محرمانه ای درباره پروژه کا گ ب موسوم به پروژه ایسیس دست یافته است. وی در این باره چنین می گوید:

پروژه ایسیس شامل تحقیق در ابنیه و دست ساخته های مصر باستان بود که میتوانست در زمینه سفر به فضا راهگشا باشد.

تصاویر ویدیویی که از اکتشافات این پروژه به دست آمده به نظر دکتر ایوانوویچ مهم و منحصر به فرد هستند(تصاویر انتخاب شده از این ویدیو در طول مطلب برای استفاده خوانندگان ارائه شده است).

در سال 1961 گروهی از دانشمندان کا گ ب همراه با متخصصین نظامی در زمینه تسلیحات شیمیایی و اتمی مقبره ای را در مصر کشف کردند.

آنچه که داخل مقبره یافتند تا کنون به صورت رازی حفظ شده است. آنها درون تابوت بقایای موجودی فضایی را یافتند که به عقیده ایوانوویچ یازده هزار سال قبل از میلاد مرده بود.

به عقیده او این کشف ثابت می کند که مصر باستان بر پایه دانش بیگانگان فضایی بنا شده بوده است. او معتقد است سربازانی که تابوت را گشودند اهمیت این کشف را نمیدانستند: کشف بقایای یک انسان بیگانه.

رقابت دو ابرقدرت جهان در سالهای پس از جنگ جهانی دوم برای روسیه هزینه مالی بسیار سنگینی داشت. روسیه موفق شد با میلیاردها دلار هزینه پیش از آمریکا فضانورد به فضا اعزام کند. جهان شاهد جنگ سرد و رقابت دو ابرقدرت بود. در اوج جنگ سرد کا گ ب با سیصد هزار کارمند بزرگترین سازمان جاسوسی دنیا بود.

تحقیقات کا گ ب در زمینه قدرتهای ذهنی به سالهای دهه 20 باز میگشت, زمانی که آزمایشگاههایی به نام ماه تاریک مشغول به فعالیت شدند.

در سالهای دهه 30 کسانی که صاحب قدرتهای فراطبیعی بودند تحت تعقیب رژیم استالینی روسیه قرار گرفتند. محکومین به مرگ و زندانیان سیاسی به طرز بیرحمانه ای تبدیل به موش آزمایشگاهی کا گ ب شده بودند.

این افراد نگون بخت در سال 1937 اعدام شدند و اسناد مربوط به این آزمایشات به محلی پنهان منتقل شد ولی آزمایشها همچنان ادامه یافت. موفقیتهای دوران خروشچف در زمینه ماورا الطبیعه بسیار چشمگیر بود. ژنراتورهای بیولوژیکی و انتقال افکار انسان به ماشین در همین دوره مورد آزمایش قرار می گرفت. آمریکاییها می دانستند که روسیه از این پیشرفتها در زمینه صلح آمیز استفاده نخواهد کرد و همین باعث نگرانیشان میشد.

شوروی به عنوان وسیعترین کشور جهان بیشترین مشاهدات یوفو را در جهان داشت. این پدیده نیز به شدت مورد توجه کا گ ب بود. در ژانویه 1986 یکی از معتبرترین موارد برخورد یک شی بیگانه با زمین در روسیه اتفاق افتاد و مورد مطالعه قرار گرفت. بقایای این برخورد جمع آوری شد و مورد تحقیق قرار گرفت. این سفینه فضایی بشقاب مانند صدمه خورد اما به کلی از بین نرفت. تصاویر زیر از ویدیویی که توسط برخی اعضای مافیای روسیه از کا گ ب به بیرون درز کرده انتخاب شده اند.

به نظر میرسد مطالعه این شی به روسیه کمک های بزرگی در زمینه سفر به فضا و ساخت موشک کرده باشد. یوفو ها, تواناییهای ماورالطبیعه و دانش بیگانگان فضایی همه منابع اطلاعاتی بودند که پروژه ایسیس در جهت دستیابی به آنها طراحی شده بود و مصر یکی از مراکزی بود که در آن به دنبال دانش بیگانگان فضایی می گشتند.

بر اساس شواهد روسیه مایل نبود آمریکا از تحقیقات روسیه در مصر خبردار شود. در سال 1959 مصر به تنهایی دریافت کننده 49 درصد از کل کمکهای شوروی به کشورهای جهان سوم بود. هنگامی که پروژه ایسیس در مصر آغاز شد تعداد نظامیان روس ساکن در مصر به بیست هزار نفر میرسید. این حضور نظامی سنگین اهداف علمی و اکتشافی روسیه را به خوبی پنهان می کرد. مرکز عملیات در قاهره بود و دانشمندان بیشتر اوقات در لباسهای روستاییان عرب به محل اکتشاف گسیل می شدند. نظامیان نیز گاهی در لباس باستان شناسان در محل اکتشافات حاضر می شدند تا حضور نظامی جلب توجه نکند.

در 24 ژولای 1960 شنود مقامات مصری که توسط ماموران روسی انجام میشده تغییر بزرگی در پروژه ایسیس ایجاد کرد. یکی از مقامات بلند پایه مصری در تماس تلفنی با برادرش از دو بدوی می گفت که به طور اتفاقی به مقبره ای برخورده بودند. عبارتی که در این مکالمه تکرار میشد به معنای مقبره بازدید کننده بود. مقبره ای که نشان پادشاهان و خاندان سلطنتی مصر را ندارد بلکه نشان بازدید کننده در آستانه آن نقش شده است.

تهیه کنندگان این مستند با مردی آشنا شدند که با مافیای روسی همکاری می کند اما در زمان پروژه ایسیس مسئول جابجایی مکاتبات و اسناد بین روسیه و مصر بوده است. او در ازای دریافت مبلغی حاضر به در اختیار گذاشتن مدارکی شد که در زمان خدمت به عنوان مامور تبادل مدارک از آنها کپی تهیه کرده بود. این مدارک شامل اسنادی می شد که در آن زمان به نظر او جالب می آمدند.

در میان این مدارک برگه لیست اشیای موجود در مقبره بازدید کننده, گزارش یکی از دانشمندان مبنی بر ساطع شدن امواج مغناطیسی از دیوارهای مقبره و ترجمه نوشته های روی دیوار بود که ظهور دوباره یک خدای باستانی بالدار را پیشگویی می کرد. این مدارک ثابت می کرد که مقبره برای روسیه اهمیت بسیاری داشته و درجه امنیتی بسیار بالا برای اکتشاف مقبره اعلام شده بوده است.

قدم بعدی آزمایش فیلم گشایش تابوت بود. در آغاز فیلم لوگوی کا گ ب و عبارت فوق سری به روسی نوشته شده است. شاید این فیلم حقه ای از طرف روسیه بوده تا اهداف اصلی حضور روسیه در مصر پنهان بماند, یا شاید فیلم واقعی است و مربوط به گشایش تابوت یک بیگانه است.

هنگامی که تابوت گشوده میشود دود بخار مانندی از تابوت بیرون می آید. سربازانی که تابوت را گشوده ان هیچ یک ماسک بر صورت ندارند.

این بخارها سمی است. با از بین رفتن بخار بقایای موجود انسان نمای داخل تابوت نمایان می شود.

این بخارها یکی از سربازان را مسموم می کند. سربازان مقبره را ترک می کنند. سپس تیمی از متخصصین سلاحهای شیمیایی با تجهیزات بیشتر به داخل مقبره فرستاده میشوند تا میزان آلودگی را بسنجند.

سپس تصاویر تخلیه اشیای داخل مقبره را میبینیم.

پروژه ایسیس از این زمان در دو جبهه ادامه یافت, مسکو و مصر. نمونه های برداشته شده از مقبره مورد ازمایش رادیو اکتیو قرار گرفت. این اشیا از ترکیبی از فلز و ماده ای ناشناخته ساخته شده اند. آزمایش رادیواکتیو عمر نمونه ها را ده هزار سال قبل از میلاد تخمین میزند. عمر مقبره با عمر اهرام گیزه مطابقت دارد. کا گ ب دستور به گسترش آزمایشها داد. افرادی با تواناییهای ماورالطبیعه به مقبره اعزام شدند.

سطح انرژی داخل مقبره ورای اندازه طبیعی بود.

مشابه سازی کامپیوتری از مومیایی درون تابوت انجام گرفت.

و بازسازی صورت انجام گرفت

و نتیجه تصویر زیر بود

در بخش دوم این مطلب شاهد تصاویری خواهید بود که شاید تنها تصاویر موجود از آدم ربایی موجودات بیگانه باشد.



در سال گذشته تیم سوئدی جستجوگر گنج اوشن ایکس اعلام کرد شی مرموزی را در اعماق دریای بالتیک یافته است.

به کمک آزمایشگاههای مجهز این تیم امروز یک قدم به کشف حقیقت نزدیکتر شده است.

 

سنگهایی که بر روی شی قرار دارند از جنس گرانیت قرمز و متعلق به عصر یخبندان هستند. نظریه دنیس آسبرگ این است که وقتی یخهای عصر یخبندان رو به ذوب شدن گذاشتند این سنگها بر روی شی افتاده اند. به این ترتیب این شی به مدت 140 هزار سال در این محل بوده است.

روی شی گشودگی دایره شکلی به قطر دو متر وجود دارد و شی از زیر به کف دریا با لنگر متصل نیست.

دنیس آسبرگ میگوید: «ما دریافته ایم که شی به کف اقیانوس نچسبیده و روی یک لبه قرار گرفته است. ما زیر شی را توسط روبات بازرسی کرده ایم و می دانیم شی از بستر اقیانوس فاصله دارد. شی از جنس بسیار سختی درست شده و به همین دلیل تا کنون نتوانسته ایم بخشی از آن را جدا کنیم.»

تیم بعضی سنگهای رو و اطراف شی را بیرون آورده است. سنگهای گدازه مانندی در محدوده شی کشف شده اند. نظریه مورد بررسی این است که شی حرارت بسیار بالایی داشته و به همین دلیل سنگها مجاور آن ذوب شده و به شکل گدازه درآمده اند.

دنیس آسبرگ می گوید: «با بررسی شی حیرت زده شده ایم. گویی این یک شی طراحی شده است. زوایای نود درجه بسیاری در شی یافته ایم.»

دنیس امیدوار است ادامه اکتشاف در بهار و پس از معتدل شدن دمای دریا از سر گرفته شود.



تخریب پایگاه زیر آب خزندگان فضایی – زلزله 5.1 ریشتری در محدوده ی جزیره ی نیکُبار

 http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/reptilian1.jpg

سه شنبه شب مورخ 15 فوریه 2012، ساعت 18 و 32 دقیقه و 57 ثانیه زلزله ای به قدرت 5.1 ریشتر نواحی اطراف جزیره ی نیکُبار واقع در جنوب شرفی خلیج بنگال اتفاق افتاد. زلزله ای که سبب شد تا پروکیون ها، اعضای انجمن اندرومدا، به فکر تخریب دو پایگاه استراتژیک و بزرگ خزندگان به نام «اژدها و مار غول آسای خزنده» که در زیر دریا راه اندازی و کنترل می گردید، بیافتند. این پایگاه در راس 90°E Ridge بر بستر اقیانوس واقع شده است. (توضیح راجع به 90°E Ridge: رشته کوهی قدیمی، کشیده و خارج از خط زلزله است که در اقیانوس هند واقع شده است.)

http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/golf-of-aden-1.jpg

http://www.conscendo.org/images/sodalitas/reptilian.jpg

در تاریخ 3 فوریه 2012 هشداری در مورد وجود پایگاه های عظیم خزنده ی زیر دریا به انجمن Expolitics داده شده بوده است. (توضیح راجع به Expolitics: تحقیق در مورد افراد کلیدی و سازمان ها و فرایندهای سیاسی که مرتبط و وابسته به زندگی ماورای کره زمین می باشند، است.)

تولک، سخنگوی بشری انجمن اندرومدا گفته است: «در آخرین ساعات شب 3 فوریه 2012، بعد از دریافت پیغام تله پاتی از طرف فرمانده ی نخستین انجمن زیست کره اندرومدا، در خبر جدیدی تخریب و انهدام دو پایگاه خزنده ی زیر دریا گزارش گردید.»

«گزارش من از شب واقعه بیان می کند که اولین دو پایگاه باقی مانده در زیر دریا، در ناحیه اقیانوس هند/خلیج بنگال قرار داشتند زیرا که پایگاه عظیم و گسترده در زیر دریا از راس مدادی شکل دامنه های شمالی – جنوبی زیر دریا شروع می شد و شکل غیرطبیعی به مناطق زیر دریا داده بود. «

«ابتدای این پایگاه با یک جعبه ی سفید که از میان آن تارهایی به باریکی مو عبور کرده بود، نشانه گذاری شده بود. این جعبه طول یک مداد را داشت – از شمال به جنوب»

31 اکتبر 2011: خلیج عدن: پایگاه مخرب زیرآب

 نماینده ی انسانی انجمن اندرمدا در تاریخ 31 اکتبر 2011 در یک مصاحبه ی اختصاصی با تلویزیون Expolitics، تایید کرد که زلزله 5 ریشتری که در خلیج عدن در ساعت 1 و 22 دقیقه صبح روز 31 اکتبر 2011 اتفاق افتاده بود، در واقع نتیجه ی سلاح صوتی بوده است که توسط پروکایون ها (اعضای انجمن اندرومدا) برای حمله به پایگاه زیردریای اژدها و خزنده که واقع بر مختصات کانون زلزله ی خلیج عدن بوده اند، استفاده گردیده است.

 

تولاک، سخنگوی انسانی انجمن اندرومدا اظهار داشت » بله، من می توانستم این واقعه را به همراهی فرمانده نخستین زیست کره جایی که بسیاری از جلسات انجمن اندرومدا در آنجا برگزار می گردد، تایید کنم. این یک حمله ی ناگهانی توسط پروکایون ها بود. آنها فقط کاری که مسئولیت آن را پذیرفته اند، انجام می دهند. این پایگاه اکنون به طور کامل تخریب و منهدم شده است.»

در همان زمانی که تولاک به این صورت در حال توضیح وضعیت بود، هیچ آگاهی ای از نقشه ی  U.S.G.S. و یا سایر منابع که مکان دقیق کانون زلزله در خلیج عدن را مشخص می نمود، نداشت. اظهارات انجمن اندرومدا، نشان از یکسان بودن منطقه ی حمله شده به پایگاه زیر دریا و کانون زلزله ی 31 اکتبر خلیج عدن را دارد.

پایگاه خزندگان

پایگاه خزندگان در زیر دریا در ناحیه ای در خلیج عدن واقع شده است. این خلیج در دریای عربی، بین یمن، در ساحل جنوبی شبه جزیره عرب و سومالی در شاخ آفریقا قرار دارد.

«این ناحیه از شمال شرقی از طریق تنگه باب المندب به دریای سرخ متصل می شود که عریضی در حدود 20 مایل دارد. به دلیل چیزهایی که من از ارتباطاتم با اندرومدا به دست آوردم، تحقیقاتی انجام دادم و متوجه شدم که خلیج عدن منطقه ای خطرناک می باشد، و به دلیل فعالیت های زیادی که دزدان دریایی در طول زمان در این ناحیه انجام داده اند، با عنوان «گذرگاه دزدان دریایی» شناخته می شود.»

پدیده ی گرداب های دریایی هم در این قسمت از آب های خلیج عدن اتفاق می افتند.

http://www.thetruthbehindthescenes.org/wp-content/uploads/2012/02/aden-stargate.jpg

«به علاوه، مرتبطین اندرومدا من، به من گفته اند که این پایگاه بسیار عمیق است، هزاران فوت زیر دریا، عمقی در حدود یک مایل و نیم. و از سالیان گذشته، بسامد صوتی خاص که محرک اعصاب، اضطراب آور و ترس آور است از این پایگاه به سمت خاورمیانه و شمال-شمال شرقی فرستاده می شود تا به وسیله ی آن افراد ساکن در این نواحی را در حالتی از رخوت، گم گشتگی و پریشانی، ترس، هیجان، عصبانیت و پرخاشگری نگه دارند.»

» آنها به من نشان دادند که فرستنده های رادیویی با قابلیت چرخش از سقف این پایگاه به بیرون هدایت می شود که بسیار شبیه پیروسکوپ در زیر دریایی ها می باشند. بسامد خاصی انتخاب می شود که افراد را علیه یکدیگر تحریک کند. آنگاه خزندگان این دستگاه را روشن می کنند. آن ها تقریبا هر روز این کار را انجام می دهند.»

با این حال، اگر افراد در زیر دریا باشند و یا بر روی زمین ایستاده باشند، قادر نخواهند بود این بسامد، این تشعشع را با چشم خود ببینند. این یک بسامد صوتی است. و از طیف شنوایی ما خارج است. اما این طریقه ای است که خزندگان، افراد را تحت کنترل خود دارند. این پایگاه خاص در حدود 5000 سال است که فعالیت می کند.»

«و بالاترین انرژی محرک ارتعاشی صوتی مشتشع شده از این پایگاه قادر است به مناطق دور دستی مانند سوریه، عراق، ایران، افغانستان، پاکستان و مجموعه ای از سایر کشورها در این ناحیه شامل اسرائیل و فلسطین نیز برسد.»

این یک تکنولوژی قوی است که قابلیت رسیدن به مناطق و فواصل بسیار دور را دارد. و طی چنین مسیری، نیازمند تنها صرف 15 دقیقه عملیات، از راه اندازی فرستنده تا تحت تاثیر قرار گرفتن افراد توسط تشعشع، می باشد.

31 اکتبر 2011: حمله ای که حدوداً بعد از دو ماه از حمله ی صوتی 23 آگوست 2011 که منجر به تخریب پایگاه زیر زمینی و تونل ها در واشنگتن شد، انجام شد. این حمله منجر به زلزله ی سطحی ای شد که در مناطقی از ویرجینیا تا اتاوا کانادا احساس گردید.

23 اگوست 2011: محققان مستقل اکنون عنوان می کنند که زلزله ی 23 اگوست 2011 ویرجینیا – واشنگتن، نتیجه ی حمله ی فرازمینی ها توسط سلاح صوتی به خزندگان، خاکستری ها و پایگاه نظم نوین جهانی در زیر واشنگتن بوده است. و حمله ی پیشرفته ی مشابهی از طرف فرازمینی ها، پایگاه های زیرزمینی خزندگان و نظم نوین جهانی در زیر دنور و نواحی جنوب غربی امریکا را نابود کرد.

انجمن اندرومدا به عنوان انجمن فرماندهی کهکشانی گزارش شده است که متشکل از نمایندگان سایر سیارات و ستاره ها می باشد و عهده دار نظارت و گسترش فعالیت در نواحی منتخب در جهان است.

منبع : http://www.thetruthbehindthescenes.org

ه


علی نوروزی که همراه با یک گروه نجومی برای رصد آسمان به کاروانسرای قصربهرام در پارک ملی کویر رفته بود، این تصاویر را از شیء نورانی ناشناس بامداد امروز ثبت کرد. این مشاهدات از ساعت 5 تا 5:15 ادامه داشت.

جسم پرنور سفیدرنگ در میانه تصاویر، سیاره ناهید است و ماه نیز در حال طلوع از افق است که به خاطر غبار موجود، سرخ‌رنگ ثبت شده است.

الگوی مخروطی شکل اولیه این پدیده که طی چند دقیقه به حالت کشیده درآمده و حرکت همزمان و موازی جسم نورانی نقطه‌ای در فاصله نزدیک از ابر، احتمال ارتباط این پدیده نورانی با موشک پرتاب‌گر و رها شدن محموله آن را تقویت می‎کند. دلیل روشنی این ابر نیز زاویه آن نسبت به ناظر و خورشید است که وضعیت بازتاب مناسبی را فراهم آورده است.



شایان ذکر است که از نیمه‌شب گذشته تا بامداد امروز، تنها یک گزارش رسمی بر پرتاب موشک منتشر شده که مربوط به پرتاب یک ماهواره جاسوسی فوق‎سری ایالات متحده و 11 ریزماهواره علمی دیگر به کمک یک فروند موشک اطلس 5 است که ساعت 2:09 بامداد جمعه 24 شهریور به وقتی ایران (ساعت 21:39 روز 13 سپتامبر 2012 به وقت جهانی) از ایالات متحده پرتاب شده است.

منبع:    http://www.khabaronline.ir

پ . ن : از نظر فاصله زمانی و مکانی به نظر نمی رسد که این شی ناشناس مربوط به ماهواره امریکا باشد.



رد پای فرازمینی ها در ایران /سنگ نگاره های «تیمره»

مقایسه انسان هایی با لباس هایی سراندرپا با سرهایی بزرگ که شبیه به ماسک های فضانوردان می ماند با نقش یک انسان معمولی.

مواجه شدن با چنین نقش و نگارهایی عجیب و غریب، به انسان های امروزی این پیام را می دهد که دل مشغولی بشر نسبت به موجودات فرا زمینی فقط منحصر به عصر حاضر نبوده ، بلکه از زمان هایی بسیار کهن (هزاره های ماقبل تاریخ) دردورانی که انسان ها حتی تیزکردن سنگ را برای شکار نمی دانسته اند ،  نقش های اسرار آمیزی از آنها بر جای مانده است که بعضاً انسان های امروزی هم از درک و فهم آنها عاجز و متحیرند.

نقش انسان هایی با ظواهری ملبس و شبیه به فضانوردان امروزی که شکل گام برداشتن های آنها در نقوش نیزهمگون به انسان معمولی نمی ماند، سرهایی بزرگ و تنه هایی کلفت و پاهایی ظاهراً کوتاه. درصورتی که اکثر نقوش انسان های دیگر که بربوم های سنگی حک شده اند، اغلب بدون لباس و درحالت هایی شبیه چندین خط ساده به هم چسبیده هستند که اکثراً مشغول کاری خاص همچون : شکار ، اجرای رقص های آیینی یا کارکرد هایی شبیه به شرایط زندگی محیطی وطبیعی خود هستند.

در اسطوره های کهن ملل جهان نیزمباحثی در خصوص انسان های فرا زمینی سخنانی به میان آمده است .
اسطوره ارابه آتشین ، که نشان از آشنایی ذهنی انسان های کهن به ابزار و ساز وکارهای پرواز باشرایط خاص دارد و ما در زیر به توضیح می پردازیم:

یک شئ آیرودینامیک که شباهت نزدیک به سفینه یا رهنورد های فضایی دارد . انسانی با لباسی عجیب و سری بزرگ که شباهت به لباس و کلاهخود فضانوردان دارد.

 

از طرف دیگر نشان ها و ظواهرنقوش طوری است که آنها نمی توانند ابزار و ادوات معمولی زندگی مردمان آن اعصار باشند ، لذا آنچه که به ذهن متبادر می شود، این است که نقوش یا به وسیله انسان های معمولی آن دوران براساس دیده ها یا شنیده هاشان صورت گرفته یا اینکه این نقوش و علایم توسط انسان هایی از کراتی دیگر با تمدن های موازی به وجود آمده اند.

نقوش وعلایم از دو زاویه قابل تعمق و بررسی است:
1- وجود نقش ها و نشان های غیرمتعارف و بعید با زندگی انسان های ادوار کهن :

الف – وجود نقوش انسان هایی با لباس هایی ظاهراً سراندر پا و یک پارچه که بیشتر به لباس فضانوردان امروزی شباهت دارند.

ب-  وجود نقوش اشیا و ابزار هایی شبیه سفینه ها و ره نوردهای فضایی امروزی( اجسامی که دارای پایه هایی در زیر ، اغلب نوک تیز و آیرودینامیک) به تعداد قابل توجه که شباهت های زیادی به هم دارند ، اگرچه با فاصله های بعید از هم و طی دوره های مختلف حکاکی شده اند.

پ- وجود خطوط و علایمی که در تاریخچه پیدایش خطوط کلیه ملل جهان بدیل آنها را نمی یابیم ، بعضی از آنها زیاد تکرار شده اند و بعضی ها منحصربفردند.

ت-  وجود نقش های متعددی که درهزاران سال پیش حکاکی شده اند لکن از یک شباهت دقیق و ظریف نسبت به یکدیگر برخوردارند، این نقوش در قاره هایی ایجاد شده که عمر کشف بعضی از آنها از پانصد سال فراتر نمی رود و آنقدر این نقوش شبیه یک دیگرند که گویی کار یک هنرمند واحد است، در گذشته های  دور هیچگاه یک انسان عادی قادر به مسافرت و کسب دانش و مهارتی شبیه به هم نبوده و  طوری زندگی می کرده اند که حتی از وجود هم مطلع نبوده اند تا چه رسد به این که از طرح و سبک های  نقوش  یک دیگر با آن جزئیات که بحث شد، کپی برداری و تقلید کنند. برای مثال ، نمونه نقش های کشف شده در ایران (انسان بالدار درتیمره  ) با نمونه های  کشف شده در پارک زرد امریکا (آثاربجا مانده از دوره های کهن ) کوچکترین تفاوتی از نظر جزئیات طرح و حتی شاید پیام  با هم ندارند.

نقوش بزهای کوهی حکاکی شده در آریزونا ، کالیفرنیا و کلرادو امریکا آنقدر از نظر طرح ، اندازه و روح موجود در حکاکی ها با نمونه نقوش حکاکی شده درایران (تیمره ) شبیه به هم هستند که کمتر هنرمندی است که می تواند به راحتی  این نقوش جادویی را ازهم تفکیک کند.

جالب اینکه نماد شناسان هم موفق شده اند ، پیام های سمبلیک موجود در نقوش هم شکل سنگ نگاره ها را در نقاط مختلف دنیا مورد بررسی وتعمق قرار دهند وبدون اینکه حتی همدیگر را ببینند، از نقوش هم شکل در نقاط مختلف دنیا، به تفاسیر واحدی رسیده اند! انسان از این همه قدمت و این همه بعد مسافت از یکدیگر و پیام های مشترک، جداً دچار بهت و شگفتی می شود!

همانطور وجود علایم و نشان هایی که نیاز مند داشتن تکنولوژی بسیار دقیق و پیشرفته است، جهت نماها  ، گاه شمار ها cup marks صور فلکی Constellation rock art    و… حیرت آور را می توان برشمرد .

وجود گودی های متوالی و موازی که دقیقاً بیان گر جهات جغرافیایی هستند ، بعضاً با قطب نما برابرای می کنند. پرفسور جان براور درحال بررسی نمونه های متعددی از آنها در تیمره ، این دانش و تکنولوژی دقیق از انسان بدوی حیرت آور است!

 

وجودگودی های متوالی یک تا چند ردیفه : جهت نما هایی هستند که وقتی کنار آنها قطب نما قرار می دهیم، پی به دقت و راز و رمزهای موجود در آنها می بریم . اندازه آنها ازحداقل یک ردیف سه گودی تا حداکثر چهار ردیف سه تا چند گودی کوچک که در جهات مختلف : شرق وغرب ، شمال وجنوب در فواصل زیاد از یکدیگر قراردارند، به تعداد چشم گیر حکاکی شده اند. جالب اینکه در فواصل مشخص همدیگر را تایید می کنند . بیشتر این گودی های کوچک Cup Marks برروی سطوح افقی بوم های صاف حکاکی شده اند.

به گمان نگارنده ایجاد آنها در زیستگاه های کهن ،نشان از یک علم پیشرفته دارد که برای پی بردن به اسرار نهفته در آنها نیاز به مطالعات گسترده ای است. همین نمونه جهت نماها درنقاط دیگر دنیاهم کشف شده اند،  چه بسا درخیلی جاهای دیگر دنیاهم وجود داشته باشند که بشر موفق به کشف آنها نشده است.
2- وجود نقوش انسان های بالدار به تعداد زیاد:

الف –  انسان بالدارشاید نشان از آرزوی پرواز و نقوش فرشتگان برای استمداد باشد.

اگر ما بپذیریم که انگیزه حکاکان از ایجاد نقوش انسان های بالداراز یک تقدس خاص پیروی کرده اند، این آثار درمکان های مقدس حک می شدند، همچون   hand prints  پنجه های دست که نمادی از یک کارکرد آیینی  است و اغلب در محیط های مقدس ایجاد شده اند. در صورتی که انسان های بالدار اغلب در قلل کوه ها و ارتفاعات حک شده اند ، بنظر نگارنده درایران نقوش انسان های بالدارکارکردی تقدیس گونه نداشته و از رمز و راز دیگری پیروی می کنند.

 

ب – انسان بالدارنشان از انسان هایی است که از کرات و سیارات دیگربه زمین آمده اند.

 

نقوش انسان های بالدار در نقاط مختلف طی دوره ای یکسان به وجود نیامده اند، بلکه طی دوره های مختلف ایجاد شده اند. حتی بعضی از آنها با اینکه در قاره های مختلف واقع اند دارای شباهت های نزدیک به یک دیگرند. این نشان از آن دارد که در ادوار کهن مختلف نقش آفرینی ها مداومت داشته شاید حداقل تا هزارسال پیش و بعد از آن دوره ما شاهد ایجاد نقش های جدید از انسان های بالدارنیستیم. درصورتی که اگرنقوش مقدس بودند و یا آرزوی پرواز را می رساندند ، می بایست بشکلی تا دوران معاصر نیزادامه پیدا می کردند اما چنین چیزی اتفاق نیفتاده است. درصورتی که بعضی نقوش مقدس هنوز هم در خیلی جاها در ایران کارکرد خود را حفظ کرده اند.

 

نقوش انسان های بالدار نیز از سندهای خوبی هستند که شاید انسان هایی از کرات دیگرباتمدن های موازی و پیشرفته تر براین کره خاکی فرود آمده اند و این آثار را از خود به جا گذاشته اند تا امضا وتاییدی بر حضورخود براین کره خاکی بوده باشد.

شاید در آینده آثار دیگری از آنها در غارها وحتی دفینه ها  کشف شود و ذهنیت و فرضیه ای مبتنی برچنین رخدادی در گذشته های بسیارکهن این کره خاکی مسجل و قطعی شود.

(این نقوش چه اثر انسان های فرا زمینی باشند چه اثر انسان های زمینی ، وجود شباهت های انکار ناپذیر درآنها، آنهم در دوقاره جدا از هم ، که انسان های حکاک شاید از وجود یک دیگر هم خبر نداشته اند ، این خود سئوال دیگری است که یافتن پاسخ آن ، سهل تر از موضوع نخست نخواهد بود!)

البته این علایم و نشانه ها و نظریات مترتب برآنها مختص به سنگ نگاره های تیمره نیست بلکه در مورد  سنگ نگاره های ملل دیگر و توسط دیگر محققین مطرح شده است.

برای مثال:

در نگاره های باستانی امریکا مربوط به دوران کهن ،پیش از کشف این قاره  و به ویژه در آثار باز مانده در کشور پرو، همچنین در نقاشی های باستانی موجود در فرانسه، آفریقای شمالی، ایتالیا و استرالیا تصاویری از انسان وارگانی به چشم می خورد که سرهایشان در کلاه خودهایی مانند فضانوردان قرار دارد.هنر سنگی مردم نازکا در شمال شرقی آمریکای جنوبی حتی از این هم فراتر رفته و در میان آثار به جا مانده از این تمدن کهن مردی با لباس کامل فضایی نشان داده شده است.

 

«برداشتی مشابه از سنگ نگاره های 12 هزار ساله پرو همچون سنگ نگاره های تیمره «

درفرهنگ عامیانه در سراسر جهان شرح و تفصیل درباره خدایانی که از آسمان به زمین فرود آمده و مهارت های لازم برای بقای بشر را به وی آموخته اند، فراوان است. در این باب همبستگی های زیادی میان داستانهای کهن عامه ملل گوناگون با مدارک جدید به چشم می خورد که گاه شگفت انگیز به نظر می رسد.
با استناد به این گونه شواهد، نظریه پردازانی نظیر ((اریک فون دانکین)) پژوهشگر و نوسینده سوئیسی که نخستین کتاب او به نام ((ارابه های خدایان)) در سال 1968 به چاپ رسید توجه فراوانی را به خود جلب کرد. از مدت ها پیش بر این ادعا       بوده اند که در فاصله سالهای 40 هزار تا 500 پیش از میلاد ، زمین به کرات مورد بازدید مسافرانی از فضای میان اختری قرار گرفته است. به اعتقاد فون دانکین آنان بودند که کار نظارت بر بنای اهرام مصر در جیزه را انجام دادند و رویدادهای بی توضیح متعددی که جزو اسرار باستانی محسوب می شوند ، دست داشته اند. (در مورد نحوه ی ساخت اهرام مصر چند فرضیه مبتنی بر دخالت فرا زمینیان همچنان مطرح است اما نظریات علمی تری مبتنی بر شواهد مهندسی نیز ارائه شده اند. «جدیدترین نظریه در این زمینه در شماره آذر ماه امسال دانشمند منتشر شده بود- مجله دانشمند. شماره 532 ، بهمن ماه 86 » )

دانکین از سال 1968 به بعد مشغول شرح و بسط این نظریه بوده است و وقایع شگفت انگیزی نظیر پیدایش حلقه های مزارع را که امروز نیز شاهد وقوع آن هستیم،‌به برون زمینیان و رفت وآمد سفاین آنها نسبت می دهد.
همانطور که نیاکان ما در اعصارکهن بدون اینکه هم دیگر را ببیند ، همچون  هم فکر کرده اند و بدیل اندیشه های خود بر سنگ های سخت هنرآفرینی کرده اند، امروزهم ما بدون اینکه از یافته و برداشت های مترتب از یافته های انسان های ساکن در قاره های دیگر مطلع باشیم، بریافته هایی همگون دست یافته ایم.که باز هم شگفت انگیز و مسحورکننده است. شاید در آینده ای نزدیک علایم و نشان هایی در سنگ نگاره های دیگر نقاط کره زمین کشف شود که تکمیل کننده حلقه های مفقوده امروزما باشند و بدین طریق رازی از اسرار نهفته گذشته این کره خاکی آشکار شود. قطعاً این رخداد دور از انتظار نخواهد بود.

با احترام – محمد ناصری فرد

 

 

نقش موجودی عجیب که شباهت به پری یا انسان بالدار دارد، با دنباله ای مواج  و انتهای دوشاخه که شباهت به دم ماهی دارد . این بی نظیر سنگ نگاره ای است که نگارنده تا کنون دیده است. انسانهای آسمانی و  فرا زمینی!

انسان هایی با لباس های خاص  و اشیایی شبیه ماشین های پرنده

انسانی درحال سوار شدن بر سفینه  با لباس های سراتدر پا  و سرهای بزرگ .

یک مجموعه خطوط درهم که شباهت به نقشه های پیچیده امروزی می نماید.

وجود نماد پیچ های حلزونی برفراز بعضی کوه های مشرف به سنگ نگاره های تیمره  با یک شعار جهانی ،حیرت آور است!  زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت  ورشدو نمو .

life, migration, power, growth

معنی نماد فوق :

زندگی ،  کوچ ومهاجرت، قدرت و رشدو نمو.

life, migration, power, growth



 

 
 
 
 
 
 
1 Votes

حوالی ساعت ۵ بامداد امروز جمعه ۲۴ شهریور، پدیده‌ای نورانی در آسمان ایران مشاهده شد. این پدیده مثلثی شکل در راستای جنوب‌غربی به شمال‌‌شرقی در حرکت بود و پس از کم نور شدن در روشنایی آسمان ناپدید شد.

بنا به گزارش‌های دریافتی خبرآنلاین از زنجان، دماوند و تهران حاکی است در حوالی ساعت ۵ صبح امروز (جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۱ مقارن با ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۲) ابری درخشان و عجیب مشاهده شد که به سمت رصدگران می‌آمد. ناگهان این ابر حالت مخروطی به خود گرفت و به مانند مخروطی چرخان به نظر رسید. بعد از مدتی، در زیر این مخروط شیء درخشانی دیده شد که به سمت شمال شرقی به حرکت در آمد و ابر درخشان نیز با فاصله به دنبال آن به راه افتاد.

رصد این ابر و شیء درخشان با استفاده از تلسکوپ نشان داد شیء درخشان که با چشم غیرمسلح به مانند یک ماهواره در حال حرکت بود، مثلثی‌شکل و دارای چند منبع نورانی بود. در آخر، جسم شبیه به دنباله‌داری بسیار بلند شده بود که از سمت شمال شرق تا میانه آسمان ادامه داشت.

نزدیک‌ترین پرتاب موشکی تاییدشده تا این لحظه مربوط به پرتاب چند ماهواره جاسوسی ایالات متحده به وسیله یک فروند موشک اطلس۵ است که ساعت ۲:۰۹ بامداد امروز (جمعه ۱۴ سپتامبر) به وقت ایران انجام شده، لیکن ۳ ساعت اختلاف زمانی این پرتاب با زمان مشاهده پدیده نورانی، احتمال ارتباط این دو مورد را ضعیف می‌کند.

در خردادماه امسال، پدیده نورانی مارپیچی شکلی در آسمان ایران و کشورهای خاورمیانه در ساعت‌های اولیه شب، مردم را بهت‌زده کرد که چند ساعت پس از آن مشخص شد مربوط به آزمایش موشک بالستیک روسیه بود. عکس داخل این خبر، مربوط به همین پدیده خردادماه است.

ماهیت جسم ناشناس مثلث‌مانندی که حوالی ساعت 5 بامداد امروز جمعه در آسمان ایران دیده شد، هنوز مشخص نیست. با این حال تصاویر ارسالی منجمان آماتور ایرانی جزئیات بیشتری را نشان می‌دهد.

اعضای انجمن اخترشناسی شیراز که پنج‌شنبه شب برای رصد آسمان به ارسنجان فارس رفته بودند، پدیده نورانی بامداد امروز را مشاهده و از آن عکس گرفتند. امیر احتشامی از اعضای این گروه گزارش داد «نوک مخروط را با تلسکوپ‌های 10 اینچ و 8 اینچ رصد کردیم؛ اندازه ماهواره یا ماهواره‌بر (یا هرچیز دیگری که بود) بسیار بزرگ بود. 75 درصد طول تصویر در چشمی 25 میلیمتر و تلسکوپ‌ها با فاصله کانونی 1200 میلی‌متر».

خط کم‌نورتر در نزدیک راس مخروط مربوط به رد ماهواره METEOR 2-20 است. به نظر می‌رسد که این پدیده که در ارتفاع بالایی از سطح زمین اتفاق افتاده، مربوط به یکی از ماهواره‌ها یا ماهواره‌برها باشد. نزدیک‌ترین پرتاب انجام‌شده متعلق به پرتاب یک ماهواره فوق‌سری جاسوسی ایالات متحده و یازده ماهواره دیگر بود که حوالی ساعت 2:09 بامداد جمعه از ایالات متحده پرتاب شد.

 



چهار شنبه 20 / 6 / 1391برچسب:, :: 20:34 ::  نويسنده :

آثار هنری بسیاری از تمدنهای باستانی ما وجود دارند که نزدیکی موجودات غیر زمینی را با اجداد ما نشان می دهند. اغلب این مدارک توسط نیروها و گروه هایی که قصد تحریف تاریخ انسانیت به هدف کنترل کردن زمین و انسانها را داشته اند، پنهان شده و یا از بین رفته اند. فقط درصد کمی از این مدارک بودند که پیش از آنکه دست گروه ها و افراد خاصی به آنها برسد، وجودشان فاش شده است. در بین این آثار باقیمانده، اشیاء بسیاری هستند که به تمدن مایا تعلق دارند. تمدنی که بیش از هر تمدن دیگر، مرتبط بودنشان با غیر زمینیان برای همگان آشکار است. این آثار گاهی برای ما پیامی غیر مستقیم دارند و گاهی ساده و آشکار.
بر روی آثاری که از تمدن مایا بجا مانده، نقشهای بسیاری از موجوداتی با ظاهر متفاوت از انسان هک شده که اغلب به گونه ای مقدس بیان شده اند. آن موجودات اغلب به عنوان خدا و یا فرشتگان مورد پرستش قرار گرفته اند و دینها و فرقه های امروزی، نتیجه ی این سنت ها و رفتارهای اجداد ماست.

– مدرک دیگری از مایاها –
در قسمت پشت این اثر (تصویر سمت راست) سفینه ای نقش بسته و این سفینه نوری به موجودی که زیر آن ایستاده می تاباند. این موجود با ظاهری کاملا متفاوت از انسان، مقدس و مهم بیان شده است. همچنین در پشت سفینه شما می توانید سیاره ای بسیار شبیه به زحل ببینید. فراموش نکنید، سازنده ی این اثر قرنها و هزاران سال پیش می زیسته.

زمان دقیق کشف این شیء دقیقا مشخص نمی باشد. این اثر به همراه چندین اثر دیگر چند ماه پیش توسط دکتر «نسیم حرمین» فیزیکدان و باستان شناس در یک سمینار معرفی شد. البته پس از اینکه ماقامات مکزیک اجازه ی انتشار خبر کشف آن را دادند. دلیل پنهان نگاه داشتن این آثار هم همانطور که گفتم، واضح و روشن بودن پیامشان است.

http://www.youtube.com/watch?v=_votkehCQk4
























































































































































 

دوستان لازم است ذكر كنم كه بيشتر عكسهايي كه گرفته شده دوره اي بوده كه هنوز سازندگان فتوشاپ به دنيا نيامده بوده اند و

همچنين برادران رايت كودكي بيش نبوده اند پس نه حقه فتوشاپ است و نه ساخته دست بشر.



عکس های ارسالی توسط خوانندگان وبسایت ufocasebook

http://www.ufocasebook.com/2010/readersubmitted1.htm

UFO Casebook تقریباً 30 عکس در هفته از جانب خوانندگانش دریافت میکند. بعضی از آنها اطلاعات کمی دارند و نمیشود در یک مقاله گنجانده شود. دراینجا ، ما بعضی از آنها را جهت دیدن و بررسی  به اطلاع تمام خوانندگانمان میرسانیم.

Unknown Object  in Photograph

اتندورن Attendorn ، آلمان ، بیست و یکم اوت 2010

فرستنده Viele Grüsse, Michael

شیء فقط موقع دیدن عکس نمایان شد ، من زمانی که عکس گرفته شد چیزی ندیدم.

Unknown Object  in Photograph

Torch Lake دریاچه مشعل ، میشیگان Michigan

من چند شب پیش سگ خواهرم را برای پیاده روی در نزدیکی دریاچه مشعل در میشیگان شمالی برده بودم. من یک عکس از ماه گرفتم که در نزدیکی مرکز عکس قرار دارد.

من نمیدانم آن چه چیزی است که در سمت راست عکس قرار دارد ، من در آن زمان آنرا ندیدم. به نظر میرسد که در پشت درختان است.

پی نوشت :  واقعاً با عکس گرفته شده از South Harrow در سال 2009 شباهت دارد.

Unknown  Object in Photograph

Peterborough پیتربورو ، هجدهم اوت 2010

این ابر در تاریخ هجدهم اوت 2010 در ساعت شش و چهل و پنج دقیقه صبح  بالای آسمان Peterborough بود.

تصور میکنید آن یک شکل جالب توجه بود ؟

با احترام Trev

Unknown  Object in Photograph

صربستان سال 2005

این عکس در Sokobanja در نزدیکی کوه Rtanj واقع در کشور صربستان گرفته شده است.

چیزی عجیب و ناشناس در این عکس ، پشت بچه قرار دارد. یوفو اغلب در این منطقه در اطراف Rtanj دیده میشود. این شیء در دیگر عکس های گرفته شده در چند ثانیه قبل و بعد از این عکس وجود ندارد.



1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

31

32

33

34

35

36

37

38

39

40

41

42

43

44

45

46

47

48

49

50

51

52

53

54

55

56

57  ( supposed to be a bird )

Orbs

UFO ORBS and the RODIN COILS

UFOs and Extraterrestrial

#

ASTRONAUTS UFOs

During the past decades-there are many ufo photos taken by astronauts

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

14

15

16

17

18

19

20

21

22

23

24

25

26

27

28

29

30

Video:  UFO footage from NASA’s archives part 1

Video: UFO footage from NASA’s archives part 2

#

WW2 – HITLERS UFOs

WW2 -UFOs, Hitler’s ufo projects and became known as: Haunebo and Foo Fighters. Did the Nazi’s capture a UFO and attempt to replicate it?  Hitler had information and knowledge to design ufos, it is said that the information was made available by aliens

Project Haunebo

1

2

3

4

5

FOO Fighters

6

7

8

HAUNEBU PROJECT: Flying Discs of the Third Reich (1922-1945 and Beyond)

The ‘FOO FIGHTERS’ of World War Two

The Nazi UFOs

 

#

AREA 51 UFOs

Area 51 (or Groom Lake) back in the late 1980’s on a back-engineering program an ‘exchange’ program with the ETs occurred in the 1970’s, which, resulted in the acquisition of nine UFOs so that their technologies could be researched.

1

2

3

NASA UFO’S and AREA 51 – AUTHENTIC ORIGINAL PHOTO’S

Area 51 Bob Lazar and Element 115 Alien Technology

#

USA – CANADA UFOs

In 1952, Avro Aircraft Ltd., a Canadian firm located at Malton near Toronto, began to develop a unique, supersonic fighter-bomber aircraft that could takeoff and land vertically, cruise at low altitudes on a cushion of air (also called ground effect) or accelerate to high speeds at higher altitudes.

In 1958, when the U. S. Army and Air Force took control of the project, they named the vehicle ‘Avrocar’ and designated it the VZ-9AV (‘VZ,’ experimental vertical flight; ’9,’ ninth concept proposal; and ‘AV,’ Avro). The Avro VZ-9AV Avrocar had fill some enormous shoes. The Army strategists looked for a subsonic, all-terrain reconnaissance and troop-transport vehicle, something rugged and adaptable that could replace light observation aircraft and helicopters.

 

1

2 ( canada )

3

4

5

The USA and Canada Made UFOs

*

Reverse Engineering a UFO and The Pomare Disk

Today we can reverse engineer the UFO as a design concept and catch up to the implementing technology.

Reverse Engineering a UFO and The Pomare Disk

*

منبع:     http://thetruthbehindthescenes.wordpress.com/ufos-from-alien-till-nasa-100-images/

البته عكسهاي منطقه 51 ، fake هستند.



آیا بشقاب پرنده سال 55، مسافرانش را در تهران پیاده کرد؟
فرازمینی­ها در تهران
سید معین عمرانی| برای محققین پدیده یوفولوژی در ایران، همیشه این سوال مطرح بوده که آیا فرازمینی­ها در ایران نیز دیده شده­ اند یا این گزارش­ها فقط مربوط به آمریکا و کشورهای دیگر است. عده­ای نیز که به این پدیده به دیده انتقاد می­نگرند، این مسئله را حتی دلیلی برای انکار وجود یوفوها و حیات فرازمینی می­دانند، در صورتی که مسئله ممکن است به همین سادگی باشد که چون مردم، ذهنیتی از این موجودات ندارند، آنها را موجودات غیر ارگانیک ترسناک دانسته و یا با این تفکر که انگ یا برچسب­های نا مربوط به آنها زده خواهد شد، این گونه مشاهدات را به دست فراموشی سپرده و توجهی به آنها نمی­کنند. البته کسانی نیز در این بین شجاعت و شهامت کافی را داشته و تجربیات خود را با دیگران در میان گذاشته­ اند که در ادامه یکی از این روایات را از زبان شاهد عینی ماجرا (آقای بیات) خواهید خواند.
گزارش شاهد عینی: زمان این اتفاق اواخر شهریور سال 1355 می­باشد.
محل زندگی ما از نظر محدوده شهری در شرق تهران، خیابان فرح آباد ژاله سابق (پیروزی) سه راه سلیمانیه، خیابان فرعی شمالی-جنوبی برق فیروز (شهید امیر بهمن دریاباری) و واقع در کوچه خویی بود، این کوچه در قبل از انقلاب دو اسم داشت. قسمت شرقی آن کوچه فراهانی بود که منتهی به خیابان مجاوری (شهید حسن مغانلو) می­شد و قسمت غربی را کوچه خویی می­گفتند که به خیابان برق فیروز راه داشت، این کوچه در حال حاضر کوچه شهید جعفر کف­چی نام دارد. خیابان برق فیروز هم منتهی به خیابان سیاری (شهید برادران محبی) می­گردید که به میدان بروجردی و میدان باغچه بیدی هم راه داشت. شرح خیابان و کوچه­ها و اسامی آنها برای این بود که ماجرای آن شب در همین محدوده اتفاق افتاد. بهر حال این طور شروع کنم که من عادت داشتم برای حمام رفتن صبح زود حتی گاهی قبل از اذان از خانه بیرون می­رفتم. آن شب هم طبق معمول همیشه در حالی که هوا هنوز خیلی تاریک بود از خانه خارج شدم. ساعت حدودا 4 صبح بود. هیچکس در کوچه یا خیابان نبود. سکوت شب همه جا را فرا گرفته بود و من جز صدای پای خودم صدایی نمی­شنیدم. زیاد طول نکشید که به سر کوچه رسیدم و وارد خیابان برق فیروز شدم. لازم به ذکر است که در نبش کوچه خویی واقع در خیابان برق فیروز یک مغازه خواروبار فروشی و در کنار این مغازه یک گاراژ بود. تا آنجا که یادم می­آید مدت زیادی بود که یک ماشین استیشن سبز رنگ، بسیار قدیمی و به قول خودمان درب و داغان بین این مغازه و گاراژ قرار داشت. این استیشن یکی دو تا از چرخ­هایش حتی لاستیک هم نداشت و بقدری کثیف بود که هیچکس به آن نزدیک نمی­شد. توضیح درباره این ماشین به این خاطر است که به این اتفاق ربط داشت. همانطور که گفتم بعد از اینکه از کوچه خویی بیرون آمدم و وارد خیابان برق فیروز شدم. بدون توجه از نزدیک این ماشین رد شدم، چند متر جلوتر به سر کوچه طوقانی (شهید ناجی) رسیدم. این کوچه دقیقا روبروی گاراژی بود که استیشن مذکور نزدیک آن قرار داشت. در این موقع فاصله من از جلوی کوچه طوقانی تا استیشن حدود 8 الی 10 متر بیشتر نبود. که ناگهان از پشت سر صدایی توجهم را جلب کرد. سرم را به عقب برگرداندم. صدا از داخل استیشن بود. چشمم به داخل ماشین افتاد. آنچه که داخل ماشین دیدم، بسیار عجیب و غیر قابل باور بود. من شاهد حضور دو نفر بودم که نه انسان بودند و نه حیوان و دارای ظاهری ترسناک. چند نکته مهم و برجسته در آنها بود که اگر فقط یک لحظه هم آنها را نگاه می­کردی برای همیشه در خاطرت می­ماند. سرهای خیلی بزرگ، سر آنها نسبت به بدنشان خیلی بزرگ بود و هیچ تناسبی نداشت، بدنشان نسبت به سرشان خیلی کوچک بود. درست مثل اینکه سر یک انسان بالغ و درشت هیکل را روی بدن یک بچه بگذارند. چشم­هایشان هم خیلی درشت بود آنچنان که بنظر می­آمد شاید بیرون از حدقه باشد. دستهایشان باریک و لاغر بود مثل لوله، رنگ آنها آن طور که خاطرم مانده خاکستری روشن بود. قد آنها را ندیدم، چون داخل ماشین بودند و چیزی که نشان دهنده این باشد که لباس به تن دارند مشاهده نکردم. همانجا در فاصله 8 الی 10 متری آنها میخکوب شدم. آنکه سمت راست ماشین نشسته بود داشت مرا نگاه می­کرد، بدون هیچ گونه حرکتی به من خیره شده بود، بهت زده شده بودم. هر دو بی­حرکت چشم در چشم به هم نگاه می­کردیم. یادم نمی­آید چقدر زمان به همین حال گذشت یک دقیقه، دو دقیقه، بیشتر یا کمتر متوجه زمان نبودم. آن نفر دیگر که به اصطلاح طرف راننده نشسته بود. دستهایش روی فرمان بود و مرتب آن را یه این طرف و آن طرف حرکت می­داد، زاویه دید من طوری بود که هر دو را تقریبا به خوبی می­دیدم. خوب به خاطر دارم در تمامی مدتی که من و نفر دیگر به هم خیره شده بودیم و چشم از هم برنمی­داشتیم، آنکه سمت راننده بود حتی یک بار هم به من نگاه نکرد و این طور به نظر می­آمد که متوجه من نشده است.
همانطور که قبلا هم اشاره کردم نمی­دانم که زمان چگونه می­گذشت. بهر حال بعد از مدت زمانی که نمی­دانم چقدر بود همان نفری که داشت خیره به من نگاه می­کرد صورتش را به طرف نفر دیگر برگرداند و با دست چپ خود دو بار با حرکت آهسته به شانه او زد و وقتی او بی­حرکت شد با حرکت سر و به حالت اشاره حضور مرا به او فهماند، دوباره همان حالت جشم در چشم شدن و خیره نگاه کردن به یکدیگر تکرار شد ولی این بار 3 نفری، باز هم باید تکرار کنم که نمی­دانم چقدر زمان طول کشید. فقط یادم هست در تمام لحظات شروع تا پایان این قضایا من از شدت بهت و حیرت و ترس کاملا بی­حرکت بودم و قدم از قدم بر نداشته بودم. خشک و بی­حرکت ایستاده بودم. در همین حین ناگهان هر دو آنها به یکباره و درست همزمان دست­های بلند، باریک و لاغر خود را به طرفین باز کرده و روی شانه یکدیگر قرار دادند و دوباره همزمان به پایین ماشین خم شدند.
دیگر آنها را ندیدم. یکدفعه مثل کسی که از خواب پریده به خود آمدم. تنهای تنها در خیابان تاریک، مغزم کار نمی­کرد. ترس شدیدی وجودم را فراگرفته بود. تصور اینکه آنها همان لحظه درب ماشین را باز می­کنند و بیرون می­آیند مرا بر آن داشت که فرار کنم.
فاصله من تا خانه بسیار کمتر از فاصله­ای بود که برای رسیدن به حمام می­بایست طی می­کردم. اما جرأت اینکه از کنار آن ماشین رد شده و وارد کوچه بشوم را نداشتم. چرا که فکر می­کردم حتی اگر بتوانم فاصله آنجا تا خانه را طی کنم، زمان زیادی طول می­کشد که کسی بیاید و درب خانه را باز کند چون تابستان بود و همگی در پشت بام خواب بودند. بنابراین تصمیم گرفتم به طرف میدان باغچه بیدی که حمام فرد بهار در آن قرار داشت فرار کنم. به همین خاطر با سرعت شروع به دویدن به طرف خیابان سیاری (شهید برادران محبی) و میدان باغچه بیدی کردم. بخاطر دارم که در آن سال­ها، شب­ها ماشین­های سنگین از قبیل کامیون و تریلی در این میدان پارک می­کردند و همیشه تعدادی سگ در زیر این ماشین­ها می­خوابیدند. همین طور که به شدت می­دویدم صدای پاهایم در خلوت شب در خیابان می­پیچید و سکوت شب را می­شکست. به صدای دویدن من سگ­هایی که در زیر کامیون خوابیده بودند، بیدار شده بودند و به صدای بلند پارس می­کردند. چندتایی از آنها هم از زیر ماشین بیرون آمده بودند. ترسم دو چندان شد. حالا ترس از حمله سگ­ها هم وجود داشت، تنها امیدم در آن موقع این بود که خدا کند حمام باز باشد. در همان حال که می­دویدم از دور نگاه کردم و دیدم که چراغ­های حمام خاموش بود. حمام هنوز باز نشده بود.
ترس از اینکه آن دو موجود به دنبالم بیایند و یا توسط سگ­ها دنبال شوم و اینکه نه کسی در خیابان بود که کمکم کند و نه جایی که به آن پناه ببرم، حال بدی در من به وجود آورده بود که فقط خدا می­دانست. در آن وقت تنها چیزی که نظرم را متوجه خود کرد وجود یک باجه تلفن عمومی بود. این تلفن عمومی در سر کوچه­ای بود که حمام در نبش آن قرار داشت. نام قدیم آن را به یاد ندارم اما در حال حاضر این کوچه، کوچه شهید حمید رضا فرجی نام دارد. با عجله به داخل باجه رفتم. در آن را بستم و در قسمت کف آن به حالت خوابیده خودم را پنهان کردم. جایی را نمی­دیدم و امیدوار بودم که کسی هم مرا نبیند. در آن لحظات اگر کسی همراه من بود حتما صدای طپش قلب مرا می­توانست بشنود. همچنان ترس بود و ترس. یک ربع یا 20 دقیقه به همین صورت سپری شد، که در آن سکوت یکدفعه صدایی آشنا به گوشم رسید. این صدا چیزی نبود به جز صدای زنگ دوچرخه حسن آقا. حسن آقا مسئول باز کردن حمام بود و در کوچه و همسایگی خودمان زندگی می­کرد و ما با پسران او مرتضی و مصطفی دوست و همبازی بودیم. با شنیدن صدای دوچرخه انگار دنیا را به من دادند، با خوشحالی سرم را بلند کردم. حسن آقا را سوار دوچرخه دیدم. از باجه تلفن بیرون آمدم. جلو رفتم و با او سلام علیک کردم. ولی از آن ماجرا چیزی به او نگفتم. به داخل حمام رفتم. بعد از اینکه خودم را شستم، هوا هنوز تاریک بود. همان­جا داخل حمام ماندم تا هوا روشن شود و بعد از آن به خانه رفتم. صبح وقتی که همه اهل خانه برای خوردن صبحانه سر سفره نشسته بودند، برای آنها تعریف کردم که چه اتفاقی برایم افتاده، عکس العمل پدرم را به یاد ندارم. اما مادرم به تصور اینکه آنها که من دیده­ام اجنه بوده­اند، گفت دیگر حق نداری صبح زود به حمام بروی. خواهرم کوچکم که فقط ده سال داشت. به قول خودش آنقدر ترسیده بود که تا چند وقت بعد از آن هر وقت هوا تاریک می­شد به کوچه نمی­رفت. فردای همان روز روزنامه­های کثیرالانتشار خبر پرواز چند بشقاب پرنده را برفراز تهران چاپ کردند. پدرم هر روز روزنامه می­خرید و فردای آن روز وقتی در روزنامه خبر پرواز بشقاب پرنده­ها را خواندیم. به اهل خانه گفتم دیدید راست می­گفتم. آنها که من دیدم آدم فضایی بودند و هنوز هم گاهی اوقات وقتی یادم می­آید از کنار آن موجودات که با خلقتی دیگر بودند با فاصله شاید نیم متر رد شده بودم و روبروی یکدیگر قرار گرفته بودیم احساس خاص و خوشایندی به من دست می­دهد. این ماجرا نه در اروپا و آمریکا و نه به شیوه فیلم­های هالیوودی بلکه به طور غیر قابل باوری در یکی از همین محله­های شهرمان که زندگی در آن به صورت خیلی ساده جریان داشت و دارد به وقوع پیوست.
منبع: همشهری دانستنیها

نوشته شده در مشاهده یوفو در ایران, ارتباط با موجودات فضايي, تعقیب بشقاب پرنده تهران, دیدار با موجودات فضایی, عکس های موجودات فضایی



دوگون ها قبيله اي هستند که در بخش اصلی ناحیه ی «بندیاگارا» و «دوانتزا» در مالی ، در غرب آفریقا ساکن شده اند.

این منطقه از سه ناحیه ی زمین شناسی تشکیل شده است:قسمت هموار،قسمت صخره ای وقسمت مسطح.

در داخل این ناحیه دوگون ها که تفریبا تعداد آن ها 300000 نفر می باشد دارای متمرکزترین جمعیت هستند.

 

به امتدادی 200 کیلومتری نواحی پرتگاهی صخره ای نام صخره های بندیاگارا را داده اند.

این صخره ها که جنس آن ها ماسه سنگ می باشد از جنوب غرب تا شمال شرق به طور نا هموار و موازی به سوی رود «نیجر» می روند و در نهایی ترین ارتفاع به 600 متر می رسند.

این صخره ها بستری مناسب و تماشایی را برای ساخت دهکده های دوگون ها در کنار پرتگاه به وجود آورده اند.

در این مکان 700 روستای دوگون وجود دارد که بیش ترین آن ها از لحاظ جمعیت،کمتر از 500 سکنه دارد.

در طول فصل گرم،دوگون ها روی بام خانه های گلی و سفالیشان دراز می کشند و «آبدوله کویو» ، یک مرد دوگون ،بالای پرتگاه بندیاگارا که مشرف بر ناحیه ی هموار بونگو است می ایستد.

همچنانکه از حاصلخیزی سرزمین سنگی اطراف بندیاگارا کاسته می شود،دوگون ها برای زراعت گندم در سرزمین های هموار و حاصلخیز بونگو که پربارتر و بهتر است به جلو پیشروی می کنند.

بدون هیچ تجهیزاتی و فقط با زور ماهیچه و مهارت،یک مرد دوگون صد ها متر در امتداد شیب سخت زمین صعود می کند.روستایی های «ایرلی» از طنابی که از پوست درخت «بااوباب» درست شده است برای جستجوی چلغوز کبوتر وصنایع مصنوعی «تلم» صخره های بندیاگارا را بالا می روند.چلغوز کبوتر برای تولید کود به کار می رود و کیسه ای 4 دلار به فروش می رود.صنایع تلم،مانند مجسمه های برنجی و بالش ها و زیر سری های چوبی توسط کلکسیونر های هنری غربی به قیمت های گزافی خریداری می شوند.

خاستگاه دقیق دوگون ها ، مانند تمدن های کهن دیگر ، نامعین است. تمدن آن ها ، در شباهت بسیاری با آداب و رسوم تمدن باستانی «سومر» پدیدار شد.هر دوی این تمدن ها از افسانه هایی سخن می گویند که آفرینش آن ها را توسط خدایانی می داند که از آسمان توسط کشتی های فضایی آمدند و جالب تر این که می گویند آن خدایان روزی باز خواهند گشت!

به علت این منابع نادقیق و نادرست تعداد بیشماری از انواع افسانه ها و روایت ها وجود دارد که نشان می دهد آن ها چگونه از سرزمین اجدادی و مادریشان به ناحیه ی بندیاگارا آمده اند.

آن ها به خودشان دوگون یا «دوگوم» می گویند ، اما در ادبیات و فرهنگ قدیم به آن ها «هبه» می گفتند که به معنای غریبه یا کافر و بت پرست است.

تئوری ها می گویند که قبیله و طایفه ی آن ها نسبت و نژاد مصری دارد.دوگون ها بعد به منطقه ای مهاجرت کردند که امروزه  به آن لیبی گفته می شود.سپس آن ها به سوی منطقه ای در گینه یا موریتانی رفتند.

حوالی سال 1490 بعد از میلاد یعنی 600 سال پیش آن ها به علت مهاجم ها و یا خشکسالی سرزمین خود را ترک گفتند و به مکان فعلی ، یعنی صخره های بندیاگارا به مرکز مالی مهاجرت کردند.

باور های دینی دوگون ها مجموعه ی عظیمی است.دین دوگون ها عمدتا به پرستش اجدادیشان و ارواحی که در راه مهاجرت به صخره های بندیاگارا با آن ها روبرو می شده اند استوار است.آن ها «نومو» نامیده می شدند.

سه مکتب و آئین دینی برای دوگون ها وجود دارد که عبارتند از:»آوا» –»لِبه» و «بینو».

آوا:  آوا آئین و مکتب مرگ است که هدف آن دوباره مرتب کردن فشار های روحی است که به وسیله ی مرگ نومو به وجود می آیند ، یک افسانه اجدادی که برای دوگون ها اهمیت زیادی دارد.

پیروان آئین آوا با لباس ها و نقاب ها ی نقاشی شده و ظاهر بسیار مزین در هر دو مراسم تدفین و یادبود می رقصند.

78 نوع نقاب آئینی برای دوگون وجود دارد  که پیام نمادین آن ها به ورای زیبایی ، قلمروی دین و فلسفه می رود.

نخستین هدف رقص آوا ، هدایت روح متوفیان یا مردگان به سوی آخرین آرامگاهشان در قربانگاه های خانواده و تقدیس گذرگاه آن ها به سوی مقام ها و جایگاه های نیاکانشان است.

مکتب لبه ، خدای زمین ، عمدتا به چرخه ی کشاورزی و قدیس اصلی آن که به آن «هوگون» می گویند بستگی دارد.

هر دهکده ی دوگون یک معبد لبه دارد که محراب های آن ها ذره ای زمین ثبت شده دارد که آن ها را به سوی ادامه ی حاصلخیز کردن زمین تشویق می کند.

دوگون ها باور دارند که هر شب خدایی که نام ان لبه است هر شب در قالب ماری بزرگ نزد هوگون ها می آید و پوست آن ها را برای پاک کردن و تصفیه کردن و برانگیختن آن ها می مکد.

هوگون ها مسئول هستند که از پاکی و خلوص خاک محافظت کنند بنابراین مراسم کشاورزی زیاد برگزار می شود.(آن مار بزرگ استعاره و کنایه ای از DNA است.)

در ده «سَنقا» پیاز ها را می کوبند و کوبیده ی آن ها به شکل توپی در می آورند که در آفتاب می خشکد.سپس آن ها را به دورترین نقطه ، به ساحل عاج برای فروش حمل می کنند که تهیه ی انواع سس ها به کار می رود.

پیاز ها یکی از منابع اصلی مبادلات دوگون ها هستند که در سال 1930 توسط فرانسوی ها به دنیا شناسانده شد.

محصول ارزن:زنان دوگون محصول ارزن را در دهکده ی کانی کُمبال ذخیره می کنند.ارزن یکی از محصولات حیاتی برای دوگون است.آن ها ارزن را در ماه های خرداد و تیر میکارند ، هنگام آغاز باران می کارند که در ماه مهر قابل برداشت می شود.

امروزه ، یک آهنگر دوگون تکه پاره های آهن های به جا مانده از ریل های قدیمی و ماشین های از کار افتاده را بازیابی و اهنگری می کند.بنابراین ، ذره به ذره هنر جدا کردن آهن از سنگ معدن که دانش و علم کامل و زیادی می خواهد از آتش گرفته تا دما هایی مشخص متروک شد و از یاد ها رفت.

یکی از آخرین ذوب کنندگی ها در سال 1995 در مالی توسط آهنگران دوگون انجام شد.این اتفاق موضوع فیلمی به نام «ایناگینا ، آخرین پناهگاه و خانه ی آهن » شد.

یازده آهنگر که هنوز رمز و راز های هنر اجدادیشان را به همراه و یادگار داشتند موافقت کردند که یکی از آخرین گدازگری ها را انجام دهند.آن ها جمع شدند که ارواح اجدادشان را شاد کنند.

آن ها ذغال چوب برافروختند ، یک کوره به وسیله ی زمین و کلوخ درست کردند.آخرین کوره – یا ایناگینا – که به معنای » خانه ی آهن » است با کیفیتی فوق العاده به 69 کیلوگرم آهن حیات بخشید.

با این حجم آهن ، آهنگران وسایل سنتی کشاورزی ، وسایل دفاعی  و جواهرات مردم دوگون را ساختند.

رقص های یودیو: هنگام جشن «داما» ، روستایی های یودیو دور دو رقاص چوب به دست حلقه می زنند.

رقص و صورتک ها تقلیدی از «تینگه تنگ» ، پرنده ای آبی با پاهای بلند است.رقص کنندگان قدم ها و حرکات طاقت فرسایی را هنگام بالا و پایین پریدن در جمعیت انجام می دهند.

مکتب یا آئین بینو یک رویه ی توتمی است (توتم ،روح محافظ شخص ،درخت يا جانورى که سرخ پوستان حافظ وحامى روحانى خود دانسته واز تجاوز بدان ياخوردن گوشت آن خوددارى مى کردند،روح ياجانورحامى شخص –مترجم-لغت نامه ی «بابیلون» ) و پیوستگی زیادی با مکان های مقدس دوگون ها که دوگون ها برای قربانی اجدادیشان ، ارتباطات روحی و قربانی کردن هایی برای امور کشاورزی استفاده می کردند دارد. مارسل گرایل و همکارانش آمدند تا مطمئن شوند که همه ی مکان های عمده ی قربانی کردن دوگون ها با افسانه ی خلقت جهان که منحصرا به خدایی به نام نومو مربوط است ارتباط دارد. معابد بینو خانه ی ارواح اجداد افسانه ای بود که در مبدا تاریخی نامعین قبل از پیدایش مرگ در برابر انسان زندگی می کردند.

ارواح بینو اغلب خودشان را به صورت حیوانات در برابر نسل ها و نوادگان شناخته شده یشان در می آورند و در هنگام ریخته گری یا مهاجرت پا در میانی و واسطه گری می کنند و این گونه توتم قبیله می شوند.

روحانی های هر بینو از جایگاه ها و حرمهای مقدسی که اغلب نمای آنها با نگاره ها و سمبل های رمزی و نشانه ای نقاشی شده است نگهداری میکنند.

قربانی های » مخلوط خون و گندم » که در برداشت محصول اول انجام میگیرد، معابد بینو به هنگام بذرپاشی زمین ها و وقتی که شفاعت اجداد ابدیشان در میان باشد ساخته میشود.

دوگون ها بر این باورند که، با برگزاری چنین مراسمی، نیروی خیرخواهی از جدشان به آنها منتقل میشود.

ماسک های کانانگا شامل طرح های هندسی است. این ماسک ها موجودیت اولین موجودیت انسان ها را اظهار میدارد. دوگون ها باور دارند که رقص داما پلی به درون دنیای ماوراء طبیعه خلق میکند. بدون رقص داما، فرد مرده نمیتواند به صلح دست یابد.

 خود-دفاعی آن ها از همبستگی اجتماعی شان، که بر پایه ی مجموعه ای از اعتقادات قوی فلسفی و دینی است می آید، قانون اساسی ای که توسط نیاکان پرستش میشود.

ماسک های آیینی و جسدها برای مراسم ها استفاده میشود و این ماسک ها در غارها نگه داری می شود.

دوگون ها مسلمان یا آنیمی هستند . پک توگونما، خانه ی کلمات که نشان مرکز اجتماعی مردان است، در هر کدام از دهکده های دوگون ها موجود است.

سقف کوتاه که توسط حکاکی یا مجسمه سازی حمایت می شود، از بحث های تعصبی و هواخواهی که از تشنج زدایی درون جنگ می آید، جلوگیری میکند.

سمبل ها و نمادهای با معنی «توگونا» را احاطه کرده است. در دشت «گوندو» ستون های «توگونا» اغلب از چوب «کایل» تراشیده و حکاکی میشوند و اغلب موضوع هایی درباره ی زایش و باروری را نمایش میدهند.تعداد زیادی از حکاکی ها از سینه ی زنان هستند. دوگون ها ضرب المثلی دارند که میگوید: » پستان دوم تنها به خدا » (با عرض پوزش این جمله ی انگلیسی معنی مشخصی برای ترجمه نداشت.مترجم.)

متاسفانه ، کلکسیونرها، قسمت هایی از ستون ها که اشکال پیچیده تری را دارند، با عبور کردن افراد سالمند دهکده به یغما برده اند. این ناقص کردن ستون های حکاکی شده، امنیت آن ها را تضمین میکند.

» آماگومه دلو » راهب و غیب گویی در روستای » بونگو » مراسمی را انجام میدهند، او با دیدن نشانه ها و شبکه ها در ماسه پیشگویی میکند. هنگام تاریک و روشن و گرگ و میش شدن هوا، او سوال های خود را روی ماسه برای جواب گرفتن از روباه مقدس میکشد و مینویسد. مردم دوگون باور دارند که روباه دارای قدرت های ماوراء طبیعه است.

قبیله ی دوگون ممکن است سوال هایی همچون، مردی که من عاشقش هستم، او نیز مرا دوست دارد؟ یا، آیا پیشنهاد شغلی کار در کلیسا را قبول کنم یا نه؟ را از غیب گو بپرسند. هنگام صبح، غیب گو پاسخ هایی را که روباه روی ماسه برجا گذاشته است را تعبیر میکند و میگوید.

روباه حتما می آید ، چون خود میداند ارزن، شیر و بادام زمینی برای او ، این حیوان مقدس در آنجا آماده شده است.

واشنگتن پست – دوگون – ویکی پدیا ( انگلیسی )

نومو

NOMMO

-          نجوم و اختر شناسی

دوگون ها به علت داشتن دانش اختر شناسی و آموخته های سنتی شفاهی شان در این علم بسیارمعروف هستند ؛ اگر به هزاران سال پیش از این بازگردیم ، در مورد منظومه های ستاره ای ، پیوندی بین صورت فلکی شعرای یمانی و ایزیس ، الهه ی مصری می بینیم.

تا قرون 19 و 20 میلادی ، در مورد دانش اختر شناسی دوگون ها و این که آن ها این دانش را از کجا آموخته اند اکتشافی صورت نگرفت.

سنت شفاهی آن ها می گوید که «نومو» این دانش را به آن ها آموخته است.

منبع اطلاعات و دانش آن ها شاید به زمان کاهنان مصر باستان برسد.در سال 1930 میلادی ، 4 کاهن دوگون ، مهم ترین و ارزشمند ترین سنت های نا گفته و در راز نگاه داشته شان را با دو انسان شناس فرانسوی ، به نام های «مارسل گریال» و «گرمین دیه ترلن» ، با 15 سال شاگردی و کارآموزی  این دو فرانسوی در قبیله در میان گذاشتند.

http://reinep.files.wordpress.com/2010/03/dogonmask.jpg?w=604

این ها افسانه های مرموز و در راز مانده ای در مورد ستاره ی شعرای یمانی (در فارسی به آن «شباهنگ» و در انگلیسی به آن “Sirius” می گویند. مترجم) که 6/8 سال نوری با زمین فاصله دارد بود.کاهنان دوگون می گویند که ستاره ی شعرای یمانی دارای ستاره ی همدمی است که از چشم انسان پوشیده و نا مرئی است.آن ها حتی اظهار می کنند که این ستاره مدار بیضوی با دوره ی گردش 50 ساله ای دارد که به دور ستاره ی شعرای یمانی می گردد که این ستاره کوچک و به طرز شگفت انگیزی سنگین است و به دور محور و قطب خود دوران می کند و می چرخد.

انسان شناس ها به طور ابتدایی این معلومات را در یک مجله ی گمنام انسان شناسی منتشر کردند، زیرا آن ها قدر و اهمیت اختر شناسی و علمی این اطلاعات مهم را نمی دانستند.

چیزی که آن ها نمی دانستند این بود که از سال 1844 میلادی ، اختر شناسان به این نکته مظنون شده بودند که ستاره ی شعرای یمانی همدمی دارد ، یعنی آن ها حدس زده بودند که این ستاره باید همدمی داشته باشد.هنگامی که آن ها با رصد های انجام شده پی بردند که ستاره ی شعرای یمانی در مسیر خود تلو تلو می خورد و لنگ می زند و می لرزد ، گمان آن ها به یقین و واقعیت تبدیل شد.

در سال 1862 ، الوان کلارک ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را کشف کرد که با کشف او معلوم شد که این ستاره منظومه ای دو ستاره ای است.

http://africa.si.edu/exhibits/inscribing/images/eduimages/5.-Dogon-rock-paintingsLG.jpg

در سال 1920 ، معلوم شد که ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی ، یعنی شعرای یمانی B ، یک ستاره ی کوتوله ی سفید است.کوتوله های سفید ستاره هایی کوچک ، متراکم و چگال اند که به طور کم نور و تاریک می درخشند.کشش جاذبه ی این ستاره ی همدم ، علت تلو تلو خوردن ستاره ی شعرای یمانی است.شعرای یمانی B از سیاره ی زمین کوچکتر است.

دوگون ها نام این ستاره ی همدم را پوتولو (potolo) به معنای ستاره ی تولو ، و به معنای کوچکترین بذر- پو گذاشته اند.بذر به خلقت مربوط است و بر می گردد ؛ در این جا شاید به معنای خلقت انسان.با این اسم (بذر) آن ها کوچک بودن ستاره را توصیف می کنند.آن ها می گویند این کوچکترین چیزی است که وجود دارد.آن ها حتی ادعا می کنند که این «سنگین ترین ستاره» است و به رنگ سفید است.دوگون ها بدین گونه ستاره ی همدم ستاره ی شعرای یمانی را با سه مشخصه ی اصلی و عمده به عنوان یک کوتوله ی سفید توصیف می کنند:کوچک ، سنگین و سفید.

توصیف نومو

نومو ها ارواح و روان های اجدادیشانند (گاهی اوقات مربوط می شود به خدایان( که به وسیله ی قبیله ی دوگون مالی پرستش می شده اند.کلمه ی نومو از یک کلمه ی دوگونی به معنای «درست کردن یک نوشیدنی» مشتق شده است.نومو ها معمولا مخلوقاتی دو جنسه (ذوحیاتین ، خاکی و آبی.مترجم) و ماهی مانندی توصیف شده اند.هنر های بومی ، نومو ها را مخلوقاتی شبه انسانی ، با دست و پا و مانند ماهی با دم نشان می دهند.

گاهی حتی به آن ها «ارباب آب» ، «آگاهی دهندگان و انگیزانندگان» و «معلمان» می گویند.

 

خدایان ذوحیاتین (دو جنسه)

نومو را می توان تک و منحصر بفرد یا گروهی از ارواح به عنوان یک کل نامید.معنی این عنوان یعنی «نومو» را میتوان «به طور مشخص فرد» و «نومو ها» را میتوان به گروهی از
«هستی ها یا بودن ها» ربط داد

نومو شایسته ی اسم هایی همچون «منحصر به فرد» یا «گروهی از ارواح به عنوان یک کل» نیز هستند.

اسطوره شناسی (افسانه شناسی) نومو

اسطوره شناسی نومو اظهار می کند که نومو اولین مخلوقی بود که توسط خدای آسمانی ، آما ، آفریده شد.اندکی بعد از این خلقت نومو تحت تاثیر یک دگرگونی قرار گرفت و به 4 جفت دوقلو تبدیل شد.یکی از این دو قلو ها علیه نظم جهانی که توسط آما خلق شده بود،شورید.آما ،برای دوباره نظم بخشیدن به خلقتش یکی دیگر از اولاد و دودمان نومو را قربانی کرد و بدن او در سراسر جهان تجزیه و پراکنده شد.این پراکندگی بدن ، توسط دوگون ها ، به عنوان منبعی برای ازدیاد معابد بینو در سرزمین مادریشان تلقی شد ; بدین صورت که هر جا که تکه ی بدنی افتاد ، آن ها معبدی بنا کردند.

در اواخر سال 1940 میلادی ، دو انسان شناس فرانسوی نامبرده ( که از سال 1931 با دوگون ها کار می کردند و به سر می بردند) ، میراث داراطلاعاتی ارزشمند و مرموز دیگری نیز شدند و آن چیزی نبود جز اسطوره شناسی مهر و موم شده و مرموز دیگری درباره ی نومو.

دوگون ها به این دو انسان شناس ، باوری را گفتند که می گفت نومو ها ساکن و مقیم و اهل ستاره ی گردنده به دور ستاره ی شعرای یمانی بودند!

نومو ها با یک کشتی فضایی به همراه غرش و صدای رعد آسا و آتش از آسمان فرود آمدند.بعد از پایین آمدن ، آن ها مخزن آبی ساختند و در آن به غواصی پرداختند.افسانه های دوگون ها اظهار می کند که نومو ها نیازمند زندگی در محیطی با مایع آب بودند.

بر حسب افسانه ای که گرایل و دیه ترلن نقل می کنند :نومو بدن خود را در برابر انسان ها قسمت قسمت و تکه تکه می کرد تا انسان ها از آن تغذیه شوند.شاید به همین دلیل نیز آن ها میگویند که جهان «نوشیده از بدن او» است; نومو همچنین انسان ها را وادار به نوشیدن کرد.او تمام وجودش را به هستی های انسان بخشید.نومو به یک درخت به دار آویخته شد و مصلوب شد ، اما زنده و احیا شد و به خانه و دنیای مادری خودش بازگشت.افسانه های دوگون می گوید او روزی در قالب انسانی ، برای ملاقات دوباره ی زمین در آینده باز خواهد گشت.

Enki or Ea-in

 جدال

 در سال 1970 کتابی با عنوان » راز شباهنگ » درباره ی سنت ها و باورهای دوگون ها در باب ستاره ی شباهنگ و نوموها توسط » رابرت تمپل » به چاپ رسیده و به محبوبیت قابل توجهی نیز رسید. در این کتاب » رابرت تمپل » به این نتیجه رسید دانش دوگون ها درباره ی نجوم و پدیده های غیر قابل رویت کیهانی را فقط در صورتی میتوان توضیح داد که قبول کرد این دانش ها توسط نژاد فرا زمینی که در برخی نقاط در زمان های گذشته به ملاقات دوگون ها آمده بودند به آن ها داده شده است. او این قبیله را به افسانه ی نومو ربط داد و قانع شد و به این پی برد که نوموها ساکنان فرا زمینی منظومه ی ستاره ای شباهنگ بودند که در گذشته های دور چندین بار به زمین سفر کردند و دانش درمورد منظومه ی ستاره ای شباهنگ ( شعرای یمانی را ) ، ( مانند منظومه ی شمسی ما ) را در اختیار قبایل دوگون قرار دارند.

http://preterhuman.net/texts/other/crystalinks/siriusdna.gif

در این حال،» والتر ون بیک » ، انسان شناسی که درباره ی دوگون ها مطالعه میکند، هیچ شواهدی از اینکه دوگون ها ذره ای دانش تاریخی درمورد ستاره ی شعرای یمانی را در گذشته داشته اند پیدا نکرد.

ون بیک مطرح کرد که » گرایل » درگیر مسایلی همچون مشکلات پرسش از منابع دوگونی خودش شد که در طی آن افسانه ها و اسطوره های جدیدی با درد دل ها و صحبت های دوگون ها به وجود آمد.

«کارل ساگان » در اولین گردهمایی دوگون اشاره کرد که دوگون ها دانش خود در مورد این که ستاره ی شباهنگ ستاره ای دوتایی است را در سال 1940 کسب کردند، یعنی در حالیکه فرصت فراوانی نیز داشتند تا دانش خود در مورد علوم کیهانی درباره ی ستاره ی شعرای یمانی و منظومه ی شمسی را در تماس با جوامع زمینی و انسان ها را ارتقا دهند. (یعنی او میگفت دوگون ها دانش خود را در همین 70 سال اخیر کسب کرده اند.)  نیز باید به این نکته اشاره کرد که سیستم های ستارگان دوتایی مثل شباهنگ دارای منطقه بسیار محدود و یا منطقه  ای غیر مسکونی برای حفظ سیاره ای قادر به حفظ زندگی  ، آن طور که نوموها از زندگی وابسته به آب میگویند، هستند.

http://www.buyafricanantiques.com/images/Dogon-statue.jpg

بعد از این انتقاد شدید از سوی ون بیک، دختر و همکار » مارسل گرایل » ، » جنو یو کالاما گرایل» ، با دفاع از گفته های پدرش ، انتقادات ون بیک را رد کرد و این گفته های او را ناشی از حدس و گمان اشتباه که ریشه در جهل آشکار و عادت درونی او دارد ، دانست. اما ون بیک به نقل از خود و انسان شناسان دیگر همچنان به این گفته ی خود که دوگون ها در مورد ستاره ی همدم شباهنگ میدانستند ( » امه یا » یا ستاره ای بزرگتر از شباهنگ «ب » ،اما در بزرگی سبکتر و کمنورتر ) درست است، پایبند ماند و باعث شد که این موضوع همچنان مورد بحث قرار بگیرد.

در سال 1995، مطالعات گرانشی احتمال وجود ستاره ی کوتوله ی قرمز را که به دور شباهنگ میگردد، نشان داد. اما مشاهدات بیشتر این موضوع را تایید نکردند.

روزنامه نگار و شخص شکاکی به نام » جیمز ابرگ » که مقاله هایی درباره ی فضا مینوشت ادعای ظاهر شده در مورد افسانه و اسطوره شناسی دوگون را در کتابی که در سال 1982 به چاپ رسید جمع کرد. او تصدیق میکند که فرضیات اخیر کاملا اتفاقی هستند و هیچ پایه و اساس و شواهد مستندی ندارند و نتیجه میگیرد که رمز و راز ستاره ی شباهنگ همیشه به همین صورت باقی خواهد ماند، همان طور که از اسمش پیداست : » معمای شباهنگ » .

پیش از این، منتقدان دیگری مانند ستاره شناسی به نام » پیتر پش » و همدستان او » رولاند پش » و » ایان ریدپث » ،دانش پیشرفته ی اختر شناسی دوگون ها را حاصل مخلوطی از زیاده روی در شرح و بیان توسط مفسران و عدم خلوص و ناپاکی  فرهنگی دانسته اند.



سه شنبه 12 / 6 / 1391برچسب:, :: 13:41 ::  نويسنده :

مورد حقوقی اي كه بيشتر نگران کننده است از آدم ربایی هميشه گي بیگانگان
نوشته شده توسط هیبرید
اخطار : این مقاله شامل تصاویر گرافیکی از قطع عضو انسان است.البته عكسهاي اين فرد در لينك منبع است .

این مورد شامل يك نمونه در  1994 است كه سبب نگراني بيشتري شده  از ربودن ومرگ یک انسان تنها که همیشه دیده می شود.
موضوع به مثابه  قطع عضو وحشیانه انسان است . اما واقعیت این است که آنچه رخ داده نسبت  به او به مراتب بیشتر نگران کننده تر از  يك خشونت ساده  است و آن اين كه این نقص عضو ها مورد نظام مندي  داشته است.
هر کس به سطح كار  دقت كند  متوجه مي شود كه آنها  نقاط خاص بدن  و ارگانهای داخلی بدن را به طور خاصي  می خواستند. آن چه حذف شده  چشم چپ ، گوش چپ ، لب ها ، زبان ، و استخوان فک.

 
 
 

.
و وقتي به نیم تنه فوقانی ميرسيم ،كاملا به  دو «سوراخ زهکشی» در  قفسه سینه ختم ميشود.
و بعد كل مقعد از ترک اثري نيست و یک سوراخ بزرگ  شبيه خمیازه ، شبیه به یک سیب حذف  شده  است هسته از مرکز  قاچ خوردن در خارج به طور کامل دست نخورده .
علاوه بر این پیچیدگیشان این واقعیت است که هیچ خونريزي وجود نداشت. روشن است که این نقص سیستماتیک با سرعت و دقت به  اجرا در آمده   و طراحی شده توسط هوش پیشرفته اي بايد باشد.
و این چیزی است که باعث ناراحتي و نگراني زيادي مي شود.
اگر ما فرض كنيم که این آدم ربایی  توسط هوش بیگانه اي  انجام شده  ، پس وقت آن است که تجدید نظر كنيم نسبت به اطلاعات و دست يافته ها ويا  نظرياتمون درباره مقاصد خاص قابل تصور ، دیدگاه های اخلاقی و برنامه های عمومی که برخی از بازدید کنندگان فرازمینی ما ممکن است داشته باشند.

ما چه  می دانیم؟

در سال 1998 ، چهار سال پس از از آن در برزیل محققي به نام  زاپاتا كارسيا Carcia و نيز  دکتر روبنس  Rubens براي  اولین بار اطلاعات مربوط به مورد رو به مردم نشان دادند .
اين جسد در  مخزن گوآراپيرانگا  Guarapiranga ، واقع در منطقه جنوب شهرستان  سائو پائولو ، برزیل پیدا شد.

اين تصوير همان منطقه است.

زاپاتا و دکتر روبنس تا به حال یک سری از عکس ها را كه از درون خود نيروي  پلیس برزیل درز كرده و به آْن ها رسيده  را پخش كرده اند  و در اين پژوهش با تعجب سر از تحقیقات اولیه فایل های خود  در اين رابطه كه  ارائه شده است در آورده اند..
پلیس مسئول تحقیق جنایات… ميگويد اين قتل  حتی فراتر از ذهن خشن ترین مورد  جنایی می تواند باشد و همين مي تواند ثابت كند كه چقدر غير قابل تصور است  اثري از هيچ زد و خورد يا مبارزه اي ديده و گزارش نشده است كه معمولا در خشونت ها ديده ميشود پس اتفاقي بدون خشونت معمول در اینجا رخ داده است. بدون طناب و یا سلاح  در اين كار  شرکت داشته اند.

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-abduction-autopsy-report.png

گزارش کالبد شکافی  بیشتر از آن چه از پليس شنيده شده ميتواند  در مورد آنچه اتفاق افتاده است  فاش کند. بر اساس این گزارش کالبد شکافی : «ما مشاهده  مي كنيم حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، سمت راست و منطقه زیر بغل سمت چپ ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، راست و کشاله ران  انجام شده و سپس منطقه را ترک کرده اند.»
علاوه بر اين عكس ها كه براي عموم پخش شده در سايت ميتوانيد عكس هاي حذف شده را بيش از آنچه اين جا هست دانلود كنيد كه بتوانيد نحوه و شكل قرباني را شناسايي كنيد و همين طور گزارش كامل كالبد شكافي هم در آن گذاشته شده است .
گزارش  کالبد شکافی :
«مناطق زیر بغل هر دو طرف نشان داده  که در آن نقاط نرم ارگان  جسد حذف شده و برش در صورت ساخته شده بودند ،  داخل قفسه  سینه ، شکم ، پاها ، بازوها وخود  قفسه سینه. شانه ها و بازوها را با سوراخ هايي به قطر  1 – 1.5 اینچ  آن بافت و عضلات ميتوان ديد. استخراج لبه های سوراخ  تا اندازه لباس  بود. قفسه سینه به علت برداشتن ارگانهای داخلی بدن منقبض شده بود. «

در ادامه گزارش کالبد شکاف مي گويد  : «ما  حذف از راست و چپ مناطق مداری ، تخلیه از حفره دهان ، حلق ، اروفارنکس ، گردن ، راست و چپ منطقه زیر بغل ، شکم ، داخل حفره لگن خاصره ، ران راست و چپ منطقه را مشاهده ميكنيم «.

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/IAO-logo.jpg

«برش کوکی» چاله ها، دقيق ، در موقعیت های استراتژيك  در سراسر بدن مورد استفاده قرار گرفته و برای استخراج ارگانهای داخلی بدن انجام شده است. این سطح از دقت نشان می دهد که عملیات با سرعت تمام ، با استفاده از گرما یا لیزر ، رخ داده  و شخص اعدام شده  هنوز زنده بوده است .

در این تصویر شما به وضوح می توانید اندام های خارج شده از بدن را و  توخالی و پوکی بودنش را ببینید. حفره در مرکز شکم نقطه استخراج را  نشان می دهد

«با امتحان داخل جمجمه معلوم مي شود كه بعد از باز كردن حفره جمجمه  با استفاده از روش گرايسينگرGriessinger مغز آدم خارج شده است .
مشخصا چنين موردي درد وحشتناكي داشته است و همين باعث شده كه در نتیجه کالبد شکافی به صراحت بعنوان علت قطعي مرگ  آمده باشد :
«…و نيز دستگاه هاي قلب ودستگاه هاي  تنفسی با درد شدیدي بشدت آسيب ديده اند و اين آسيب ها  نشان می دهد قرباني  واکنش حیاتی ، داشته يعني اين  مولفه وجود داردكه » شکنجه » به شیوه خاص مورد نظر است . برش در قسمت نرم و مدخل طبیعی است با استفاده از دستگاه های خاص».
علاوه بر عکس های تکان دهنده ،  گزارش رسمی کالبد شکافی پرهیاهو اين واقعيت را می گوید که قربانی  برش شده با استفاده از «دستگاه های مکنده» درجه بالا

اين نمونه سطح نگراني را بالا تر مي برد بعنوان هيولايي كه بر انساني چيره يافته است
اين حرف ها به اين ختم مي شود:

الف) استخراج  قطعات بدن با  استفاده از ادوات خاص  و بي ضدو خورد

ب) افراد مسئول اين عمل  ، به احتمال زیاد از این سیاره نیستند.

http://alien-ufo-research.com/reptilians/Reptilian.jpg

عاملین این جنایت

با توجه به بی رحمانه ترين و غیر اخلاقی ترين مورد در نقص عضو كردن و طبيعت این نقص هاي مشکوک فرازمینی و نتیجه کالبد شکافی كه  حمله قلبی به علت درد شدید را نشان ميدهد  متاسفانه محرز است كه  ، این قربانی  به طور تقریبا قاطعانه ای زنده بوده است با در نظر گرفتن مشخصات روانی بشر اين كار در اینجا غير ممكن است . روشن است که انسان يا چيز يا شخصي كه اين نظام دقيق را در كارش بدون  در نظر گرفتن اصول اخلاقی زندگی بشرانجام داده است يك چيز دقيقا منظم بوده  چيزي كه هوش داشته باشد و اين درد را درك كند نمي تواند چنين كاري انجام دهد چون قطعا مرگ فوق العاده دردناك بوده

آيا انسان می تواندچنين كاري انجام دهد ؟

اگر شما تردیدداريد  در مورد فرضیه این ايجاد نقص كردن، خب چه كس دیگری می تواند از انجام این کاربر بيايد؟
در مرحله اول ، ذهن بدين سو مي رود که سازمان هايي  در درون دولت هاي خود ما بوده اند؟ با توجه به آنچه ما می دانیم  در مورد دستگاه های اطلاعاتی و تكنولوژي  بیش از دولت ایالات متحده در اين مورد نداريم اما آیا این سازمان ها باید تکنولوژی را به انجام این کاربه كار برند؟  يا  فن آوری که برای استخراج مواد بدين صورت  نظام مند و موثر است را ميتوانند داشته باشند يا نه؟
آیا مجامع نظامی صنعتی ، چند تریلیون دلار بودجه خود را صرف اين ميكنند كه چنين طرحي قابليت اجرا دارد تا نقص فني آن را ببينند؟
و اگر چنین است ، چرا؟ چه  نیازي به ارگان های داخلی بدن موجود *زنده بوده * دارند ؟ یکی دیگر از سوال گیج کننده اين است كه چرا شواهد را نمي پوشانند. چه دلیلي دارد كه چيزي به جا بگذارند كه بعد شواهدي باشد براي انظار عمومي ؟
پس از آن احتمال دیگر وجود دارد. که این هرچيزي هست  موجودات زنده باعث اين موارد نيستند . آنهایی که مسئول این آدم ربایی هستند  بیگانه هايي  با هوش محاسباتی شده اند . روبات هاي بیگانه تنها چيزي است كه  ممکن است وجود داشته باشد براي اين عمل …يا آن چه  قابل تصور است که می تواند وجود داشته باشد سازمان نژادهايي داراي هوش روباتیک که دارای قابلیت هایي باشند و آن هم  واقع در میان ستارگان.

يا  حداقل اين  است ، با توجه به این واقعیت که هر کس مرتکب این استخراج نظام مند شده است و حتی از راه دورهم باشد قطعا  از حد احساس انسانی خارج است.

قطع عضو  گاو Mutilations

احتمالا  اصطلاح «قطع عضو گاوي » را شنيده ايد .  موارد قطع عضو شده اي هستند كه بيشتر از انواع انسان ديده مي شوند در اين مورد  قطع عضو گاو گزارش شده در ایالات متحده و موجوداتي چون خرس ها .

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/cattle-abduction-mutilation.jpg

صحنه فوق از صحنه قطع عضو گاو منتشر شده است. شباهت در به دقت برش داده شدن وعملكرد در اين برش ها در ارگان های توخالی و پوکی عملکرد شباهت به آن دارد كه  رخ داده در مورد  مقتول گوآراپيرانگا.

متاسفانه ،واقعيت  این است که قطع عضو  گاو هم …هرگز منتشر نشده است. به معنای واقعی کلمه صدها مورد مثل این وجود دارد –

با تمام روش هاي سازگار به از بین بردن اندامهای داخلی بدن و مواد با استفاده از فرایندهای پیشرفته فن آوری که به نظر می رسد براي  تحریک كردن جهت جنگ و و نشان دادن  قابلیت های فوق مدرن  روشهای پزشکی است چه ميتوان گفت؟

Many REPTILIANS are seen wearing hooded garments. 
A lower order malevolent reptilian (soldier type). 

دستور کار بیگانه

این مورد و شواهد تجربی اين چنيني  حداقل براي  برخی از بازدید کنندگان دنياي خارج دوستانه نیست. با توجه به مقدار  بشقاب پرنده ها و فعالیت در بیرون از محیط زمین به گواه هزاران فیلم  و عکس  در آرشیوهای عمومی ، از جمله کامپیوتر در فیلم خود ناسا ، این احتمال وجود دارد که وجود نژادهای مختلف موجود فرازمینی در منظومه شمسی وجود داشته باشد .
یک زمین شناس سابق و مهندس ، فیل اشنایدر ، که در سال 1990 به علت مرگ مشکوکي فوت كرده است سابقا ادعايي کرده بود درباره  ارتش آمریکا و نیروهای نظامی بین المللی از جهان  ديگركه از او نقل  قول ميكنيم :

«زمين درگیر،درگيري هاي  مداوم با بیگانه در  فضا شده است «از هر دوطرف  ، زیرزمینی و بالاتر از سطح زمين . او گفته بود  : این بیگانگان ، شامل خاکستریها کوچک ، خاکستریها بزرگ ، ورپتايلاين ها  ميباشد .

http://www.alienvideo.net/0805/img/alien-mutilation/alien-agenda.jpg

http://www.bibliotecapleyades.net/imagenes_montauk/montauk_alien_1.jpg

نژاد خزندگان فضايي (رپتيليان) كه در پروژه سفر در زمان مونتياك هم ديده شد.اين نقاشي را اعضاي اين پروژه كشيدند.

چه چيزي جمعيت بشر را تهديد مي كند؟

در حالی که  با قبول این موارد بايد  نتیجه گیری كنيم  قلمرو ما مركز توطئه شده است و  به نظر می رسد که به هر حال برخي از این موارد و حوادث در مناطق مختلف از ديد ما پنهان مانده است و توسط اشخاص خاص انجام شده اين  موارد  منطق ما را وا ميدارد كه قطعا زمين ما بيرون از محيط خودش در حال حاضر  بازدید کنندگاني از سيارات ديگر دارد كه ميخواهند با ما درگير شوند .در اين نتيجه گيري شواهدي كه  شامل چند صد شرکت بزرگ ، دولت ، و شاهدان نظامی که مطلب ارائه كرده اند و  كنگره هاي مختلف سري به عنوان بخشي از افشاي اين پروژه ها به ميان نيامده است .

عكسهاي جسد اين فرد در لينك منبع. بيماران قلبي نبينند.

منبع:   http://www.alienvideo.net/0805/alien-abduction-mutilation.php



Kabbalah (Paperback)

در ودا های هند و ستان از سیارات مختلف سخن به میان آمده در 

((کاببالا  kabbala ))از سیارات مختلف و انسانهای ساکن آن بحث می

 شود .در این بخش آمده است:

آسمان اول:سا کنان و اهالی دنیای ((گه  Geh))با کاشت و بر داشت روز

 گار شان را می گذرانند و نیازشانرا رفع می نمایند. جهان آنها نیمه تاریک

 است اما از گندم وسایر حبو  بات محرومند. دنیای آنها دارای آب وخشکی

 است و حیوانات بزرگ در آن زندگی می کنند .

آسمان دو م:سا کنان و اهالی دنیای ((نس زیا Nesziah  ))که از

گونه موجودات صحرائی هستند . آنان نیز ازخار وخس و گیا هان تغذیه می

کنند مو جودات کو ته قامت با بینی های بزرگ هستند که بجای دماغ از دو

سوراخ  سر شان تنفس می نمایند فرامو ش کار بوده و کاری را که شروع

 می کنندنمی دانند برای چه شرو ع  کرده اند و چه هدفی دارند.

دنیای اینها پراز نعمت و ثروت است.در آسمان این جهان یک خورشید سرخ

 دیده میشود.

آسمان سوم:سا کنان و اهالی دنیای ((آرکا  Arka  ))ساکنان این

 دنیا نبایدچیزی بخورند که دیگران می خورند آنها دائما به آبهای زیر

زمینی نظر دارند.آنها مردمان با انصافی هستند و بیش از دیگر مو

جودات مو من هستند .آنه خیلی ثروتمند می باشند و دارای بنا های

بسیار است ولی در دل خاک آنجا منابع زیادی نهفته است  ودر آسمان این 

دنیا دوخورشیددیده میشود .

آسمان چهارم:سا کنان و اهالی دنیای((ته بل Thebel))تمام احتیا جات

 خود را از آب تهیه می کنند  از تمام مو جودات ما فو ق ترند و دنیایشان به

 مناطق مختلفی تقسیم شده.

 مر دم مناطق نیز با رنگ و قیا فه هایشان شنا خته می شوند

 واز هم متمایز ند .این مردم می توانند مردگان خود رازنده کنند.

 و دنیای اینها خیلی دور تر از خور شید شان است.

آسمان پنجم:سا کنان و اهالی دنیای((ارض Erez)) از دنیای است که

مر دمانش دارای قامت های بلند بوده ودو دست ودو پا دارند. هر نوع چیزی

را می نو شند و می خورند به آنها آدم گفته می شودو وارثان آدم هستند .

آسمان ششم:سا کنان و اهالی دنیای((آداماح  Adanah)) دنیائی است

که ساکنان این سر زمین نیز شبیه آدم هستندو از بازماند گان آدم هستند .

این گروه از افسردگی و  بی دلخوشی بودن زمین خسته شده و شکایت

داشت. این گروه از دنیای عرض خسته و یا نا امید شده وبه این دنیا آمده اند

اینها بر روی خاک کار کرده و گیا هان را پرو رش می دهند و نان وگوشت

می خورند  گاهی غمگین و گاهی با هم می ستیزند.

در این دنیا رو ز ها  طو لانی است دراین دنیا خورشید و ستا رگان دیده می

 شوند این دنیا چندین بار تو سط اهالی تبل مورد زیارت و بازدید قرار گرفته

است. ولی پس از مدتی از فرامو ش کاری آنها رنجیده شده وبه همین

 جهت است که دیگر کسی به یاد ندارد که به  این جهان باز گشته باشند .

مردم این سیاره دو چار ضعف حا فظه شده و نمی دانند که از کجا

آمده اند و چه کسانی هستند .

آسمان هفتم:سا کنان و اهالی دنیای((عرقه)) چشم دارند و می

 بینند. 

 مو جوداتی هستند که بذر می کارند و گیا هان را پرورش می دهند و از آنها

تغذیه می کنند.قیا فه هایشان از قیا فه های ما کاملا متفاوت است .

 هر زمان بخو اهند به دنیا های دیگر می تو انند سفر کنند و به تمامی زبا

 نهای دنیا های دیگر آشنائی دارند و قادر ند تکلم کنند .

آنان از علم و دانش پیشرفته ای بر خوردارند وخورشید دنیای آنها خورشید

 دیگری (متفاوتی )است.



صفحه قبل 1 2 3 4 5 ... 20 صفحه بعد

بیگانگان فرازمینی
اخرین اخبار و مدارک از بیگانگان فرازمینی و عجایب شگفت انگیز گوشه و کنار دنیا
درباره وبلاگ
آخرین مطالب
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان حقایق خاموش و آدرس aliens.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان



نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 16
بازدید دیروز : 100
بازدید هفته : 460
بازدید ماه : 116
بازدید کل : 6612
تعداد مطالب : 133
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1